
تعداد خارجی هایی که در چین زندگی می کنند در مقایسه بین المللی بسیار کم است و اخیراً کاهش یافته است.
در حالی که محدودیتهای شدید مسافرتی مرتبط با کووید-۱۹ نقش مهمی در این کاهش داشت، نشانههایی وجود دارد که این کاهش تا حدی قبل از همهگیری شروع شده است و ممکن است پس از برداشته شدن محدودیتهای مربوط به همهگیری ادامه یابد.
در این زمینه، این مقاله چالشهای اقتصادی را مورد بحث قرار میدهد که کاهش تعداد خارجیها برای شرکتهای چندملیتی غربی فعال در چین و به طور کلی برای اقتصاد چین چه پیامدهایی ایجاد میکند. پیامدهای آن میتواند به اقتصاد جهانی سرایت کند و گرایشهای اقتصادی و فناوری بین چین و غرب را تقویت کند.
چین با توجه به جمعیت زیاد و وضعیت اقتصادی در حال توسعه آن، خود را به عنوان یک کشور بالقوه مهاجر نمی داند. بر این اساس، توسعه سیاست مهاجرتی چین نتیجه نیاز درک شده چین به کنترل و تنظیم جریان های مهاجرتی فزاینده به جای تلاش برای ترویج فعال مهاجرت یا تسهیل ادغام مهاجران در اقتصاد و جامعه چین بوده است.
قانون مدیریت خروج و ورود چین، که در سال 2012 تصویب شد، نقطه عطف مهمی در سیاست مهاجرت چین بود. در طول بیش از سه دهه از آغاز سیاست درهای باز چین تا قانون 2012، چارچوب قانونی و اداری چین برای کنترل و مدیریت مهاجرت بسیار پراکنده و فاقد هماهنگی بوده است. تعداد زیادی از مقامات مرکزی و محلی در روند ورود شرکت داشتند و ارتباط و همکاری بین آنها بسیار ناقص بود.
این چارچوب برای مقابله با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ناشی از افزایش تعداد مهاجران قانونی و غیرقانونی به دنبال دسترسی چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001، ناکافی بود.
قانون سال 2012 منعکس کننده شناخت دولت چین بود که چین برای پیشبرد اهداف توسعه ملی خود به چارچوب نظارتی جامع تری برای مهاجرت نیاز دارد. آن یک سیاست مهاجرتی را ارائه می کند که به شدت رفتار خارجی ها را از طریق مزایای درک شده آنها برای اقتصاد چین متمایز می کند. در حالی که خارجی های بسیار ماهر با توجه به مزایای بالقوه آنها برای توسعه اقتصادی چین تحت تعقیب هستند و از آنها استقبال می شود، ورود خارجی های غیرقانونی یا کمتر مطلوب و اقامت آنها در چین به دلیل منافع ملی و امنیت اجتماعی باید به شدت کنترل و با آن مقابله شود.
از زمان تصویب قانون 2012، دامنه سیاستهای مرتبط برای جذب خارجیهای با مهارت بالا گستردهتر شده است که نشاندهنده تاکید مکرر رئیس جمهور شی جین پینگ بر اهمیت این استعدادها برای حمایت از توسعه اقتصادی مبتنی بر نوآوری چین است. قوانین و مقررات مربوط به مهاجرت با معرفی مجوز برای اتباع خارجی برای کار در چین در سال 2015 بیشتر تثبیت شد و به نفع خارجیان بسیار واجد شرایط متمرکز شد.
این مقررات، که در سال 2017 در سراسر کشور اجرا شد، به طور رسمی یک سیستم درجه بندی سختگیرانه را برای خارجی ها ایجاد کرد تا به چین کمک کند تا به طور مؤثرتر متخصصان بین المللی را مطابق با تقاضای داخلی جذب کند.
هدف توسعه بلندمدت چین همانطور که در چهاردهمین برنامه پنج ساله 2021-2025 تاکید شده است، ترویج توسعه با کیفیت بالا است که باید نوآوری محور باشد و عمدتاً توسط بازار داخلی چین تغذیه شود. بنابراین، دو سنگ بنای این استراتژی توسعه جدید عبارتند از: اول، ارتقای خوداتکایی و خودسازی چین در علم و فناوری، و دوم، تقویت اقتصاد داخلی چین و ترویج زنجیرههای تامین داخلی مستقل.
چین علاوه بر ارتقاء بیشتر تحقیقات و نوآوری خود، به دنبال انتقال دانش و فناوری از خارج خواهد بود. طبق برنامه پنج ساله، چین قصد دارد تلاش های خود را برای جذب شرکت های خارجی پیشرو در فناوری و فعالیت های تحقیقاتی آنها و همچنین استعدادهای علمی و فناوری خارجی افزایش دهد. علاوه بر این، سرمایهگذاری مستقیم چین در خارج از کشور و خرید هدفمند شرکتهای خارجی پیشرو در صنایع مبتنی بر دانش و فناوری نیز احتمالاً ادامه خواهد داشت.
از دست دادن کارشناسان خارجی و کاهش جذابیت چین برای استعدادهای خارجی و همچنین کاهش تبادل دانش با دفاتر مرکزی در خارج از کشور که توسط بسیاری از شرکتهای غربی مشاهده شده، ممکن است تأثیر منفی بر ظرفیت نوآوری و توسعه چین داشته باشد.
در چندین حوزه کلیدی، شرکت های چینی در حال حاضر هنوز با رهبری تکنولوژیکی که دولت چین به دنبال آن است، فاصله دارند. بنابراین، خوداتکایی بیشتر مورد نظر در علم و فناوری به این معنا نیست که چین نمیخواهد (یا نیازی ندارد) به بهرهمندی از دانش خارجی ادامه دهد.
به همین ترتیب، هدف چین از تقویت بازار داخلی و ترویج زنجیرههای تامین داخلی مستقل نباید به عنوان عقبنشینی عمومی از ترویج تجارت و سرمایهگذاری خارجی تفسیر شود.
دولت چین همچنین قصد دارد موقعیت چین را به عنوان یک قدرت تجاری پیشرو و توسعه آن را به سمت یک ابرقدرت تولیدی تقویت کند. برای بسیاری از محصولات خاص (واسطه) که از نظر فنی و کیفی تقاضا دارند، شرکتهای چین در حال حاضر هنوز به واردات و تامینکنندگان خارج از چین وابسته هستند. بنابراین چین برای دستیابی به اهداف خود به تجارت و سرمایه گذاری خارجی و انتقال دانش خارجی نیاز بیشتری خواهد داشت.
در سرتاسر جهان، همهگیری COVID-19 و سیاستهای دولتها برای مهار این بیماری منجر به کاهش شدید تجارت بینالمللی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی در نیمه اول سال 2020 شده است. بهویژه به دلیل مهار نسبتاً موفق کووید 19 در چین، اقتصاد چین زودتر از بسیاری از اقتصادهای دیگر بهبود یافت.
چین به این ترتیب کمک قابل توجهی به بهبود تجارت جهانی و جریان سرمایهگذاری خارجی کرد که در سال 2021 از سطح قبل از همهگیری فراتر رفت.
با این حال، اکنون این خطر جدی وجود دارد که توسعه بیشتر اقتصاد چین و به ویژه تجارت و سرمایه گذاری خارجی آن به دلیل ادامه محدودیت های مسافرتی چین و قرنطینه های مکرر، و در یک چشم انداز بلندمدت با کاهش مستمر تعداد خارجی ها در چین با مانع مواجه شود.
ادبیات کلی در مورد رابطه بین مهاجرت و تجارت، سرمایه گذاری و نوآوری به وضوح نشان می دهد که کاهش تعداد خارجی ها در چین احتمالاً تأثیر منفی بر تجارت و سرمایه گذاری خارجی چین و همچنین بر نوآوری و رشد آن خواهد داشت.
در چندین استان چین، از جمله برخی از بین المللی ترین استان های آن مانند پکن و شانگهای، تعداد مهاجران در سال 2020 نسبت به سال 2010 کاهش یافته است. طی بیش از دو سال محدودیت های سفر مرتبط با بیماری همه گیر، تعداد خارجی هایی که از مرز چین عبور می کنند کاهش چشمگیری داشته و تعداد خارجیانی که به طور دائم در چین زندگی می کنند کمتر شده است. با توجه به تداوم محدودیتهای سختگیرانه COVID-19، سیاست مهاجرت انتخابی و هنوز کاملاً محدودکننده چین، و افزایش نارضایتی مردم نسبت به خارجیها، ممکن است تعداد خارجیهایی که در چین زندگی میکنند در آینده حتی بیشتر کاهش یابد.
برای چین کاهش تعداد کارشناسان خارجی به این معنی است که این کشور ممکن است فرصتهایی را برای تجارت خارجی و سرمایهگذاریهای مفید و همچنین انتقال فناوری و نوآوری از دست بدهد که منجر به از دست دادن پتانسیل رشد و توسعه شود.
با این حال، اثرات کاهش نیروی کار خارجی و جمعیت خارجی چین به طور کلی منحصراً به اقتصاد چین محدود نمی شود. انتظار می رود که آنها بیش از همه از طریق تأثیر منفی آن بر تجارت و سرمایه گذاری بین المللی به اقتصاد جهانی سرایت کنند. اروپا، با شرکتهای زیادی که در چین فعالیت میکنند و روابط تجاری و سرمایهگذاری فشردهاش، احتمالاً بهشدت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
«انفصال مردم از مردم» ناشی از محدودیتهای سفر و کاهش تعداد خارجیها در چین به طور کلی میتواند به تقویتکننده دیگری از گرایشهای عمومیتر جدایی اقتصادی و فناوری بین چین و غرب تبدیل شود. و این امر باعث کاهش بیشتر درک متقابل چین و غرب نه تنها در تجارت، بلکه در سیاست و جامعه نیز خواهد شد.

