اتاق 24 مجموعه ای از اخبار سیاسی، اقتصادی و اتاق بازرگانی ایران

کد: 12115
بروزرسانی: چهارشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۱ ۲۱:۰۷

نحوه سازماندهی کمک های بازسازی برای اوکراین پس از جنگ

 


قبل از اینکه بودجه قابل توجهی به بازسازی اوکراین اختصاص داده شود، تعیین اینکه چه کسی این پول را کنترل و هدایت خواهد کرد و بازسازی چگونه ساختار خواهد یافت، مهم است. شفافیت داخلی و خارجی و همچنین برنامه ریزی برای پروژه ای که ممکن است سال ها طول بکشد بسیار مهم خواهد بود.

در اوایل این ماه، نمایندگان بلندپایه بیش از 40 کشور در لوگانو، سوئیس گرد هم آمدند و از طرح‌های بلندپروازانه بازسازی اوکراین حمایت کردند. کنفرانس بازیابی اوکراین نقطه عطف مهمی در آماده سازی برای بازسازی اوکراین بود که نشان می دهد ممکن است پس از جنگ منابع قابل توجهی در این کشور سرمایه گذاری شود. اما این کنفرانس در مورد موضوعات کلیدی روشنگری نکرد. بازسازی چگونه سازماندهی خواهد شد - و چه کسی پول را کنترل و هدایت خواهد کرد؟

اینها سؤالات دشواری هستند که نیاز به بررسی کامل دارند و باید قبل از تخصیص بودجه قابل توجه به بهبود اوکراین، به آنها پرداخت. یک طراحی بهینه نشان دهنده اهمیت چندین عامل است.

برای شروع، لازم است مشخص شود که بازسازی تا چه حد متمرکز یا غیرمتمرکز خواهد بود. یک افراطی Gosplan است، آژانس شوروی که جزییات تولید را دیکته می کرد. اگرچه اقتصاد برنامه ریزی مرکزی اتحاد جماهیر شوروی در بلندمدت شکست خورد، برنامه ریزی مرکزی می تواند منابع را در کوتاه مدت بسیج کند. اما این سود کوتاه مدت هزینه بالایی دارد - همانگونه که اقتصاد شوروی با ناکارآمدی مواجه بود.

در نهایت، تمرکززدایی کامل با تعهدات فردی است. به عنوان مثال، هامبورگ اخیرا متعهد شد که به کیف کمک های بشردوستانه ارائه کند. 

این رویکرد می‌تواند در افزایش «مالکیت» محلی اوکراین بر بازسازی مؤثر باشد: از آنجایی که کیف درخواست کمک کرده است، به احتمال زیاد به خوبی از آن مراقبت خواهد کرد. از سوی دیگر، تمرکززدایی می تواند منجر به تکرار تلاش و عدم هماهنگی شود.

یک رویکرد مرتبط این است که بازسازی را بر پروژه‌هایی شبیه به پروژه‌هایی که بانک‌های توسعه در اقتصادهای نوظهور انجام می‌دهند متمرکز کنیم. این یک مدل مفید برای رفع نیازهای هدفمند است - به عنوان مثال، کمبود برق در یک منطقه خاص. اما برای بازسازی کشورها چندان مناسب نیست. 

برنامه های بازسازی شکست خورده در افغانستان و عراق پس از سال 2003 نشان می دهد که هماهنگی بین کمک کنندگان و دریافت کنندگان در پروژه ها کاملاً ضروری است.

افق بهبود نیز باید مشخص شود. این فرآیند ممکن است سال ها طول بکشد، بنابراین برنامه ریزی چند ساله حیاتی است. طرح مارشال برای اروپا پس از جنگ جهانی دوم، که به این ترتیب طراحی شد و چهار سال به طول انجامید، اغلب به عنوان پایه‌های رشد سریع اروپا در دوره پس از جنگ شناخته می‌شود. اما تا سه سال پس از پایان جنگ آغاز نشد. در همان زمان، سازمان ملل متحد تازه تاسیس نیز کمک های قابل توجهی به اروپا کرد. با این حال، بر خلاف طرح مارشال، برنامه‌های سازمان ملل در مورد مدت زمان پیش‌بینی‌شده آن چنان با عدم اطمینان مواجه بودند که دولت‌های اروپایی نمی‌توانستند برای ادامه سالی به سال دیگر به آن‌ها تکیه کنند.

تجربه اوکراین به‌عنوان دریافت‌کننده کمک‌های مالی برای حمایت از تلاش‌های جنگی کنونی، خطرات را نشان می‌دهد و هنگامی که فشار فوری برای معامله با روسیه کاهش یابد، سیاستمداران در اوکراین و غرب ممکن است اولویت های خود را تغییر دهند. 

برای مصون ماندن بازسازی از چنین هوس‌هایی، کمک ها باید توسط یک سازمان با ثبات و تکنوکراتیک سازماندهی شود که بتواند بر برنامه‌ریزی و اجرای آن نظارت داشته باشد و و نسبتاً از آشوب زندگی سیاسی مصون بمانند. 

وضعیت جدید اوکراین به عنوان یک کشور نامزد اتحادیه اروپا باید در اینجا کمک کند. ما معتقدیم که بازسازی و الحاق باید فرآیندهای مشترکی باشد. بازسازی اوکراین تنها در مورد بازسازی زیرساخت های فیزیکی نیست، بلکه به نوسازی عمیق موسسات و زیرساخت های اجتماعی نیز می پردازد. آرزوی آن برای پیوستن به اتحادیه اروپا یک کاتالیزور قدرتمند است و باید به غلبه بر منافع شخصی کمک کند.

با توجه به تاریخچه اصلاحات کشور، این مهم است: از زمان استقلال در سال 1991، اوکراین تنها یک برنامه صندوق بین المللی پول را تکمیل کرده است. ده تای دیگر پس از اینکه اوکراین به وعده های خود عمل نکرد متوقف شدند. سهم بزرگی از رشد اقتصادی آینده اوکراین از سرمایه گذاری مستقیم خارجی حاصل خواهد شد و جریان ورودی به پایبندی به حاکمیت قانون و سایر استانداردهای اتحادیه اروپا بستگی دارد.

شفافیت داخلی و خارجی برای موفقیت روند بازسازی بسیار مهم خواهد بود. از آنجایی که بیشتر بودجه از اتحادیه اروپا تامین خواهد شد، مالیات دهندگان اروپایی کاملاً حق دارند که بدانند پول آنها چگونه خرج می شود. این باید یک پروژه مشترک باشد: به همان اندازه که اوکراین باید مالک بازسازی باشد، اتحادیه اروپا نیز باید مالک آن باشد.

مجدداً، تجربه افغانستان و عراق نشان می‌دهد که وقتی کمک‌کنندگان مالکیت کمی در روند بازسازی دارند - از طریق تصمیم‌گیری مشترک، منابع محلی، و مشارکت جامعه - عدم تعهد آنها می‌تواند منجر به عواقب فاجعه‌بار شود.

ارزشمندترین نقش اتحادیه اروپا برای اوکراین، ارائه یک لنگر نهادی خواهد بود. بودجه های هنگفت باید با دقت و شفافیت برنامه ریزی، مدیریت، گزارش و حسابرسی شوند. در حالی که اوکراین از زمان انقلاب کرامت در سال 2014 پیشرفت زیادی در ریشه‌کن کردن فساد داشته است، کار زیادی باقی مانده است که باید انجام شود. به عنوان مثال، اداره ملی مبارزه با فساد اداری و دفتر دادستانی تخصصی مبارزه با فساد اداری 18 ماه است که بی سرپرست بوده اند و اداره ملی مبارزه با فساد اداری از آوریل 2022 تاکنون رئیسی نداشته است و این امر کارایی این نهادها را محدود کرده است.

اتحادیه اروپا از طریق ظرفیت نهادی و مشروط بودن کمک‌های خود، می‌تواند به اوکراین کمک کند تا اطمینان حاصل کند که بازسازی، مانند آنچه در خلال خصوصی‌سازی‌های دهه 1990 اتفاق افتاد، هدیه دیگری به افراد مناسب نخواهد بود.

 

 

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

بازدید: 28

© تمامی حقوق این سایت برای وب سایت اتاق 24 محفوظ است.

طراحی سایت خبرگزاری