هدر بالا
امروز: یکشنبه, ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | ۲۷ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. اقتصاد سیاسی
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ۱۱:۴۰
زمان مطالعه: 17 دقیقه
اصطلاح «هفت خواهر نفتی» (The Seven Sisters) به یک کارتل و انحصار چندجانبه (الیگوپولی) قدرتمند متشکل از هفت شرکت بزرگ نفتی غربی اطلاق می‌شود که از اواسط دهه ۱۹۴۰ تا بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ میلادی، تسلطی بلامنازع بر صنعت و بازار جهانی انرژی داشتند

مقدمه

اصطلاح «هفت خواهر نفتی» (The Seven Sisters) به یک کارتل و انحصار چندجانبه (الیگوپولی) قدرتمند متشکل از هفت شرکت بزرگ نفتی غربی اطلاق می‌شود که از اواسط دهه ۱۹۴۰ تا بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ میلادی، تسلطی بلامنازع بر صنعت و بازار جهانی انرژی داشتند.

این ائتلاف غیررسمی، کنترل تقریباً تمام زنجیره تامین طلای سیاه، از اکتشاف و استخراج در خاورمیانه و آمریکای لاتین گرفته تا پالایش، حمل‌ونقل و فروش در بازارهای مصرفی را در دست داشت.

این شرکت‌ها که ریشه در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا داشتند، با ایجاد شبکه‌ای از توافقات، مانع از ورود رقبای جدید شده و قیمت جهانی نفت را به صورت یک‌جانبه و به نفع خود تعیین می‌کردند.

این اصطلاح مشهور، نخستین بار در دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط «انریکو ماتئی» (Enrico Mattei)، مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایتالیا (Eni) ابداع شد.

ماتئی که در تلاش بود سهمی از بازار نفت خاورمیانه برای ایتالیای پس از جنگ به دست آورد، با سد محکم این شرکت‌های آنگلو-ساکسون مواجه گردید. او با به کار بردن عبارت کنایه‌آمیز «هفت خواهر»، قصد داشت این ساختار بسته را نقد کرده و تسلط انحصاری آن‌ها بر منابع کشورهای تولیدکننده را در مجامع بین‌المللی به چالش بکشد.

اهمیت بررسی تاریخچه این کارتل فراتر از یک مبحث تجاری است. هفت خواهر نفتی در طول قرن بیستم صرفاً بنگاه‌های اقتصادی نبودند، بلکه به عنوان بازیگران کلیدی در عرصه ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی عمل می‌کردند.

تصمیمات این شرکت‌ها مستقیماً بر مسیر توسعه صنعتی جهان، معادلات قدرت در خاورمیانه و سیاست‌گذاری‌های کلان انرژی تاثیرگذار بود.

شناخت روند صعود و نزول قدرت این انحصارگرایان، کلیدی اساسی برای درک تحولات اقتصاد انرژی در قرن بیستم، ریشه‌های تاسیس سازمان اوپک و شکل‌گیری نظم نوین در بازار امروز نفت به شمار می‌رود.

هدف این متن در اتاق 24 واکاوی مستند این هژمونی تاریخی و پیامدهای آن است.

معرفی و ریشه‌های شکل‌گیری هفت خواهر

کارتل معروف به «هفت خواهر نفتی»، متشکل از بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی غربی بود که پس از فروپاشی انحصار شرکت «استاندارد اویل» (Standard Oil) در ایالات متحده در سال ۱۹۱۱ و همزمان با گسترش نفوذ استعماری و اقتصادی بریتانیا و هلند در خاورمیانه و آسیا شکل گرفت.

این شرکت‌ها با درک این موضوع که رقابت مخرب به ضرر همه تمام می‌شود، تصمیم گرفتند با تقسیم بازار و کنترل تولید، حاشیه سود خود را تضمین کنند. در ادامه، اعضای این ائتلاف و ریشه‌های تاریخی توافقات آن‌ها بررسی می‌شود.

معرفی هفت شرکت اصلی و وضعیت فعلی آن‌ها

این کارتل از پنج شرکت آمریکایی و دو شرکت اروپایی تشکیل شده بود. با گذشت زمان و وقوع ادغام‌های بزرگ در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم، این هفت شرکت در قالب سه ابرشرکت (Supermajor) امروزی متمرکز شدند:

1- شرکت نفت ایران و انگلیس (Anglo-Persian Oil Company): این شرکت که بعدها به شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) و سپس بریتیش پترولیوم تغییر نام داد، نخستین شرکتی بود که به منابع نفتی خاورمیانه در مقیاس تجاری دست یافت. این شرکت امروزه با نام BP شناخته می‌شود.

2- رویال داچ شل (Royal Dutch Shell): یک ائتلاف قدرتمند هلندی-بریتانیایی که از ادغام شرکت نفت رویال داچ و شرکت حمل‌ونقل و تجارت شل به وجود آمد. این شرکت امروزه با نام Shell فعالیت می‌کند.

3- استاندارد اویل نیوجرسی (Standard Oil of New Jersey - Esso): بزرگ‌ترین بازمانده از امپراتوری نفتی جان دی. راکفلر بود که بعدها به اکسون (Exxon) تغییر نام داد. امروزه بخش اصلی ابرشرکت ExxonMobil است.

4- استاندارد اویل نیویورک (Standard Oil of New York - Socony): یکی دیگر از شاخه‌های استاندارد اویل که بعدها موبیل (Mobil) نامیده شد و در نهایت در سال ۱۹۹۹ با اکسون ادغام گردید و بخش دیگر ExxonMobil را تشکیل داد.

5- استاندارد اویل کالیفرنیا (Standard Oil of California - SoCal): این شرکت که در کشف نفت در عربستان سعودی نقش کلیدی داشت، بعدها به شورون (Chevron) تغییر نام داد. امروزه با همان نام Chevron یکی از غول‌های نفتی است.

6- گلف اویل (Gulf Oil): یکی از شرکت‌های پیشگام در تگزاس و کویت بود که در سال ۱۹۸۴ در یکی از بزرگ‌ترین ادغام‌های تاریخ تا آن زمان، توسط Chevron خریداری و در آن ادغام شد.

7- تکساکو (Texaco): شرکت نفت تگزاس که شبکه گسترده‌ای از فروش و بازاریابی داشت. این شرکت نیز در سال ۲۰۰۱ با Chevron ادغام شد.

ریشه‌های تاریخی و توافق‌های اولیه

شکل‌گیری این انحصار چندجانبه تصادفی نبود، بلکه نتیجه مستقیم توافقات پنهان و آشکار میان مدیران این شرکت‌ها در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی بود. دو توافق تاریخی در سال ۱۹۲۸، پایه‌های این کارتل را برای دهه‌های متمادی مستحکم کردند:

1- توافق آکناکاری (Achnacarry Agreement - 1928)

در تابستان سال ۱۹۲۸، به دلیل جنگ قیمتی شدیدی که میان استاندارد اویل، شل و شرکت نفت ایران و انگلیس در بازارهای هند و اروپا درگرفته بود، سود این شرکت‌ها به شدت کاهش یافت.

برای حل این بحران، «هنری دتردینگ» (مدیرعامل شل)، «والتر تیگل» (مدیرعامل استاندارد اویل نیوجرسی) و «جان کدمن» (مدیرعامل شرکت نفت ایران و انگلیس) در قلعه‌ای به نام آکناکاری در اسکاتلند گرد هم آمدند.

خروجی این دیدار، توافقی محرمانه بود که به «توافق وضع موجود» (As-Is Agreement) معروف شد. بر اساس این توافق، شرکت‌ها پذیرفتند که سهم خود از بازار جهانی نفت را دقیقاً در همان سطحی که در سال ۱۹۲۸ بود حفظ کنند.

آن‌ها موافقت کردند که از رقابت مخرب قیمتی دست بردارند، امکانات پالایشی و حمل‌ونقل خود را به اشتراک بگذارند و تولید را صرفاً متناسب با افزایش تقاضای جهانی بالا ببرند. این توافق عملاً رقابت آزاد را در بازار جهانی نفت از بین برد.

۲. توافق خط قرمز (Red Line Agreement - 1928)

مدت کوتاهی پس از آکناکاری، توافق مهم دیگری در زمینه کنترل منابع خاورمیانه امضا شد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، شرکت‌های غربی بر سر سهم‌خواهی از منابع نفتی بین‌النهرین (عراق کنونی) با یکدیگر درگیر بودند.

شرکتی به نام «شرکت نفت ترکیه» (که بعدها به شرکت نفت عراق تغییر نام داد) تشکیل شد که سهامداران آن کنسرسیومی از شرکت‌های بریتانیایی، هلندی، فرانسوی و آمریکایی بودند.

«کالوست گلبنکیان»، تاجر ارمنی که ۵ درصد از سهام این شرکت را در اختیار داشت (و به آقای پنج درصد معروف شد)، برای جلوگیری از رقابت اعضا با یکدیگر، خطی قرمزرنگ روی نقشه خاورمیانه (که تقریباً مرزهای سابق امپراتوری عثمانی را شامل می‌شد) کشید.

بر اساس توافق خط قرمز، تمامی اعضای کنسرسیوم متعهد شدند که در داخل این خط قرمز، به صورت مستقل و بدون مشارکت سایر شرکا، هیچ‌گونه عملیات اکتشاف و استخراج نفتی انجام ندهند.

پایه‌گذاری انحصار و تقسیم بازار

توافق آکناکاری بازار فروش را کنترل می‌کرد و توافق خط قرمز، دسترسی به منابع جدید در خاورمیانه را محدود می‌ساخت. ترکیب این دو توافق باعث شد تا ورود هرگونه رقیب جدید به بازار جهانی نفت عملاً غیرممکن شود.

هفت خواهر با ایجاد موانع ورود در قالب کنترل تکنولوژی، سرمایه عظیم و شبکه‌های توزیع، موفق شدند یک ساختار الیگوپولی (انحصار چندجانبه) مستحکم ایجاد کنند که تا زمان بیداری کشورهای تولیدکننده و تاسیس اوپک در دهه‌های بعد، بر اقتصاد انرژی جهان حکمفرمایی می‌کرد.

دوران هژمونی، کنترل بازار و نفوذ ژئوپلیتیک

از دهه ۱۹۳۰ تا اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، کارتل «هفت خواهر نفتی» دوران طلایی و هژمونی بلامنازع خود را تجربه کرد.

در این دوره، این شرکت‌ها نه تنها به عنوان بنگاه‌های اقتصادی، بلکه به عنوان بازیگران قدرتمند ژئوپلیتیک عمل می‌کردند که سیاست خارجی کشورهای متبوع خود (ایالات متحده و بریتانیا) را در مناطق نفت‌خیز جهان هدایت می‌کردند. این هژمونی بر پایه چند ستون اصلی استوار بود که در ادامه به تفصیل بررسی می‌شود.

یکپارچگی عمودی و تسلط بر ذخایر جهانی

یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت هفت خواهر، ساختار «یکپارچگی عمودی» (Vertical Integration) آن‌ها بود.

این شرکت‌ها تمام زنجیره تامین انرژی را از مرحله «بالادستی» (اکتشاف و استخراج منابع در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیا) تا مراحل «پایین‌دستی» (حمل‌ونقل با ناوگان نفت‌کش‌های اختصاصی، پالایشگاه‌ها، و شبکه‌های توزیع و پمپ‌بنزین‌ها در کشورهای مصرف‌کننده) تحت کنترل مطلق داشتند.

تا اواسط قرن بیستم، این هفت شرکت حدود 85% از ذخایر نفتی شناخته‌شده جهان (خارج از بلوک شوروی) و بیش از 90% از صادرات جهانی نفت خام را در اختیار داشتند. این تسلط انحصاری به آن‌ها اجازه می‌داد تا موانع ورود بسیار بالایی ایجاد کنند و عملاً هیچ شرکت مستقل دیگری توانایی رقابت در این مقیاس را نداشته باشد.

سیستم امتیازات و کنترل قیمت‌گذاری

ابزار اصلی حقوقی هفت خواهر برای تسلط بر منابع کشورهای در حال توسعه، «سیستم امتیازات» بود. این قراردادها معمولاً برای دوره‌های بسیار طولانی (۶۰ تا ۷۵ سال) و در مناطق جغرافیایی بسیار وسیع بسته می‌شدند.

بر اساس این قراردادها، کشورهای میزبان تنها حق‌الامتیاز (Royalty) ناچیزی دریافت می‌کردند و هیچ‌گونه حق مالکیتی بر تاسیسات یا کنترلی بر میزان تولید و قیمت‌گذاری نداشتند.

برای حفظ حاشیه سود بالا، هفت خواهر از سیستم‌های قیمت‌گذاری هماهنگ استفاده می‌کردند. یکی از معروف‌ترین این سیستم‌ها، «سیستم قیمت‌گذاری خلیج اِکسپورت» (Gulf Plus) بود. بر اساس این مکانیسم، قیمت نفت در هر نقطه از جهان فارغ از محل تولید آن، بر اساس یک فرمول ریاضی محاسبه می‌شد:

Price=Pus​+F

در این فرمول Pus​ نشان‌دهنده قیمت نفت در خلیج مکزیک (تگزاس) و F نشان‌دهنده هزینه استاندارد حمل‌ونقل از خلیج مکزیک تا مقصد بود.

این سیستم باعث می‌شد نفت خاورمیانه که هزینه استخراج آن بسیار پایین‌تر بود، با قیمت‌های بالای نفت آمریکا در اروپا فروخته شود و سودهای نجومی برای کارتل به همراه بیاورد.

بعدها در دهه ۱۹۵۰، برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت در کشورهایی مانند عربستان، شرکت‌ها فرمول تسهیم سود 50/50 را معرفی کردند، اما همچنان کنترل تولید و تعیین قیمت پایه (Posted Price) در دست هفت خواهر باقی ماند.

نفوذ ژئوپلیتیک و اتحاد استراتژیک با دولت‌های غربی

قدرت اقتصادی هفت خواهر به سرعت به نفوذ سیاسی و ژئوپلیتیک ترجمه شد. این شرکت‌ها به تامین‌کنندگان اصلی انرژی ارزان برای بازسازی اروپای پس از جنگ جهانی دوم و سوخت‌رسانی به ماشین جنگی و صنعتی غرب تبدیل شدند.

دولت‌های ایالات متحده و بریتانیا، حفظ قدرت این کارتل را معادل با «امنیت ملی» خود می‌دانستند.

بارزترین نمونه این درهم‌تنیدگی منافع شرکتی و سیاسی، در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران رخ داد.

پس از آنکه ایران در سال ۱۹۵۱ صنعت نفت خود را ملی کرد، هفت خواهر نفتی با هماهنگی کامل، یک تحریم جهانی (بایکوت) موفق را علیه نفت ایران اعمال کردند و از خرید، حمل و پالایش نفت ایران امتناع ورزیدند. این تحریم فلج‌کننده اقتصادی، زمینه‌ساز مداخله مستقیم سرویس‌های اطلاعاتی غرب شد.

پس از این رویداد، در سال ۱۹۵۴ یک کنسرسیوم بین‌المللی جدید برای مدیریت نفت ایران تشکیل شد که در آن انحصار مطلق شرکت بریتانیایی شکسته شد و پنج شرکت آمریکاییِ عضو هفت خواهر، هر کدام سهمی معادل 8% در این کنسرسیوم به دست آوردند.

کنسرسیوم‌ها و شرکت‌های عملیاتی مشترک

هفت خواهر به جای رقابت با یکدیگر در کشورهای تولیدکننده، از طریق ایجاد شرکت‌های عملیاتی مشترک بازار را کنترل می‌کردند. به عنوان مثال:

1- شرکت آرامکو (Aramco) در عربستان سعودی، به طور کامل در انحصار چهار شرکت آمریکاییِ عضو کارتل (شورون، تکساکو، اکسون و موبیل) بود.

2- شرکت نفت کویت (KOC) به صورت شراکت 50%−50%50%−50% میان گلف اویل و بریتیش پترولیوم اداره می‌شد.

3- شرکت نفت عراق (IPC) کنسرسیومی متشکل از شل، بی‌پی، اکسون، موبیل و شرکای فرانسوی بود.

این شبکه‌ی پیچیده از شراکت‌های متقاطع باعث می‌شد تا منافع این هفت شرکت به شدت به یکدیگر گره بخورد و هژمونی آن‌ها بر منابع حیاتی انرژی جهان برای بیش از سه دهه بدون چالش جدی باقی بماند.

هفت خواهر نفتی: چگونه ۷ غول بزرگ بر بازار انرژی جهان مسلط شدند؟

 افول قدرت هفت خواهر و تغییر نظم جهانی انرژی

دوران تسلط بلامنازع «هفت خواهر نفتی» بر بازار جهانی انرژی همیشگی نبود. از اواخر دهه 1950 میلادی، مجموعه‌ای از تحولات سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک باعث شد تا ساختار قدرت در بازار نفت دچار تغییرات بنیادین شود. این افول، یکباره رخ نداد، بلکه نتیجه روند تدریجی بیداری کشورهای تولیدکننده و تغییر توازن قوا در عرصه بین‌الملل بود.

ظهور ناسیونالیسم منابع و تاسیس اوپک

نخستین ضربه جدی به انحصار هفت خواهر، ناشی از اقدامات یک‌جانبه این شرکت‌ها در کاهش قیمت پایه نفت (Posted Price) در اواخر دهه 1950 بود که به شدت درآمدهای کشورهای میزبان را کاهش داد. در واکنش به این استثمار اقتصادی و با رشد احساسات ناسیونالیستی، کشورهای تولیدکننده به دنبال راهی برای احقاق حقوق خود بودند.

در سپتامبر 1960، پنج کشور تولیدکننده اصلی شامل ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (OPEC) را تاسیس کردند.

هدف اولیه اوپک، مقابله با کاهش یک‌جانبه قیمت‌ها توسط شرکت‌های غربی و هماهنگی سیاست‌های نفتی بود. اگرچه اوپک در دهه نخست فعالیت خود قدرت چندانی برای مقابله با کارتل نداشت، اما پایه‌های تغییر نظم بازار را بنا نهاد.

شوک نفتی 1973 و انتقال قدرت قیمت‌گذاری

نقطه عطف تاریخی در افول هژمونی هفت خواهر، بحران نفتی سال 1973 بود. در جریان این بحران، کشورهای عربی عضو اوپک از نفت به عنوان یک ابزار استراتژیک استفاده کرده و صادرات را تحریم کردند. این رویداد باعث شد قیمت نفت در مدت کوتاهی چهار برابر شود.

اهمیت این دوران تنها در افزایش قیمت نبود؛ بلکه کشورهای عضو اوپک توانستند برای نخستین بار حق تعیین میزان تولید و قیمت‌گذاری نفت را از دست هفت خواهر خارج کرده و به دولت‌های خود منتقل کنند. این تغییر ساختاری، پایان رسمی سیستم قیمت‌گذاری دیکته‌شده توسط کارتل غربی بود.

موج ملی شدن صنعت نفت و ظهور شرکت‌های ملی (NOCs)

با افزایش قدرت اوپک در دهه 1970، موجی از ملی شدن (Nationalization) تاسیسات نفتی، خاورمیانه و سایر مناطق نفت‌خیز را فرا گرفت.

کشورهایی مانند عراق، لیبی و الجزایر صنایع خود را ملی کردند. در عربستان نیز، دولت به تدریج سهام شرکت آرامکو را از چهار شرکت آمریکایی خریداری کرد تا اینکه در سال 1980 مالکیت 100% آن را در اختیار گرفت.

این روند باعث شد تا کنترل ذخایر جهانی کاملاً معکوس شود. در حالی که تا پیش از دهه 1970، هفت خواهر بیش از 85% ذخایر جهان را در اختیار داشتند، این نسبت در دهه‌های بعد کاملاً به نفع «شرکت‌های ملی نفت» (National Oil Companies) تغییر کرد.

امروزه شرکت‌هایی مانند آرامکوی سعودی، شرکت ملی نفت ایران (NIOC) و PDVSA ونزوئلا دارندگان اصلی ذخایر نفتی جهان هستند.

ادغام‌های بزرگ و استراتژی بقا

با از دست رفتن دسترسی آسان به ذخایر ارزان خاورمیانه، هفت خواهر نفتی با بحران تامین منابع و کاهش حاشیه سود مواجه شدند. در دهه‌های 1980 و 1990، با نوسانات شدید قیمت نفت، این شرکت‌ها برای بقا و حفظ قدرت رقابت، رویکرد ادغام را در پیش گرفتند.

این ادغام‌های تاریخی باعث شد تا از دل هفت خواهر اصلی، غول‌های انرژی مدرن (Supermajors) شکل بگیرند:

1- گلف اویل در سال 1984 توسط شورون خریداری شد.

2- بی‌پی با شرکت آموکو (Amoco) ادغام شد.

3- اکسون و موبیل در سال 1999 به یکدیگر پیوستند و ExxonMobil را شکل دادند.

4- شورون در سال 2001 تکساکو را بلعید و شورون امروزی را ایجاد کرد.

افول قدرت هفت خواهر به معنای نابودی این شرکت‌ها نبود، بلکه نشان‌دهنده تغییر مدل کسب‌وکار آن‌ها بود.

با انتقال کنترل ذخایر به دولت‌های تولیدکننده، غول‌های غربی تمرکز خود را به سمت فناوری‌های پیشرفته (مانند حفاری در آب‌های عمیق و نفت شیل)، بهینه‌سازی پالایشگاه‌ها، و سرمایه‌گذاری در مناطق جدید معطوف کردند و نظم جهانی انرژی از یک ساختار انحصاری تحت تسلط شرکت‌ها، به بازاری پیچیده‌تر با حضور دولت‌ها، شرکت‌های ملی و غول‌های خصوصی تبدیل شد.

نتیجه گیری

داستان «هفت خواهر نفتی»، روایتی جذاب و عبرت‌آموز از شکل‌گیری، اوج‌گیری و افول یکی از قدرتمندترین انحصارهای اقتصادی و سیاسی در تاریخ اقتصاد مدرن است.

این هفت شرکت غربی برای بیش از سه دهه در میانه قرن بیستم، نه تنها کنترل بلامنازع زنجیره تامین، اکتشاف، استخراج و قیمت‌گذاری نفت را در اختیار داشتند، بلکه به عنوان بازوهای قدرتمند ژئوپلیتیک دولت‌های متبوع خود در شکل‌دهی به اقتصاد خاورمیانه و سایر مناطق نفت‌خیز عمل می‌کردند.

تسلط آن‌ها بر بیش از 85% ذخایر شناخته‌شده جهانی و ایجاد توافق‌های انحصاری، شالوده اقتصاد انرژی در دوران پس از جنگ جهانی دوم را پایه‌گذاری کرد و سوخت ارزان را برای توسعه صنعتی فراهم آورد.

با این حال، روند تحولات تاریخی نشان داد که هیچ هژمونی اقتصادی نمی‌تواند در برابر بیداری ملت‌ها و تغییرات ساختاری مقاومت کند.

ظهور ناسیونالیسم منابع و تاسیس اوپک در سال 1960، کاتالیزورهای اصلی در فروپاشی این نظم بودند.

شوک‌های نفتی دهه 1970 و موج گسترده ملی‌سازی صنعت انرژی، قدرت قیمت‌گذاری و کنترل مستقیم منابع را برای همیشه از چنگ این کارتل خارج کرد و به دست دولت‌های میزبان و شرکت‌های ملی نفت (NOCs) سپرد.

امروزه، بازماندگان هفت خواهر در قالب ابرشرکت‌های ادغام‌شده‌ای نظیر اکسون‌موبیل، شورون، بی‌پی و شل همچنان بازیگرانی بسیار مهم در صنعت انرژی به شمار می‌روند، اما جایگاه آن‌ها از صاحبان مطلق منابع به ارائه‌دهندگان فناوری‌های پیشرفته و سرمایه‌گذاران پروژه‌های پیچیده تغییر یافته است.

در نهایت، مطالعه تاریخچه هفت خواهر نفتی کلید درک ساختار امروزین بازار انرژی است؛ بازاری که از سلطه یک کارتل محدود خارج شده و اکنون تحت تاثیر موازنه قدرت میان شرکت‌های ملی غول‌پیکر، ابرشرکت‌های خصوصی، تحولات فناورانه و چالش‌های نوین گذار به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر قرار دارد.

 

کد خبر 14916

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید