
کشته شدن رهبر القاعده در کابل به بی اعتمادی بین طالبان و غرب می افزاید و انزوای دیپلماتیک این گروه را طولانی تر می کند.
یک سال از سیطره طالبان بر افغانستان پس از تقریبا 20 سال اشغال آمریکا می گذرد. اما حاکمان طالبان در تلاش برای احیای اقتصاد بیجان کشور و رسیدگی به وضعیت وخیم انسانی، کار زیادی برای انجام دادن دارند.
در همین حال، انزوای بین المللی طالبان به اهداف آن کمکی نکرده است.
با وجود درخواست ها و تلاش های مکرر رهبران طالبان، هیچ کشوری در جهان امارت اسلامی افغانستان (IEA) را به رسمیت نشناخته است، زیرا این کشور به طور رسمی تحت حاکمیت طالبان شناخته می شود.
غرب از طالبان خواسته است که محدودیتهای حقوق زنان را کاهش داده و دولت را به عنوان شرط به رسمیت شناختن متکثرتر کند.
طالبان می گوید که ایالات متحده با به رسمیت نشناختن دولت اش، توافقنامه 2020 دوحه را نقض می کند.
کشته شدن ایمن الظواهری، رهبر القاعده در ماه گذشته در یک حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در کابل، باعث شد تا دولت های غربی، دولت طالبان را به ناتوانی در اجرای تعهداتش تحت توافقنامه دوحه متهم کنند که طالبان را ملزم میکرد در ازای خروج آمریکا از افغانستان، پناهگاه امن را برای القاعده و دیگر گروههای مسلح در افغانستان رد کند.
چندین حمله مرگبار منتسب به دولت اسلامی یا داعش نگرانیهایی را در پایتختهای غربی در مورد چشمانداز امنیتی افغانستان پس از آمریکا برانگیخته است.
پس از قتل الظواهری، واشنگتن به سختی به طالبان اعتماد خواهد کرد، با توجه به اینکه غرب در بحبوحه حمایت فزاینده از تحریم های اعمال شده بر دولت طالبان، احتمالاً موضع سختگیرانه ای در قبال دولت طالبان اتخاذ می کند.
کاهش اعتماد ایالات متحده به طالبان می تواند از نقطه نظر انسان دوستانه فاجعه بار باشد زیرا مذاکرات بین دو طرف در دوحه، پایتخت قطر، برای آزادسازی کمک های مالی به افغانستان متوقف شده است.
ناتان سیلز، سفیر پیشین ایالات متحده و هماهنگ کننده مبارزه با تروریسم، پس از قتل الظواهری گفت: «این خطر بسیار زیاد است که پولی که به [طالبان] داده می شود به طور اجتناب ناپذیر و مستقیماً به جیب القاعده بیاید.
بررسی نحوه برخورد کشورهای غیر غربی با دولت طالبان مهم است. چندین کشور همسایه افغانستان از جمله چین، پاکستان و ایران دیپلمات های طالبان را به همراه مالزی، قطر (که میزبان دفتر طالبان در دوحه است)، عربستان سعودی، روسیه و ترکمنستان پذیرفته اند. در واقع، عشق آباد، پکن، اسلام آباد، و مسکو حتی به طور رسمی دیپلمات های منصوب شده توسط طالبان را تایید کرده اند، و این نشان می دهد که چگونه انزوای بین المللی طالبان نسبی است.
با توجه به اینکه چین، روسیه داعش را تهدیدی بسیار جدیتر از القاعده میبینند، تا زمانی که طالبان به جنگ علیه داعش ادامه دهد، این کشورها حداقل با امارت اسلامی افغانستان نزدیکی خواهند داشت.
برای دولت چین، نگرانی اصلی مربوط به پرسش هایی در مورد چگونگی برخورد طالبان با گروه های مسلح اویغور است که در دهه 1990 در افغانستان مستقر بودند.
چین نگران است که طالبان به چنین سازمان هایی آزادی عمل علیه چین بدهد. پکن به طالبان پیشنهاد حمایت اقتصادی و توسعه داده است، مشروط بر اینکه افغانستان با چین در برابر این گروه های مسلح همکاری کند و از هدف قرار دادن منافع چین، به ویژه طرح کمربند و جاده - یک پروژه زیربنایی جهانی که توسط پکن سرمایه گذاری می شود، اجتناب کند.
در حالی که مسکو و پکن نسبت به کشورهای غربی با طالبان تماس بیشتری دارند، با این حال از رهبران کابل نیز خسته هستند. تأیید اینکه طالبان از رهبر القاعده محافظت می کرد، این احساسات را بیشتر تقویت می کند.
بر این اساس، علیرغم وعدههای طالبان مبنی بر اینکه اجازه نمیدهند از قلمرو خود توسط بازیگران غیردولتی برای حمله به کشورهای دیگر استفاده شود، رهبران روسیه و چین نگران هستند که در واقع، طالبان برای جلوگیری از حملات تروریستی به چین و کشورهای آسیای مرکزی از سوی بازیگران غیردولتی مختلف مانند اویغورها و دیگر گروههای شبهنظامی آسیای مرکزی، کاری انجام نمیدهند.
از زمانی که طالبان در سال گذشته بر افغانستان مسلط شد، اقدامات سختگیرانهای انجام داده است که ناظران را وادار میکند که رویکرد آن نسبت به زنان و اقلیتها را به همان اندازه افراطی بدانند که در اولین دوره قدرتش در سالهای 1996-2001 بود.
چنین نقضی در حقوق بشر به شدت شانس هر دولت غربی را برای به رسمیت شناختن طالبان یا کاهش تحریم ها کاهش می دهد. با این حال، طالبان بر این باور است که زمان به نفع اوست و غرب و بقیه جامعه بینالمللی در نهایت با حکومت آن کنار خواهند آمد.
جاوید احمد، یکی از اعضای ارشد شورای آتلانتیک، به الجزیره گفت، طالبان اصولاً به حقوق طالبان می پردازند، نه حقوق بشر، و آنها عموماً مفهوم «حقوق» را کمتر در مورد عادلانه بودن و بیشتر درباره رستگاری می دانند. و بنابراین، آنها رک و پوست کنده نگران جامعه جهانی نیستند و معتقدند که جهان در نهایت تعظیم خواهد کرد.
علاوه بر این، همسایگان نزدیک افغانستان و سایر کشورهای منطقه به احتمال بسیار کمتری در مورد چگونگی تعامل با طالبان بر اساس مسائل مربوط به حقوق بشر تصمیم گیری می کنند.
بهیس، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران گفت: به نظر میرسد بسیاری از کشورهای همسایه و قدرتهای منطقهای به تعامل خود ادامه میدهند و حتی در برخی موارد نادر، با در نظر گرفتن این موضوعات به عنوان حق حاکمیت افغانستان، اقدامات طالبان را پوشش میدهند.
با تشدید رقابت قدرت های بزرگ در حالی که دوشاخه شرق و غرب در پی جنگ اوکراین و روسیه افزایش می یابد، افغانستان می تواند برای استراتژی های چین و روسیه برای به چالش کشیدن ایالات متحده اهمیت بیشتری پیدا کند.
به نظر می رسد مسکو و پکن در حال حاضر پیش از پذیرش کابل، رویکردی عمدتاً صبر و انتظار را در قبال دولت طالبان پذیرفته اند.
اما اگر حاکمان طالبان با موفقیت مسکو و پکن را متقاعد کنند این پایتخت ها می توانند به طالبان در دور زدن تحریم های غرب کمک کنند.
برای مثال، شرکتهای چینی که در افغانستان سرمایهگذاری میکنند، میتوانند آسیبهای ناشی از جنگ مالی غرب را کاهش دهند، که به نوبه خود به نفع چین برای دسترسی به ذخایر ارزشمند معدنی، مس، لیتیوم و سنگ آهن و سایر منابع طبیعی این کشور جنگزده خواهد بود.
از آنجایی که چین، روسیه و ایران در تلاشهای خود برای به چالش کشیدن هژمونی ایالات متحده به طور فزایندهای همکاری میکنند، این قدرتها ممکن است به طالبان بهعنوان شریکی نگاه کنند که از طریق آن میتوانند نفوذ خود را در آسیای مرکزی بزرگ گسترش دهند.
در این محور ضد هژمونیک در حال ظهور، چین احتمالاً قدرتی است که می تواند بیشترین کار را برای طالبان انجام دهدکه همچنان با چالش های بزرگ داخلی، منطقه ای و جهانی دست و پنجه نرم می کند. اگرچه شرکت های خارجی با توجه به عدم ثبات این کشور بعید است که به سرعت در افغانستان به نتیجه برسند، شرکت های چینی به خاطر صبر و چشم انداز بلندمدت خود شناخته شده اند.





