هدر بالا
امروز: چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۵ | ۰۱ صفر ۱۴۴۸ قمری | ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. اقتصاد سیاسی
یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۴۰۴ ۱۳:۳۰
زمان مطالعه: 27 دقیقه
در دنیای امروز، تقریباً هیچ بخش از زندگی مدرن نیست که پای نیمه‌هادی‌ها - همان چیپ‌ها و تراشه‌های الکترونیکی - به میان نیاید. از تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ گرفته تا خودروهای الکتریکی، سیستم‌های هوش مصنوعی و اینترنت اشیا: همه و همه به تراشه‌های پیشرفته…

مقدمه

در دنیای امروز، تقریباً هیچ بخش از زندگی مدرن نیست که پای نیمه‌هادی‌ها - همان چیپ‌ها و تراشه‌های الکترونیکی - به میان نیاید. از تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ گرفته تا خودروهای الکتریکی، سیستم‌های هوش مصنوعی و اینترنت اشیا: همه و همه به تراشه‌های پیشرفته وابسته‌اند.

این واقعیت باعث شده که صنعت «نیمه‌رسانا» (semiconductor) نه فقط به یک صنعت تکنولوژیک، بلکه به ستون فقرات اقتصاد جهانی بدل شود. 

در سال‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی، بحران زنجیره تأمین جهانی و افزایش تقاضا برای تکنولوژی‌های نوین مثل هوش مصنوعی و خودروهای الکتریکی، توجه جهانیان را به اهمیت این صنعت حساس - و رقابتی‌ترین عرصه فناوری - معطوف کرده است. 

در این میان، رقابت میان غول‌های اقتصادی و فناورانه جهان یعنی سیلیکون ولی در ایالات متحده و مراکز پیشرفته صنعتی مثل شنژن (Shenzhen) در چین به نقطه عطفی در تاریخ این صنعت بدل شده است.

از یک سو، آمریکا با زیرساخت قوی، شرکت‌های پیشرو و سابقه نوآوری مستمر، یکی از ارکان اصلی بازار جهانی تراشه است؛ از سوی دیگر، چین با تلاش برای خودکفایی صنعتی، سرمایه‌گذاری گسترده و سیاست‌های حمایتی دولتی، در تلاش برای شکستن انحصار جهانی و افزایش سهم خود در زنجیره تولید نیمه‌هادی است. 

هدف این مقاله در اتاق 24 این است تا با نگاه دقیق - بر پایه داده‌ها و تحلیل‌های معتبر - رقابت میان آمریکا و چین در عرصه نیمه‌هادی را باز کند: نگاهی به تاریخچه، زیرساخت، سیاست‌ها، نوآوری‌ها و چالش‌هایی که هر یک از طرف‌ها با آن روبه‌رو هستند. و در نهایت، دریابیم این رقابت چه تأثیری بر اقتصاد جهانی، دسترسی به تکنولوژی و آینده بازار تراشه خواهد داشت.

تاریخچه صنعت نیمه‌هادی‌ها

پایه‌های صنعت نیمه‌هادی را می‌توان به اختراع ترانزیستور برگرداند — اختراعی که اساس الکترونیک مدرن را ساخت. ترانزیستور برای اولین بار در سال‌های پایانی دهه ۱۹۴۰ در آزمایشگاه Bell Labs ساخته شد و مقارن با ثبت رسمی اختراع آن در ۳ اکتبر ۱۹۵۰ بود. 

این قطعه نسبت به لوله‌های خلاء و کلیدهای الکترومکانیکی پیشین، بسیار کوچکتر، قابل اعتمادتر، و کم‌مصرف‌تر بود و نقطه شروع انقلاب الکترونیک شد. 

اما صنعت نیمه‌هادی به معنای مدرن — یعنی مدارهای مجتمع (IC) و تراشه‌های پیچیده — زمانی آغاز شد که پیش‌نیازهای فناوری آماده شدند.

در سال ۱۹۵۸، جک کیلبی (Jack Kilby) از شرکت Texas Instruments و رابرت نویس (Robert Noyce) از شرکت Fairchild Semiconductor به‌طور مستقل به طراحی نخستین مدار مجتمع پرداختند؛ مداری که چندین ترانزیستور را روی یک قطعه نیمه‌هادی واحد ادغام می‌کرد. 

با این پیشرفت، تراشه‌ها راه خود را به کامپیوترها، تجهیزات الکترونیکی و دستگاه‌های مصرفی باز کردند، و عصر جدیدی در الکترونیک رقم خورد. همین تحولات، پایه‌های رشد نمایی تولید دستگاه‌های الکترونیکی در دهه‌های بعدی شد. 

در جریان این تحولات، منطقه‌ای در سیلیکون ولی در ایالت کالیفرنیا به‌سرعت به مرکز صنعت نیمه‌هادی جهان بدل شد. در سال ۱۹۵۶، ویلیام شاکلی  ( William Shockley)، همکار اختراع ترانزیستور، شرکت خود به نام Shockley Semiconductor Laboratory را تأسیس کرد. 

 اگرچه تلاش اولیه شاکلی در ساخت ترانزیستور سیلیکونی با چالش‌هایی مواجه شد، اما بسیاری از مهندسان جوانی که بعدها «خیانت‌کردگان هشت‌گانه» (Traitorous Eight) نام گرفتند، از شرکت او جدا شدند و شرکت Fairchild Semiconductor را تأسیس کردند. 

 همین شرکت زمینه‌ساز انفجار استارتاپ‌ها و نوآوری‌های بعدی در سیلیکون ولی شد. کارمندان سابق Fairchild بعدها شرکت‌هایی مانند Intel را بنیاد نهادند و بدین‌وسیله سیلیکون ولی به قلب تراشه‌سازی و نوآوری الکترونیکی بدل گشت. 

با ورود به دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، صنعت نیمه‌هادی با گسترش مدارهای مجتمع، تولید حافظه، میکروپروسسورها و تراشه‌های سفارشی برای صنایع گوناگون — از کامپیوتر گرفته تا تجهیزات مخابراتی — به بلوغ رسید. 

در این دوره بود که مفهوم «مینیاتوریزه کردن» و فشرده‌سازی ترانزیستورها به روی سیلیکون جدی شد. پیش‌بینی نمادینی که قانون مور نام گرفت: تعداد ترانزیستورها روی یک تراشه تقریباً هر دو سال دو برابر می‌شود و هزینه‌ها کاهش می‌یابد؛ پیش‌بینی‌ای که در دهه‌ها صنعت را به جلو راند. 

در همان حال، صنعت نیمه‌هادی در سراسر جهان – نه فقط در آمریکا – گسترش یافت. به عنوان مثال، در جزیره تایوان، پس از دهه ۱۹۷۰ با حمایت دولت و انتقال فناوری، شرکت‌هایی شکل گرفتند که نهایتاً به بازیگران جهانی تراشه تبدیل شدند.

شرکت TSMC که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، مدل «fabless + foundry» را رواج داد: یعنی شرکت‌هایی که طراحی تراشه می‌کنند بدون آنکه مالک کارخانه تولید باشند؛ تولید واقعی توسط شرکت‌هایی مانند TSMC انجام می‌شود. این مدل ساختاری بنیادی در صنعت نیمه‌هادی مدرن ایجاد کرد و زنجیره تأمین جهانی تراشه را شکل داد. 

طی چند دهه بعد، پیشرفت فناوری با شتاب ادامه یافت: کاهش اندازه ترانزیستورها، بهبود روش‌های ساخت، توسعه تولید انبوه و ارزان‌تر، و تنوع کاربردها — از کامپیوتر و موبایل گرفته تا خودرو و تجهیزات پیشرفته. صنعت نیمه‌هادی به ستون فقرات اقتصاد دیجیتال بدل شد.

نقش ایالات متحده در صنعت نیمه‌هادی‌ها

ایالات متحده طی دهه‌ها سهم مرکزی و اساسی در شکل‌دهی، رشد و هدایت صنعت نیمه‌هادی در جهان داشته است — نه تنها به‌عنوان مرکز نوآوری و طراحی تراشه، بلکه گاه به‌عنوان تولیدکننده و تنظیم‌کننده بازار.

در ادامه مهم‌ترین جنبه‌های این نقش را بررسی می‌کنیم.

برتری در طراحی و نوآوری

بخش عمده ارزش افزوده در صنعت نیمه‌هادی نه صرفاً تولید فیزیکی تراشه، بلکه طراحی پیچیده و توسعه معماری، نرم‌افزارهای طراحی و مالکیت فکری است. شرکت‌های آمریکایی مثل NVIDIA، AMD، Intel و Qualcomm رهبری جهانی در طراحی تراشه‌های پیشرفته، میکروپروسسورها و شتاب‌دهنده‌های AI دارند. 

در واقع، آمریکا بیش از ۵۰٪ سهم بازار جهانی تراشه را در اختیار دارد. 

 این برتری بیشتر از طریق فناوری، مالکیت معنوی و نوآوری دوره‌ای حفظ شده است؛ شرکت‌های آمریکایی بخش عمده‌ای از درآمدها را صرف تحقیق و توسعه (R&D) می‌کنند تا همواره در خط مقدم پیشرفت تکنولوژی بمانند. 

ساختار صنعتی و زیرساخت کارآمد

در آمریکا شبکه‌ای گسترده از شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی وجود دارد که زمینه لازم برای نوآوری و پیشرفت در نیمه‌هادی را فراهم می‌کنند. تاریخچه شرکت‌هایی مانند Intel نشان می‌دهد که این کشور برای ده‌ها سال، تراشه‌ساز پیشرو در زمینه میکروپروسسورها بوده است. 

حتی در زمانی که آمریکا بخش تولید تراشه (یا «fab») را نسبتاً به آسیا و کشورهای دیگر برون‌سپاری کرده بود، این زیرساخت نرم‌افزاری و دانشی بود که موقعیت آمریکا را حفظ می‌کرد. 

تمرکز بر نرم‌افزار طراحی و مالکیت فکری

بخش مهمی از طراحی تراشه‌ها به نرم‌افزارهای طراحی و محیط‌های EDA (Electronic Design Automation) وابسته است — ابزارهایی که اکثرشان توسط شرکت‌های آمریکایی ساخته می‌شوند. این موضوع باعث شده کنترل بخش «طراحی» و مالکیت فکری تراشه‌ها در سیطره آمریکا باقی بماند. 

در نتیجه، حتی اگر تولید فیزیکی تراشه در سایر کشورها انجام شود، طراحی و مالکیت فکری تحت کنترل شرکت‌های آمریکایی است؛ چیزی که به نفع آمریکا در قدرت بازار و نوآوری‌های آینده عمل می‌کند.

رهبری در بازار جهانی و سهم اقتصادی

شرکت‌های آمریکایی نه تنها در طراحی و نوآوری برتری دارند، بلکه بخش بزرگی از صادرات تراشه‌ی جهانی را نیز انجام می‌دهند. گزارش‌ها نشان می‌دهند که درآمد شرکت‌های نیمه‌هادی آمریکایی از حدود ۷۱.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱ به حدود ۲۶۴.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. 

این رشد چشمگیر نمایانگر تسلط آمریکا در بازار جهانی نیمه‌هادی است. با این حال، این تسلط بیشتر در طراحی و نرم‌افزار و کمتر در تولید فیزیکی تراشه بوده است. 

سیاست‌گذاری دولتی و تلاش برای احیای تولید داخلی

در سال‌های اخیر، با توجه به مشکلات زنجیره تأمین جهانی و نگرانی‌های امنیتی، آمریکا تلاش کرده تا تولید تراشه را بار دیگر در خاک خودش رونق دهد. به‌عنوان نمونه، قانون CHIPS and Science Act یکی از اقدامات مهم در راستای تقویت تولید داخلی تراشه است. 

به موجب این قانون، شرکت‌ها تشویق می‌شوند تا کارخانه‌ها و خطوط تولید را در آمریکا ایجاد یا گسترش دهند؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از زنجیره تأمین را به داخل آمریکا بازگرداند و وابستگی به تولید خارجی را کاهش دهد. 

انعطاف در مواجهه با تحولات بازار و فناوری

در عین حال، شرکت‌های آمریکایی با تغییرات بازار — مثلاً انتقال تقاضا به سمت تراشه‌های مخصوص هوش مصنوعی (AI)، شتاب‌دهنده‌ها و تراشه‌های تخصصی — توانسته‌اند خود را تطبیق دهند. شرکت‌هایی مثل NVIDIA که در فضای GPU و AI پیشرو هستند، نمونه‌ای از این تحول‌اند. 

همچنین بسیاری از شرکت‌های کلاسیک‌تر مانند Intel در سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه بوده‌اند؛ اما حتی آن‌ها نیز با تمرکز بر R&D و تغییر جهت در تولید تلاش می‌کنند جایگاه خود را حفظ کنند. 

به طور کلی، ایالات متحده نقش محوری و تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی صنعت نیمه‌هادی جهانی داشته است. این نقش بیشتر در طراحی تراشه، نوآوری، مالکیت فکری و توسعه نرم‌افزارهای طراحی بوده است تا تولید انبوه فیزیکی.

آمریکا با ترکیب شرکت‌های پیشرو، زیرساخت تحقیق و توسعه، سیاست‌های حمایتی و انعطاف نسبت به تحولات بازار، موفق شده است کنترل بخش اصلی ارزش افزوده در زنجیره جهانی تراشه را در اختیار داشته باشد.

حتی با وجود چالش‌ها و رقابت جهانی، این ساختار — طراحی + نوآوری + مالکیت فکری + سیاست‌گذاری — همچنان نقطه قوت آمریکا در عرصه نیمه‌هادی باقی مانده است.

از سیلیکون ولی تا شنژن: تحلیل رقابت ایالات متحده و چین در عرصه نیمه‌هادی‌ها

نقش چین در صنعت نیمه‌هادی‌ها

چین طی سال‌های گذشته تلاش گسترده‌ای برای ایجاد و تقویت صنعت نیمه‌هادی بومی خود انجام داده است — تلاشی که با ترکیب سیاست‌های کلان دولتی، سرمایه‌گذاری عظیم و تشویق شرکت‌های داخلی همراه بوده است. نتیجه این تلاش‌ها، ظهور بازیگرانی است که پیش از این کمتر دیده می‌شدند و اکنون نقش مؤثری در زنجیره جهانی تراشه دارند.

تمایل به خودکفایی و سیاست‌های حمایتی دولت

چین با آغاز پروژه‌هایی مانند National Integrated Circuit Industry Investment Fund (صندوق سرمایه‌گذاری صنعت مدار مجتمع) و برنامه‌هایی مانند Made in China 2025 به صورت سازمان‌یافته تصمیم گرفت از وابستگی به فناوری خارجی بکاهد و زنجیره تأمین داخلی تراشه را ایجاد کند. 

منابع این صندوق و حمایت‌های دولتی (سبد سرمایه‌گذاری–تسهیلات مالی) زمینه‌ساز سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های داخلی در طراحی، تولید، ابزارِ تولید و R&D شدند. به‌عبارت دیگر، دولت چین با تخصیص منابع و سیاست‌گذاری صنعتی، زیرساختی برای رشد صنعت نیمه‌هادی در خاک خود فراهم کرده است. 

توسعه شرکت‌های داخلی و زنجیره بومی تولید

یکی از ستون‌های پیشرفت چین در این حوزه، شرکت‌هایی است که مسئول طراحی و تولید تراشه — از پردازنده‌های موبایل و AI گرفته تا حافظه و مدارهای مجتمع — هستند. مهم‌ترین نمونه این شرکت‌ها Semiconductor Manufacturing International Corporation (SMIC) است که نقش کارخانه تولید تراشه برای طراحان را برای بسیاری از شرکت‌های چینی بر عهده دارد. 

SMIC موفق شده با وجود تحریم‌ها و ممنوعیت دسترسی به ماشین‌آلات پیشرفته لیتوگرافی (EUV)، از ابزارهای DUV و تکنیک‌های چند‌الگوی (multi-patterning) برای تولید تراشه‌های نسبتاً پیشرفته استفاده کند. برای مثال، تولید تراشه ۷ نانومتری (N+2) برای شرکت هواوی نشان داد که چین می‌تواند حتی بدون تجهیزات پیشرفته به موفقیت برسد. 

افزون بر این، شرکت‌هایی مانند هواوی با سرمایه‌گذاری در ده‌ها شرکت زیرمجموعه در زنجیره تأمین تراشه (از طراحی تا مواد اولیه و بسته‌بندی) سعی دارند استقلال تکنولوژیک صنعت نیمه‌هادی چین را بیش از پیش تقویت کنند. 

حرکت به سمت تولید تراشه‌های پیشرفته و تنوع محصولات

چین فقط به تراشه‌های ساده اکتفا نکرده؛ در سال‌های اخیر هدف‌گذاری برای تولید تراشه‌های پیشرفته‌تر با نودهای کوچک‌تر (نزدیک به استاندارد جهانی) نیز در دستور کار قرار گرفته است. SMIC و شرکای آن ادعا کرده‌اند که در حال گسترش خطوط تولید ۷ نانومتری و حتی مسیر به سمت ۵ نانومتر هستند. 

علاوه بر تراشه‌های منطقی و پردازشی، چین در زمینه حافظه، مدارهای مجتمع و سایر زیرشاخه‌های نیمه‌هادی نیز فعال است و شرکت‌هایی چون Hua Hong Semiconductor جایگاه قابل‌توجهی در تولید تراشه — اگر چه با سطح تکنولوژی کمتر — دارند. 

این تنوع تولید، باعث شده چین نه فقط در طراحی بلکه در ساخت، بسته‌بندی، تست و عرضه تراشه نیز قدم بردارد — یعنی به سمت زنجیره کامل تولید داخلی حرکت کند.

تأثیر تحریم‌ها و انگیزه برای خوداتکایی

تحریم‌هایی که از سوی کشورهای غربی، به‌خصوص ایالات متحده، بر شرکت‌هایی چون SMIC و هواوی اعمال شد، باعث شد چین تصمیم بگیرد وابستگی خود به ابزار و فناوری خارجی را کاهش دهد. این فشارها عملاً انگیزه‌ای قوی برای توسعه داخلی تجهیزات تولید تراشه، نرم‌افزار طراحی و مواد اولیه ایجاد کرد. 

مثلاً چین در تلاش است ماشین‌آلات لیتوگرافی، ابزارهای آزمایشی، مواد شیمیایی و قطعات جانبی مورد نیاز برای تولید تراشه را در داخل کشور توسعه دهد — حرکتی که اگر موفق شود، آن را از چرخه صادرات-محدودیت غرب بی‌نیاز می‌سازد. 

اثرگذاری در بازار جهانی و افزایش سهم

اگرچه چین هنوز در سطح پیشرفته‌ترین تراشه‌های دنیا — آن دسته که توسط شرکت‌هایی مانند TSMC یا شرکت‌های غربی تولید می‌شوند — فاصله دارد، اما سهم آن از بازار تراشه و مصرف داخلی بسیار بزرگ است.

در واقع، چین بزرگ‌ترین بازار مصرف تراشه در جهان به شمار می‌رود و رشد صنعت نیمه‌هادی در این کشور تأثیری گسترده بر زنجیره تأمین جهانی دارد. 

علاوه بر این، با صادرات مدارهای مجتمع و تراشه‌های تولید داخل، چین در مسیر تبدیل‌شدن به صادرکننده تراشه نیز گام برداشته است. طبق گزارش‌ها، صادرات مدارهای مجتمع چین در پنج ماهه نخست ۲۰۲۵ افزایش قابل توجهی داشته است. 

چالش‌ها و واقعیت‌های پیش‌رو

با وجود تمام پیشرفت‌ها، چین با موانع جدی مواجه است. ماشین‌آلات لیتوگرافی پیشرفته (EUV) همچنان تحت کنترل شرکت‌هایی مانند ASML قرار دارد و چین هنوز به آن‌ها دسترسی ندارد؛ این موضوع تولید تراشه‌های رده‌بالا با بازده بالا را برای چین سخت کرده است. 

علاوه بر این، در حالی که چین با استفاده از DUV و تکنیک‌های چند‌الگوی توانسته تراشه‌های نسبتا پیشرفته بسازد، هزینه تولید بالا و بازده نسبتاً پایین نسبت به رقبا، هنوز یک ضعف مهم است. 

همچنین پرورش نیروی متخصص، توسعه ابزار طراحی (EDA)، تأمین مواد اولیه و رقابت با شرکت‌های بزرگ جهانی نیاز به زمان، تجربه و سرمایه قابل توجه دارد.

در مجموع، نقش چین در صنعت نیمه‌هادی — طی یک دهه اخیر — به‌طرز چشم‌گیری تکامل یافته است. این کشور با هدایت استراتژیک دولت، سرمایه‌گذاری کلان، توسعه شرکت‌های داخلی و تمرکز بر خودکفایی تکنولوژیک، گام‌های جدی برای کاهش وابستگی به غرب برداشته است. شرکت‌هایی مانند SMIC، Huawei و Hua Hong و شبکه متشکل از تأمین‌کنندگان داخلی، نشان داده‌اند که حتی تحت فشار تحریم و محدودیت دسترسی، مسیر رشد و نوآوری ممکن است.

با این حال، رسیدن به سطح پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان — آن دسته که امروز در کامپیوترها، سرورها و تجهیزات پیشرفته استفاده می‌شوند — هنوز برای چین چالشی جدی است. اما آنچه مسلم است این است که چین اکنون یکی از بازیگران مهم و رو به رشد صنعت نیمه‌هادی جهانی است و تلاشش ادامه دارد.

از سیلیکون ولی تا شنژن: تحلیل رقابت ایالات متحده و چین در عرصه نیمه‌هادی‌ها

زنجیره تأمین جهانی در صنعت نیمه‌هادی 

زنجیره تأمین (supply chain) در صنعت نیمه‌هادی مجموعه‌ای از مراحل تخصصی و جغرافیایی متنوع است که با همکاری شرکت‌ها، کشورها و تأمین‌کنندگان مختلف کار می‌کند.

این زنجیره از طراحی تراشه شروع می‌شود، سپس به ساخت ویفر (wafer fabrication) می‌رسد، پس از آن مونتاژ و بسته‌بندی و آزمون (assembly, packaging & testing) انجام می‌شود، و در نهایت تراشه‌ها به شرکت‌های الکترونیکی می‌روند تا در محصولات نهایی نصب شوند. 

چنین مدلی باعث شده است تخصص، هزینه و فنّاوری به‌صورت منطقه‌ای و بخش‌بخش توزیع شوند — یعنی هیچ کشوری به‌تنهایی نمی‌تواند تقریباً تمام مراحل را به شکلی رقابتی انجام دهد. 

اجزای اصلی زنجیره تأمین تراشه‌ها

۱. طراحی و تحقیق (Design & R&D)

در این مرحله، شرکت‌هایی — اغلب در کشورهای پیشرفته — معماری و طراحی تراشه (چیپ) را انجام می‌دهند. این مرحله شامل ترسیم نقشه مدار، معماری منطقی، طراحی فیزیکی، شبیه‌سازی، و تهیه “خواسته‌های فنی” برای ساخت تراشه است. 

شرکت‌های طراحی یا آن دسته شرکت‌هایی که فقط طراحی انجام می‌دهند، پس از تکمیل طراحی، طراحی را به کارخانه‌های ساخت می‌سپارند. این تفکیک طراحی از تولید، از ویژگی‌های کلیدی زنجیره جهانی نیمه‌هادی است. 

۲. ساخت ویفر (Front‑End Fabrication / Wafer Fabrication)

پس از طراحی، ویفرهای سیلیکونی تحت فرآیندهای لیتوگرافی، حکاکی، لایه‌گذاری، تزریق و غیره قرار می‌گیرند تا تراشه‌ها ساخته شوند. این بخش نیاز به ماشین‌آلات پیچیده، تخصص بالا، کارخانه‌های دقیق و سرمایه‌گذاری عظیم دارد. 

برخی شرکت‌ها ساخت مانند TSMC (تایوان) نقش محوری در این مرحله دارند. 

۳. مونتاژ، بسته‌بندی و آزمایش (Back‑End Manufacturing: Assembly, Packaging & Testing)

پس از تولید ویفر و برش آن به چیپ‌های فردی (dies)، این قطعات وارد مرحله بسته‌بندی، اتصال، آزمایش عملکرد و تضمین کیفیت می‌شوند. بسیاری از این کارها به شرکت‌های تخصصی مونتاژ و آزمایش نیمه‌هادی برون‌سپاری شده OSAT (Outsourced Semiconductor Assembly and Test) سپرده می‌شود. 

بسته‌بندی و تست نهایی برای اطمینان از کیفیت، پایداری و قابلیت ادغام تراشه با سخت‌افزارهای دیگر بسیار حیاتی است.

۴. تأمین مواد خام، تجهیزات و زیرساخت (Materials & Equipment Suppliers / Tools / IP Providers)

نیمه‌هادی‌ها نیاز به مواد خام (ویفر سیلیکونی، گازها، مواد شیمیایی پاک، فلزات خاص و غیره)، ابزارهای ساخت (از جمله ماشین آلات لیتوگرافی، رسوب‌دهی، لایه‌گذاری و …)، نرم‌افزارهای طراحی و ابزارهای EDA، و در نهایت مالکیت معنوی و پتنت دارند. این بخش از زنجیره نیز خود جهانی و توزیع‌شده است. 

به‌عنوان مثال، تولید ماشین لیتوگرافی پیشرفته (برای تراشه‌های ریز) در انحصار چند شرکت خاص است؛ بنابراین اگر صادرات این ابزارها محدود شود، زنجیره تأمین جهانی دچار اختلال می‌شود.

نقاط ضعف و آسیب‌پذیری زنجیره تأمین

با وجود جهانی و تخصصی بودن، این زنجیره چند ضعف ساختاری مهم دارد:

1- تراکم جغرافیایی و تخصصی‌سازی زیاد: بخش عمده تولید تراشه (ویفر) در مناطق خاصی مانند تایوان، کره جنوبی، بخش‌هایی از شرق آسیا و ... متمرکز است. طبق گزارش‌ها، تا پیش از تغییرات، تایوان سهم بزرگ و حساسی در بازار تراشه داشت. 

2- وابستگی به تأمین‌کنندگان خاص برای تجهیزات و مواد: وقتی تولید ماشین‌آلات یا مواد خام حیاتی نزد تعداد معدودی شرکت باشد، هر رخداد — از تحریم و جنگ تا بلای طبیعی یا بحران محیط‌زیستی — می‌تواند کل زنجیره را دچار بحران کند. 

3- زمان طولانی تولید و پیچیدگی مراحل: تولید یک تراشه از طراحی تا محصول نهایی ممکن است ماه‌ها طول بکشد. این یعنی زنجیره نمی‌تواند به سرعت به تغییرات شدید تقاضا واکنش دهد. 

4- ریسک‌های ژئوپلیتیکی و تحریمی: محدودیت صادرات تجهیزات یا مواد از سوی برخی کشورها (مثلاً کشورهای غربی در مقابل چین) می‌تواند مانع عرضه یا تولید در برخی مناطق شود. 

تلاش برای تاب‌آوری — از «بهره‌وری و هزینه» به «پایداری و انعطاف»

با توجه به آسیب‌پذیری بالا، شرکت‌ها و دولت‌ها تصمیم گرفته‌اند زنجیره تأمین را مقاوم‌تر کنند. برخی از روش‌های مرسوم:

1- تنوع تأمین‌کننده‌ها (Diversification): استفاده از تأمین‌کنندگان و کارخانه‌ها در مناطق گوناگون به جای تکیه بر یک منطقه خاص. 

2- افزایش ذخایر مواد خام و قطعات حیاتی: برای جلوگیری از قطعی در تأمین مواد حساس.

3- سرمایه‌گذاری در تولید داخلی و ملی‌سازی برخی مراحل: کاهش وابستگی به کشورهای دیگر، به ویژه در کشورهایی که به دنبال خودکفایی هستند. 

4- همکاری و چندجانبه‌سازی در زنجیره تأمین: کشورها یا شرکت‌هایی که در مراحل مختلف فعال‌اند، با همکاری‌ و قراردادهای بین‌المللی شبکه تأمین منعطفی ایجاد می‌کنند تا در صورت بحران جایگزین سریع‌تری داشته باشند. 

چرا زنجیره تأمین جهانی اهمیت زیادی دارد؟

تراشه‌ها در قلب فناوری مدرن هستند — از گوشی و کامپیوتر تا خودرو، تجهیزات صنعتی، زیرساخت‌های ارتباطی و سیستم‌های دفاعی. بنابراین تأمین پایدار تراشه، به معنی ثبات فناوری و اقتصاد جهانی است.

جهانی بودن زنجیره باعث شده تخصص و نوآوری در کشورهای مختلف تجمیع شود — طراحی در آمریکا، ساخت ویفر در تایوان/کره/شرق آسیا، مواد اولیه از کشورهای معدنی، تجهیزات از کشورهای پیشرفته و مصرف‌کنندگان در سراسر جهان.

ضعف یا اختلال در یک نقطه می‌تواند کل زنجیره را مختل کند — بنابراین امنیت زنجیره تأمین، اکنون از منظر اقتصادی و امنیتی اهمیت راهبردی دارد.

به طور کلی زنجیره تأمین جهانی نیمه‌هادی‌ها یکی از پیچیده‌ترین ساختارهای صنعتی در جهان امروز است: طراحی، تولید، بسته‌بندی، تأمین قطعات و مواد، لجستیک، کنترل کیفیت، و نهایتاً عرضه به بازار — همه در بخش‌هایی متمایز و جغرافیایی توزیع‌شده انجام می‌شوند.

این ساختار تخصصی و جهانی، نقطه قوت بزرگی است چون باعث می‌شود بهترین تخصص‌ها در جای درست تمرکز یابند. اما در عین حال، آسیب‌پذیری نیز دارند: تحریم، بحران‌های زیست‌محیطی، بلای طبیعی یا اختلال در تأمین مواد — همه می‌توانند زنجیره را به‌هم بریزند.

با افزایش اهمیت تراشه در اقتصاد، امنیت و فناوری، کشورهای مختلف به دنبال تقویت تاب‌آوری زنجیره تأمین هستند — چه با تنوع تأمین‌کننده، چه با ملی‌سازی بخشی از مراحل، و چه با ایجاد همکاری‌های بین‌المللی. در دنیایی که وابستگی‌ها سرباز می‌کند، زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها به یکی از ستون‌های قدرت و ثبات جهانی بدل شده است.

از سیلیکون ولی تا شنژن: تحلیل رقابت ایالات متحده و چین در عرصه نیمه‌هادی‌ها

تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی در صنعت نیمه‌هادی

صنعت نیمه‌هادی (تراشه و چیپ) از لحاظ فناوری، سرمایه‌گذاری و زنجیره تأمین یک صنعت بسیار پیچیده و حساس است — بنابراین وقتی یک کشور (یا گروهی از کشورها) تصمیم به اعمال «تحریم» یا «کنترل صادرات» می‌گیرد، تأثیر آن می‌تواند بسیار گسترده و عمیق باشد.

از سال ۲۰۲۲ به این طرف، سیاست‌های اقتصادی و تحریم‎‌های مرتبط با تراشه میان ایالات متحده (و متحدانش) و جمهوری خلق چین به یکی از مهم‌ترین محورهای تنش و رقابت استراتژیک تبدیل شده است. 

چرا آمریکا تحریم و کنترل‌ صادرات وضع می‌کند؟

دولت آمریکا، از جمله با تغییر سیاست صادراتی در اکتبر ۲۰۲۲، اقدام به محدود کردن صادرات تکنولوژی و تجهیزات حساس تولید تراشه به چین نمود. هدف اعلام‌شده این بود که به کاهش توانایی چین در ساخت چیپ‌های پیشرفته — به‌ویژه آن‌هایی که می‌توانند در حوزه‌های حساس مانند هوش مصنوعی یا کاربردهای نظامی استفاده شوند — کمک شود. 

علاوه بر تراشه نهایی، ابزارها و تجهیزات ساخت (مثل ماشین‌آلات لیتوگرافی، تجهیزات تست و تولید) نیز شامل این محدودیت‌ها هستند. این موضوع طراحی‌شده تا زنجیره تأمین و تولید تراشه در چین را سخت‌تر کند. 

تأثیر تحریم‌ها بر شرکت‌ها و بازار چین

تحریم‌ها بلافاصله تأثیراتی محسوس داشتند. به‌عنوان مثال، شرکت‌هایی مانند Semiconductor Manufacturing International Corporation (SMIC) گزارش دادند که تولید انبوه در کارخانه‌های جدیدشان ممکن است با تأخیر مواجه شود، به دلیل «دشواری در تأمین تجهیزات کلیدی». 

همچنین برخی تولیدکنندگان حافظه مانند Yangtze Memory Technologies Co. (YMTC) دچار کاهش شدید در فعالیت شدند. 

به‌طور کلی خروج تجهیزات، فناوری یا حتی محدودیت فروش تراشه به چین باعث شد بخش‌هایی از زنجیره تأمین نیمه‌هادی در چین با مشکل مواجه شوند؛ کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینه، تأخیر در پروژه‌ها و کاهش درآمد از پیامدهای ملموس این سیاست‌ها بود. 

واکنش چین — تمرکز بر خودکفایی و سرمایه‌گذاری داخلی

در مواجهه با این محدودیت‌ها، چین سیاست خودکفایی در صنعت نیمه‌هادی را با جدیت دنبال کرده است. دولت چین طی سال‌های اخیر صندوق‎‌های بزرگ سرمایه‌گذاری برای صنعت مدار مجتمع و تراشه (IC / semiconductor) راه‌اندازی کرده تا شرکت‌های داخلی را تشویق به توسعه طراحی، تولید و زیرساخت‌های لازم کند. 

هدف اعلام‌شده یکی از برنامه‌های بلندمدت چین، افزایش درصد تراشه‌های تولید داخل و کاهش وابستگی به واردات تکنولوژی خارجی است. چنین سیاستی اگر موفق شود، پایگاه تولید مستقل چین را در برابر تحریم‌ها قدرتمندتر می‌کند. 

تأثیر بر شرکت‌ها و نوآوری در آمریکا و متحدان

جالب آنکه تحریم‌ها نه فقط برای چین هزینه داشتند، بلکه شرکت‌های آمریکایی و تولیدکنندگان تجهیزات تراشه نیز تحت تأثیر قرار گرفتند. با کاهش فروش به بازار بزرگ چین — که یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان تراشه در جهان است — درآمد این شرکت‌ها کاهش یافت. 

کاهش درآمد می‌تواند منجر به کمبود سرمایه برای تحقیق و توسعه (R&D) شود، که برای شرکتی در صنعت سریع‌التغییر تراشه، تهدیدی جدی است. 

پیامدهای جهانی و تغییر در زنجیره تأمین

سیاست‌های تحریمی و محدودکننده صادرات باعث شده زنجیره تأمین نیمه‌هادی جهانی دستخوش تغییرات گردد. شرکت‌ها و کشورها در حال بازنگری در ساختار زنجیره تأمین هستند تا کمتر متکی به مناطق یا کشورهایی شوند که تحت تأثیر تحریم هستند. 

بسیاری از شرکت‌ها به دنبال «تنوع تأمین‌کننده» هستند؛ یعنی علاوه بر آمریکا و چین، تولید و تأمین تراشه و تجهیزات مرتبط‌شان را به دیگر کشورها یا مناطق منتقل یا گسترش می‌دهند تا ریسک تحریم یا محدودیت را کاهش دهند. 

آیا تحریم‌ها موثر بوده‌اند؟ چالش‌ها و تعارض سیاست

اگرچه تحریم‌ها توانستند در کوتاه‌مدت تولید و تأمین تراشه در چین را مختل کنند، اما به‌نظر بسیاری از کارشناسان، این اقدامات تأثیر بلندمدت برتری آمریکایی را تضمین نمی‌کند. در واقع، هزینه و سختی دسترسی به تکنولوژی غربی ممکن است چین را مجبور به توسعه فناوری داخلی کند — یعنی نتیجه‌ای که شاید برخلاف هدف اولیه تحریم باشد: ایجاد رقیبی مستقل و خودکفا. 

علاوه بر این، محدودیت صادرات به بازار بزرگ چین، منجر به کاهش درآمد و توانایی سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی و اروپایی شده است — موضوعی که می‌تواند نوآوری و پیشرفت را کند کند. 

در مجموع تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی مربوط به صنعت نیمه‌هادی، ابزار مهمی در دست دولت‌ها برای حفظ برتری تکنولوژیک و تأمین امنیت ملی‌اند. اما این ابزارها از سویی — موفق در ایجاد فشار بر رقیب — و از سوی دیگر — با عواقب اقتصادی و نوآوری برای صادرکنندگان و زنجیره جهانی — همراهند.

در شرایط فعلی، تنها نتیجه قطعی این است که تحریم‌ها «بازی را تغییر داده‌اند»: از زنجیره‌ای بسیار جهانی و وابسته به تخصص‌های محدود، به ساختارهای پیچیده‌تر، چندقطبی‌تر و خودکفا تلاش می‌شود.

آینده این نبرد فناورانه و اقتصادی، تا حد زیادی به توانایی کشورها در انطباق با شرایط جدید، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و ایجاد زنجیره‌های تأمین مقاوم بستگی دارد — نه فقط در سیاست، بلکه در صنعت و بازار.

نتیجه‌گیری

رقابت استراتژیک ایالات متحده و چین در حوزه نیمه‌هادی‌ها، بیش از یک جنگ تجاری، یک نبرد عمیق فناورانه، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک بر سر امنیت و حاکمیت در عصر دیجیتال است.

الگوی غالب این رقابت، تقابل دو مدل متمایز است: سیلیکون ولی، با اکوسیستمی غیرمتمرکز، نوآوری محور، متکی بر سرمایه‌گذاری خطرپذیر و همکاری جهانی، در برابر شنژن، با مدلی دولت محور، برنامه‌ریزی شده، با سرمایه‌گذاری کلان دولتی و تمرکز بر خودکفایی و جبران عقب‌ماندگی.

این تقابل، زنجیره تأمین یکپارچه جهانی نیمه‌هادی‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار داده و روند "جداسازی فناوری" (Tech Decoupling) را شتاب بخشیده است.

ایالات متحده با ابزارهایی مانند محدودیت‌های صادراتی، حمایت از بازگشت تولید و قانون CHIPS، در پی حفظ برتری در طراحی و فناوری‌های پیشرفته و مهار پیشرفت چین است. در مقابل، چین با توسل به "تلاش کل ملت" و تزریق منابع عظیم، به دنبال ایجاد یک زنجیره تأمین داخلی مقاوم و خودکفا در همه مراحل، از طراحی تا تولید، است.

با این حال، وابستگی متقابل عمیق تاریخی و پیچیدگی و سرمایه‌بری فوق‌العاده این صنعت، جدایی کامل را پرهزینه و طولانی می‌کند. نتیجه، احتمالاً شکل‌گیری یک اکوسیستم دوپاره در سطح جهانی است: یکی متکی بر فناوری‌های پیشرفته آمریکایی و متحدانش، و دیگری حول محور چین و بازارهای وابسته به آن.

این دوگانگی، هزینه‌ها را افزایش داده و همکاری جهانی در حل چالش‌های مشترک را دشوار می‌سازد. در نهایت، پیروزی در این رقابت نه تنها به برتری فنی، بلکه به ظرفیت جذب استعدادهای جهانی، انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین و کارایی مدل‌های حکمرانی نوآوری بستگی خواهد داشت.

 

کد خبر 14729

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید