اتاق 24 مجموعه ای از اخبار سیاسی، اقتصادی و اتاق بازرگانی ایران

کد: 12074
بروزرسانی: شنبه, ۰۴ تیر ۱۴۰۱ ۲۲:۳۵

نظریه مالتوسی جمعیت و انتقادات به آن


 

توماس مالتوس با نام کامل توماس رابرت مالتوس اقتصاددان و جمعیت شناس انگلیسی است که بیشتر به خاطر نظریه اش که رشد جمعیت همیشه از عرضه غذا پیشی می گیرد و بهبود نوع بشر بدون محدودیت های شدید در تولید مثل غیرممکن است شناخته شده است.  این تفکر معمولاً به عنوان مالتوسیانیسم شناخته می شود.

مالتوس در خانواده ای مرفه به دنیا آمد. پدرش که دوست دیوید هیوم فیلسوف و شکاک اسکاتلندی بود، عمیقاً تحت تأثیر فیلسوف فرانسوی ژان ژاک روسو بود که کتاب امیل (1762) ممکن است منبع ایده های لیبرال پدر مالتوس در مورد آموزش پسرش باشد.

مالتوس جوان تا زمان پذیرش در کالج عیسی در کمبریج در سال 1784 عمدتاً در خانه تحصیل کرد. او در آنجا طیف گسترده ای از موضوعات را مطالعه کرد و جوایزی را به زبان های لاتین و یونانی دریافت کرد و در سال 1788 فارغ التحصیل شد.

او مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 1791 به دست آورد و در سال 1793 به عضویت کالج عیسی انتخاب شد و در سال 1797 دستورات مقدس را دریافت کرد.

جزوه منتشرنشده او «بحران» که در سال 1796 نوشته شد، از قوانین جدید پیشنهادی فقرا حمایت می‌کرد که ایجاد کارگاه‌هایی برای فقرا را توصیه می‌کرد. این دیدگاه تا حدودی با دیدگاه هایی که مالتوس دو سال بعد درباره فقر و جمعیت منتشر کرد، در تضاد بود. 

دستاوردهای حرفه ای مالتوس

مالتوس به طور خلاصه، به طور زمخت و در عین حال شگفت انگیز استدلال کرد که امیدهای بی نهایت انسان برای خوشبختی اجتماعی باید بیهوده باشد، زیرا جمعیت همیشه از رشد تولید پیشی خواهد گرفت.

افزایش جمعیت در صورت عدم کنترل در یک تصاعد هندسی انجام می شود در حالی که معیشت تنها در یک پیشرفت حسابی افزایش می یابد. 

نظریه مالتوسی جمعیت شامل رشد حسابی عرضه غذا و رشد نمایی جمعیت است. این نظریه اولین بار در سال 1798 در مقاله توماس رابرت مالتوس، مقاله ای در مورد اصل جمعیت منتشر شد. مالتوس معتقد بود که می توان جمعیت را کنترل کرد تا از طریق بررسی های مثبت و بازرسی های پیشگیرانه در عرضه مواد غذایی تعادل ایجاد کرد. 

جمعیت همیشه تا سرحد امرار معاش افزایش خواهد یافت. فقط «بد» (از جمله «ارتکاب جنگ»)، «بدبختی» (شامل قحطی یا کمبود غذا و بیماری) و «خودداری اخلاقی» (یعنی پرهیز) می‌توانند این رشد بیش از حد را کنترل کنند.

اندیشه مالتوس منعکس کننده واکنشی دوستانه نسبت به دیدگاه های پدرش و دکترین های انقلاب فرانسه و حامیان آن، مانند فیلسوف رادیکال انگلیسی ویلیام گادوین است.

گادوین که به طور گسترده برای آثاری مانند عدالت سیاسی (1793) معروف شده است کمال پذیری نوع بشر را بدیهی تلقی کرد و به هزاره ای نگاه کرد که در آن افراد منطقی بدون قوانین و نهادها در رفاه و هماهنگی زندگی کنند.

برخلاف گادوین (یا پیش از آن روسو) که به امور انسانی از منظری نظری می نگریست، مالتوس اساساً یک تجربه گرا بود و واقعیت های خشن زمان خود را نقطه شروع خود قرار می داد. واکنش او در سنت اقتصاد بریتانیا شکل گرفت. 

مالتوس یک بدبین اقتصادی بود و فقر را سهم اجتناب ناپذیر بشریت می دانست. استدلال در چاپ اول کار او در مورد جمعیت اساساً انتزاعی و تحلیلی است. پس از مطالعه بیشتر و سفر در اروپا، مالتوس نسخه بعدی (1803) را تولید کرد، که جزوه طولانی 1798 را به یک کتاب طولانی تر تبدیل کرد و مطالب واقعی و تصاویر زیادی را به پایان نامه خود اضافه کرد.

او در هیچ نقطه ای، حتی تا آخرین ویراست ششم عظیم 1826، به اندازه کافی مقدمات خود را بیان نکرد یا وضعیت منطقی آنها را بررسی نکرد. او همچنین مطالب آماری و واقعی خود را با دقت بسیار انتقادی یا آماری مدیریت نمی‌کرد، حتی اگر آماردانان در اروپا و بریتانیا تکنیک‌های پیچیده‌تری را در طول زندگی مالتوس توسعه داده بودند.

کینگزلی دیویس، جامعه شناس و جمعیت شناس آمریکایی قرن بیستم، خاطرنشان کرد که، در حالی که نظریه های مالتوس مبتنی بر یک پایه تجربی قوی بود، در تجربه گرایی خود ضعیف ترین و در فرمول بندی نظری قوی تر بودند.

با این حال، خوب یا بد، نظریه مالتوسی جمعیت در سیستم های نظری اقتصاد گنجانده شد و به‌عنوان ترمزی بر خوش‌بینی اقتصادی عمل کرد، به توجیه نظریه دستمزد بر اساس حداقل هزینه‌های معیشتی دستمزدگیران کمک کرد و از اشکال سنتی خیریه جلوگیری کرد.

نقد نظریه مالتوسی جمعیت

رشد جمعیت

پیش‌بینی‌های وحشتناک مالتوس در دنیای واقعی عملی نشده است. به عنوان مثال، در اروپای غربی، جمعیت افزایش یافته است، و تولید غذا نیز به دلیل پیشرفت های تکنولوژی افزایش یافته است.

تولید غذا

تولید مواد غذایی در طول قرن گذشته به لطف پیشرفت‌های متعدد فناوری، افزایش چشمگیری داشته است. در بسیاری از موارد، نرخ تولید مواد غذایی با سرعت بیشتری نسبت به نرخ رشد جمعیت افزایش یافته است. به عنوان مثال، در دهه 1930 ایالات متحده، یک چهارم جمعیت در بخش کشاورزی کار می کردند و کل تولید ناخالص داخلی کمتر از 100 میلیارد دلار بود. اما امروزه کمتر از 2 درصد از جمعیت در بخش کشاورزی کار می کنند و کل تولید ناخالص داخلی بیش از 14 تریلیون دلار است.

تجارت جهانی

نظریه مالتوس در مورد محدودیت های تولید غذا بر اساس دسترسی محدود زمین در آن زمان بود. اما به لطف جهانی شدن، اکنون می توانیم کالاها و خدمات را با غذا مبادله کنیم. این منجر به افزایش میزان غذایی که یک کشور می تواند مصرف کند، می شود.

محاسبات

مالتوس محاسباتی برای رشد حسابی غذا و رشد هندسی جمعیت ارائه نکرد. از زمانی که او نظریه خود را مطرح کرد، کارشناسان خاطرنشان کردند که نرخ های رشد فعلی با پیش بینی های ارائه شده توسط مالتوس سازگار نیست.

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

بازدید: 94

© تمامی حقوق این سایت برای وب سایت اتاق 24 محفوظ است.

طراحی سایت خبرگزاری