اتاق 24 مجموعه ای از اخبار سیاسی، اقتصادی و اتاق بازرگانی ایران

کد: 4266
بروزرسانی: چهارشنبه, ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۰۲
دسته: مقالات
پرینت
ایمیل

رویکردهای ولادیمیر پوتین به سیاست خارجی روسیه(قسمت دوم)

 روسیه در خاورمیانه

سیاست‌ها و تدابیر دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه را‌ باید‌ در‌ چارچوب روابط روسیه و آمریکا مـشاهده نـمود. طبق‌ این‌ رویکرد‌، نوع‌ روابـط‌ مـیان‌ مـسکو و واشنگتن تأثیری مـهم و مـستقیم بر فهم سیاست خـاورمیانه‌ای روسـیه دارد.

بر این ‌اساس، عمده سیاست‌مداران روسی‌، حضور‌ آمریکا در منطقه خارج نزدیک (آسیای مرکزی و قفقاز) خود را تهدیدی ژئوپولیتیک برای این کشور قلمداد می کنند.

بر این اساس همانگونه که آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز و بدون رعایت مصالح و منافع روسیه نفوذ کرده و به حمایت از کشورهای غربگرایی همچون گرجستان پرداخته است، روسیه نیز با نفود در منطقه خاورمیانه و ایجاد روابط نزدیک با کشورهایی نظیر ایران و سوریه تلاش نموده است تا به مقابله با آمریکا پرداخته و این کشور را برای در نظر گرفتن مصالح روسیه در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز تحت فشار قرار دهد. حمایت از کشورهای منتقد سیاست‌های آمریکا در منطقه همچون ایران و سوریه نیز در چارچوب همین تقابل صورت گرفته است که ملموسترین این حمایت را می توان در جنگ سوریه ملاحظه نمود.

نوع نگاه روسیه و سیاست‌های آن در قبال تحولات سوریه و جنگ داخلی این کشور، بر ترکیب نیروهای درگیر و موازنه قوای داخلی و بین‌المللی سوریه به صورت قابل توجهی اثرگذار بوده است. هرچند در ابتدا واکنش روسیه به جنگ داخلی میان حکومت سوریه و مخالفان مسلح در حد حمایت سیاسی بود، پس از آنکه جهت تحولات به سوی پیشروی و تسلط گروه‌های مخالف مسلح سوری و جریانهای تروریستی- تکفیری مانند داعش و النصره بر شهرهای مهم سوریه پیش رفت، روسیه نیز بر میزان حمایت از حکومت اسد افزود و عملیات نظامی در خاک سوریه، به صورت حمله هوایی به مخالفان مسلح و در حمایت از نظام حاکم را آغاز کرد.(کولایی، سلطانی‌نژاد، ۱۳۹۵، ۱۱۸-۱۱۷) در رابطه با ایران نیز حمایت همه‌جانبه از توافقنامه برجام و همکاری با این کشور در بحران سوریه نمونه هایی از نزدیکی روسیه به مواضع ایران تلقی می‌گردد که در تقابل با سیاست‌های آمریکا قرار دارد.

اهداف روسیه در اروپا

در نخستین سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جهت‌گیری سیاست‌‌ خـارجی روسـیه حکایت از روند رو به ‌رشد تعامل و همگرایی با ساختارهای اروپایی و غربی‌ داشت‌. در آن زمان مسکو‌، سـیاست‌ خـارجی خـود را بر مبنای تبدیل روسیه به دولتی‌ مبتنی بر موازین حقوقی، ایجاد جامعه مدنی و مدرنیزه کـردن هـرچه سریع‌تر کشور جهت برقراری اقتصاد بازار استوار کرد و مقامات کرملین خواهان تـوسعه‌ مـناسبات بـا روپا و ایالات متحده آمریکا شدند. غرب‌گرایان که تمدن غربی را به عنوان نوع‌ ایده‌آل تمدن و هدف غـایی تـوسعه روسـیه در نظر می‌گرفتند، به حمایت از طرح‌ «خانه مشترک اروپایی‌» می‌پرداختند‌ که توسط گـورباچف ارائه شـده بود. این طرح از یک‌ سو ناظر بر یادگیری سریع ارزش‌های بنیادین اروپایی بود و از سوی دیگر اجـازه مـی‌داد که‌ بزرگراه بازرگانی لاینقطعی از لندن‌ تا‌ ولادی‎واستوک ایجاد شود. در این بین نـاکامی‌های سـیاست خارجی روسیه در دستیابی به این اهداف از یک‌سو و روی کـار آمـدن ولادیمـیر پوتین از سوی دیگر باعث شد که رویـه‌های‌ مـوجود‌ در سیاست‌ خارجی روسیه با تغییرات گسترده‌ای مواجه گردد. از آن‌ پس، بسیاری از روس‌ها، رفتار بـیش‌ از حـد صمیمی «بوریس یلتسین» با سـران کـشورهای خارجی را مـورد تـمسخر قـرار دادند‌ و به‌ سیاست‌ تسلیم و سازش«آنـدره کـوزیرف[۱]» نیز‌ انتقادهای‌ بی‌شماری‌ وارد کردند. در رویکرد جدید، مسئله بازگشت روسیه به جایگاه هـژمون جـهانی مطرح شد که این امر بـه‌ معنی افزایش هرچه‌ بـیشتر‌ نـفوذ‌ روسیه در اروپا بود.بالتبع چنین رویـکردی،مـنافع‌ درازمدت‌‌ روسیه را عملاً در تقابل و مواجهه با اروپا قرار می‌داد. محور اصلی این تقابل و مـواجه‌جویی، بـه اندیشه و تفکر حاکم‌ بر‌ روسـیه‌ و اتـحادیه‌ اروپا بـاز می‌گردد. بر ایـن اسـاس درحالی‌که پایه و مبنای‌ شـکل‌گیری هـمکاری‌های جمعی را نظریات لیبرال شکل می‌دهد و بالتبع اتحادیه اروپا نیز وامدار چنین نظریاتی است، نگرش‌ روسـیه‌ بـه‌ مسائل‌ جهانی از نظریات واقع‌گرایی سرچشمه مـی‌گیرد. ازایـن‌رو واقع‌گرایی روسـی‌ و لیـبرالیسم اروپایـی‌ هم‌ از وجوه تمایز و اخـتلاف و هم از محورهای تقابل برخوردار می‌باشند.(شعیب،۱۳۸۸، ۷۹-۷۸)

توسعه سه گانه ناتو، اتحاديه اروپا و اقدام هـاي سياسـي و اقتصادي‌ آمريکا‌ و اتحاديه اروپا در حـوزه خـارج نـزديک‌ روسيه از مهم ترين‌ عوامل‌ بروز بحـران ميان اتحاديه اروپا‌ و روسيه‌ بوده است.( صباغیان و ثمودی، ۱۳۹۳، ۸۵)

که رفتار تهاجمی روسـیه کـه در جنگ اوت ۲۰۰۸‌ با‌ گرجستان و الحاق کریمه از اوکراین در ۲۰۱۴ به روسیه را می توان واکنش این کشور به سیاست‌های آمریکا و اتحادیه اروپا دانست.

اساساً مسائل میان روسیه روسیه و اتحادیه اروپا را می توان در دو مسأله خلاصه کرد:

۱- امنیت:

‌ روابط‌ روسـيه و اتـحاديه اروپا طي سال‌های پس از فروپاشی شوروی همـواره تـحت تـاثير مسائل امـنيتي قـرار داشـته است و اين دو کنشگر همواره در حـوزه امنيـت ، رقـيـب سـنتي يکديگر به حساب مي آيند.

به طور کلی یکی از مهمترین مسائلی که همواره میان روسیه و اتحادیه اروپا مـطرح‌ بـوده‌ است‌، به شکل‌دهی سیستم امنیتی‌ در‌ اروپا باز می‌گردد.در شرایطی که روس‌ها خواهان شکل‌گیری یک سیستم امنیتی با مشارکت هردو طرف و بدون حضور نیروهای‌ آمریکایی و همچنین بدون مداخله ناتو هستند، امـنیت اروپا عـملا از پیوندهای‌ عمیقی‌ با آمریکا و ناتو برخوردار است. در این میان مسئله گسترش ناتو به شرق با نزدیکی به مرزهای روسه همراه است که نه تنها از نظر امنیتی بلکه از به لحاظ ملی نیز برای روس ها مسئله‌ساز است، زیرا آن ها گسترش ناتو به شرق را به منزله‌ تحقیر وجهه ملی خود قلمداد می‌کنند. در بعد امنیتی روسیه هر نوع نزدیکی کشورهای همجوار خود به اروپا و آمریکا بویژه در حوزه های امنیتی را خطری برای امنیت خود قلمداد می کند.

۲- انرژی: اگرچه روسیه در ابتدای فروپاشی روسیه و تفوق نگرش غربگرایانه در میان سیاستمداران آن به گسترش روابط اقتصادی با اروپا علاقمند بود، اما علاقمندی اروپا در حوزه‌ی اقتصادی به روسیه عموماً به مسأله انرژی محدود می گردد.زیرا اروپا از ذخایر انرژی چشمگیری برخوردار نیست و روسیه مهمترین منبع رفع وابستگی اروپا به انرژی می‌باشد. اما روسیه با استفاده از امتیاز صادرات انرژی به اروپا اهداف راهبردی دیپلماسی را در این حوزه مورد توجه قرار داده است. اهداف راهبردی دیپلماسی انرژی روسیه حول سه محور اصلی است. احیای موقعیت از‌دست‌رفته ابرقدرتی در مقیاس جهانی، مهار قدرت و نفوذ چین در معادلات اقتصادی جهانی و کنترل در حوزه نفوذ راهبردی و امنیتی روسیه و تحکیم و تعمیق وابستگی اروپا به انرژی گاز روسیه. روسیه در رابطه با اروپا در‌زمینه انرژی از مزیت مطلق برخوردار است و اروپا از‌این‌حیث به‌شدت به روسیه وابسته است. اروپا در حال حاضر حدود ۵۰ درصد از انرژی مورد نیاز خود را از طریق واردات تأمین می‌کند. چنانچه این وضعیت با شرایط کنونی تداوم یابد و تحولات اساسی در‌زمینه منابع جدید انرژی در اروپا صورت نپذیرد پیش‌بینی می‌شود که میزان وابستگی اروپا به واردات انرژی در سال ۲۰۳۰ از ۵۰ درصد به ۷۵ درصد افزایش یابد. در مقابل کشورهای اروپایی حدود۵۰ درصد تجارت و سرمایه‌گذاری روسیه را به ‌خود اختصاص داده‌اند؛ اما این وابستگی متقابل و متقارن نیست و امنیت انرژی در دو طرف رابطه برقرار نیست. در یک طرف رابطه یک کشور مسلط با بزرگ‌ترین ذخایر قابل استحصال گاز قرار دارد و در طرف دیگر کشورهای متعددی که در عین رقابت با یکدیگر، از مذاکره و عقد قرارداد دوجانبه با یک کشور ناگزیرند، اگرچه روسیه در ‌سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ دو بار از این موقعیت برتر خود در مورد اکراین و بلاروس به‌طور یک‌جانبه استفاده کرده و آسیب‌پذیری اروپا را به نمایش گذاشته است. قدرت چانه‌زنی در دو طرف این رابطه متقارن نیست. به‌طوری‌که حداقل از دیدگاه روس‌ها کلید این رابطه دو‌طرفه در دست روسیه است و آسیب‌پذیری اروپا از قطع یا اختلال در تأمین انرژی حدود صد میلیون اروپایی به حدی است که نمی‌تواند از هم‌گرایی در‌زمینه انرژی برای مهار یا هضم روسیه در اروپا بهره‌برداری کند. در این صحنه تقابل و چانه‌زنی دیپلماسی انرژی، گروهی از بازیگران متعدد و متفرق دولتی و غیردولتی اروپایی در مقابل یک کشور منسجم و دارای منابع انرژی و شرکت‌های انحصاری تابع آن مواجه‌اند. آسیب‌پذیری اروپا و دست برتر روسیه را در این رابطه تعاملی می‌توان در مواردی از قبیل بهره‌برداری قطع یا اختلال در عرضه انرژی، تهدید آشکار و پنهان به قطع یا اختلال عرضه، بازی با قیمت گاز طبیعی در چارچوب سیاست چماق و هویج، اعمال فشار از طریق ایجاد بدهی یا حال کردن بدهی‌ها و مصادره دارایی و تصاحب سهام شرکت‌های عامل ملاحظه کرد. ( عظیمیان و دیگران، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۲)

روسیه و ناتو

موضوع گسترش ناتو به شرق همواره یکی از مهمترین موارد تنش و اختلاف روسیه با این سازمان و کشورهای عضو آن بوده است. گسترش ناتو در واقع به مسئله موازنه قدرت‌ منطقه‌ای‌ باز می‌گردد. گسترش ناتو بـه شـرق پس از فروپاشی شوروی در دستور‌ کـار‌ سـران‌ ناتو قرار گرفت و هنری کسینجر یکی از مهم‌ترین شخصیت‌هایی بود که در اوایل سال ۱۹۹۲‌ از‌ این‌ اقدام حمایت می‌کرد. در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون، موضوع گسترش ناتو‌ به‌عنوان‌ یک طرح عینی و در نهایت به یـک سـیاست عملیاتی تبدیل شد. از سال ۱۹۹۴ به این‌ سو‌، گسترش ناتو همواره یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف میان روسیه و ناتو بوده‌ است‌. مقام‌های روس نیز همواره‌ مسئله‌ گسترش‌ ناتو را به‌عنوان یک بازی با حـاصل‌ جـمع‌ صفر مـی‌دانند که در آن تلاش اعضای جامعه اورو- آتلانتیک برای افزایش نفوذ‌ و قدرت‌ خود به بهای کاهش قدرت‌ و کم‌رنگ‌شدن‌ جایگاه و نـقش‌آفرینی‌ مسکو‌ منجر‌ می‌شود. در دوره دولت جورج بوش‌، ناتو‌ سیاست درهای باز را در پیش گـرفت. وقـوع انـقلاب‌های رنگی در سال‌های (۲۰۰۵-۲۰۰۳) در اروپای شرقی، قفقاز و آسیای‌ مرکزی شرایطی را فراهم‌ کرد‌ تا مقام‌های ناتو در پی به‌ عضویت‌ در آوردن اوکراین و گرجستان در ایـن ‌ سـازمان برآیند. ولادیمیر پوتین در همین ارتباط‌ به‌ این موضوع اشاره می‌کند که‌ گسترش‌ نـاتو‌ تـهدیدی واقـعی برای‌ امنیت‌ روسیه است. زیرا دولت‌های‌ خواستار‌ عضویت در ناتو از نظر جغرافیایی در حوزه نفوذ مسکو قـرار دارند. وی در‌ اوایل‌ سال ۲۰۱۱ نیز اعلام کرد که‌ گسترش‌ زیرساخت‌های ناتو‌ به‌ سوی‌ مـرزهای روسیه بسیار نگران‌ کـننده اسـت. دلیل مهم نگرانی روسیه آن است که‌ این‌ کشور، سازمان ناتو را یک ساختار‌ نظامی‌ و نه‌ سیاسی‌ می‌داند‌. دلیل اصلی تمایل‌ گرجستان‌ به عضویت در ناتو، حمایت از این کشور در برابر تهدیدهای روسیه است. البـته روسیه نیز‌ برای‌ مهار‌ فرایند گسترش، یک سیاست دوگانه را در‌ پیش‌ گرفت‌. فشار‌ اقتصادی‌ بر‌ اوکراین و گرجستان از راه قطع جریان صدور گاز به اوکراین (و الحاق کریمه به روسیه)و حمله به گرجستان در سال ۲۰۰۸ دو راهکار مهم روسیه در واکنش بـه احـتمال پیوستن گرجستان و اوکراین‌ به سازمان ناتو بود. در نهایت، می‌توان‌ گفت‌ که از دیدگاه مـسکو، گـسترش ناتو مانند ایجاد یک منطقه حائل با هدف منزوی ساختن روسیه از قاره اروپا است.( عسگرخانی و دیگران، ۱۲۶-۱۲۵)

 

۱- احمد جالینوسی، علی پوراسمعیل، سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و روسیه در خاورمیانه در دوره جورج دبلیو بوش و ولادیمیر پوتین، پژوهشهای سیاسی، شماره ۱، پاییز ۱۳۹۰

۲- داود کیانی، سیاست روسیه در خاورمیانه: محورها و محرک ها، راهبرد، شماره ۴۷، تابستان ۱۳۸۷

۳- سهیلا عظیمیان، محمد‌ولی مدرس، فریده محمد‌علی‌پور، تأثیر راهبرد انرژی روسیه بر نحوه تأمین نیازهای انرژی کشورهای اروپایی، مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌الملل ، شماره ۲، زمستان ۱۳۹۵

۴- بهمن، شعیب، روسیه و اتحادیه اروپا؛ تقابل واقع‌گرایی و لیبرالیسم، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز شماره ۶۷، پاییز ۱۳۸۸

۵- ابو‌محمد عسگر‌خانی، یاسر نور‌علی‌وند، علیرضا ثمودی‌پیله‌رود، حوزه های همکاری و اختلاف روسیه با ناتو پس از جنگ سرد، مطالعات اوراسیای مرکزی، شماره ۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۲)

۶- علی صباغیان، علیرضا ثمودی، تحریم های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۸۶، تابستان ۱۳۹۳

۷- الهه، کولایی، محمد سلطانی نژاد، علل و انگیزه های عملیات نظامی روسیه در سوریه، مطالعات راهبردی، شماره ۷۳، پاییز ۱۳۹۵.


 آندره کوزیروف، اولین وزیر امور خارجه فدراسیون روسیه از اوت ۱۹۹۱ تا دسامبر ۱۹۹۲

 هنری کسینجر وزیر امور خارجه در دولت های نیکسون و جرالد فورد بود و از استراتژیست‌های مهم آمریکا می باشد.      

نویسنده : عاطفه کریمی                        

 


+ 0
مخالفم - 0

بازدید: 1112
تعداد نظرات: 0
منتشر نشده: 0

ارسال نظر



کد امنیتی کد جدید

© تمامی حقوق این سایت برای وب سایت اتاق 24 محفوظ است.

طراحی سایت خبرگزاری