مقدمه
وقتی صحبت از تولید ناخالص داخلی یا GDP میشود، ذهن بسیاری از افراد به سمت کارخانهها، نفت، کشاورزی، ساختمانسازی و صنایع بزرگ میرود. اما در اقتصاد امروز، گردشگری نیز به یکی از مهمترین موتورهای تولید ارزش افزوده تبدیل شده است.
یک گردشگر زمانی که وارد کشور یا شهری میشود، تنها برای بازدید از یک جاذبه تاریخی پول خرج نمیکند؛ او در هتل اقامت دارد، از رستوران استفاده میکند، تاکسی یا هواپیما سوار میشود، خرید میکند و برای تفریح، فرهنگ و خدمات مختلف هزینه میپردازد.
همین زنجیره گسترده هزینهکرد باعث میشود گردشگری به دهها صنعت و کسبوکار مختلف متصل شود.
اهمیت این موضوع در آمارهای جهانی نیز کاملاً قابل مشاهده است. بر اساس دادههای منتشرشده در گزارشهای سازمان ملل، سهم مستقیم گردشگری از GDP جهان در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۴ درصد بوده و بخش گردشگری توانسته است پس از بحران کرونا بخش قابل توجهی از ظرفیت اقتصادی خود را بازیابی کند.
دادههای سازمان ملل همچنین نشان میدهد که در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲۷ میلیون نفر در فعالیتهای مرتبط با گردشگری، بر اساس اطلاعات کشورهای گزارشدهنده، مشغول به کار بودهاند.
در عین حال، باید میان سهم مستقیم گردشگری از GDP و برآورد گستردهتر از کل اثرات اقتصادی «سفر و گردشگری» تفاوت قائل شد.
شورای جهانی سفر و گردشگری اعلام کرده است که با در نظر گرفتن آثار مستقیم، غیرمستقیم و القایی، سهم کل سفر و گردشگری در اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۱.۶ تریلیون دلار و ۹.۸ درصد GDP جهان رسیده است.
این تفاوت نشان میدهد که شیوه اندازهگیری، نقش بسیار مهمی در تحلیل جایگاه گردشگری دارد.
بنابراین، برای پاسخ به این سؤال که گردشگری چه نقشی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارد؟ باید از نگاه ساده «تعداد گردشگر بیشتر مساوی درآمد بیشتر» فاصله بگیریم.
اقتصاد گردشگری یک شبکه پیچیده از مصرف، تولید، اشتغال، سرمایهگذاری، صادرات خدمات و توسعه منطقهای است.
در این مقاله از اتاق 24 بررسی میکنیم که گردشگری چگونه GDP را افزایش میدهد، سهم آن چگونه محاسبه میشود، چه کشورهایی بیشترین بهره را از آن میبرند و ایران برای استفاده بهتر از ظرفیتهای گردشگری خود چه فرصتهایی در اختیار دارد.
تولید ناخالص داخلی چیست و چگونه محاسبه میشود؟
تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product یا GDP) یکی از مهمترین شاخصهای اندازهگیری اندازه و عملکرد یک اقتصاد است.
به زبان ساده، GDP ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در یک کشور طی یک دوره مشخص، معمولاً یک سال، را نشان میدهد.
زمانی که یک کارخانه خودرو تولید میکند، یک کشاورز محصول میفروشد، یک شرکت نرمافزاری خدمات ارائه میدهد یا یک هتل به مسافر خدمات اقامتی عرضه میکند، بخشی از فعالیت اقتصادی ایجادشده میتواند در محاسبات تولید ناخالص داخلی کشور منعکس شود.
اما نکته مهم این است که GDP صرفاً جمع تمام پولهایی که در اقتصاد جابهجا میشود نیست. اگر چنین بود، یک کالا میتوانست چندین بار در مراحل مختلف تولید و فروش محاسبه شود.
اقتصاددانان برای جلوگیری از این مشکل از مفهوم ارزش افزوده استفاده میکنند. به همین دلیل، در تحلیل نقش گردشگری نیز نمیتوان تمام پولی را که گردشگران خرج میکنند بدون بررسی وارد GDP کرد.
برای مثال، فرض کنید یک گردشگر خارجی برای یک شب اقامت در هتل ۱۰۰ دلار پرداخت میکند. تمام این مبلغ لزوماً به GDP ناشی از گردشگری اضافه نمیشود. هتل ممکن است بخشی از درآمد خود را صرف خرید مواد غذایی، انرژی، خدمات، تجهیزات یا کالاهای وارداتی کند. آنچه اهمیت دارد، ارزش افزودهای است که در فرآیند ارائه خدمت در داخل اقتصاد ایجاد شده است.
به همین دلیل است که تحلیل حرفهای نقش گردشگری در GDP کشورها به دادههای دقیق، حسابهای ملی و روشهای استاندارد نیاز دارد.
سازمانهای بینالمللی از چارچوبهای آماری مشخصی استفاده میکنند تا سهم گردشگری در اقتصاد کشورها قابل مقایسه باشد.
مفهوم ارزش افزوده در GDP
ارزش افزوده را میتوان قلب تولید ناخالص داخلی دانست. هر کسبوکار در فرآیند تولید کالا یا ارائه خدمات، ارزشی جدید به مواد اولیه و خدماتی که دریافت کرده اضافه میکند. مجموع این ارزش افزودهها در اقتصاد، یکی از پایههای اصلی محاسبه GDP است.
در گردشگری، این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا گردشگری یک صنعت واحد مانند فولاد یا خودروسازی نیست.
یک گردشگر ممکن است همزمان از خدمات حملونقل، اقامت، غذا، تفریح، خرید و فعالیتهای فرهنگی استفاده کند. بنابراین ارزش افزوده گردشگری در میان صنایع مختلف اقتصاد پراکنده شده است.
برای مثال، وقتی یک گردشگر در یک شهر تاریخی اقامت میکند، فعالیت اقتصادی او میتواند شامل هتل، تاکسی، رستوران، فروشگاه صنایعدستی، راهنمای گردشگری و مراکز فرهنگی باشد. هر یک از این فعالیتها بخشی از ارزش افزوده اقتصادی را ایجاد میکنند.
همین ویژگی باعث شده اندازهگیری گردشگری نسبت به برخی صنایع پیچیدهتر باشد. نمیتوان صرفاً تمام فعالیتهای یک هتل را گردشگری دانست؛ زیرا ممکن است بخشی از مشتریان هتل گردشگر نباشند.
همچنین، یک رستوران ممکن است هم به مردم محلی و هم به گردشگران خدمات ارائه دهد. بنابراین باید مشخص شود چه بخشی از تولید هر صنعت واقعاً ناشی از تقاضای گردشگران بوده است.
جایگاه بخش خدمات در اقتصاد مدرن
اقتصاد کشورهای جهان در دهههای اخیر به سمت گسترش بخش خدمات حرکت کرده است.
بانکداری، فناوری اطلاعات، آموزش، حملونقل، سلامت و گردشگری بخشهایی هستند که در بسیاری از اقتصادهای مدرن سهم قابل توجهی در ایجاد ارزش افزوده دارند.
گردشگری در میان فعالیتهای خدماتی جایگاه ویژهای دارد، زیرا با حرکت انسانها ارتباط مستقیم دارد.
برخلاف بسیاری از کالاها که برای فروش به بازارهای خارجی صادر میشوند، گردشگری در بسیاری از موارد مشتری خارجی را به داخل کشور میآورد.
به عبارت دیگر، زمانی که یک گردشگر خارجی وارد یک کشور میشود و در آن هزینه میکند، بخشی از درآمد ارزی از طریق صادرات خدمات وارد اقتصاد میشود.
این ویژگی برای کشورهایی که به دنبال متنوعسازی منابع درآمدی خود هستند، اهمیت زیادی دارد.
اقتصادهایی که بیش از حد به نفت، مواد معدنی یا چند کالای صادراتی وابستهاند، میتوانند از گردشگری بهعنوان یکی از ابزارهای گسترش صادرات خدمات استفاده کنند.
گردشگری چگونه وارد محاسبات GDP میشود؟
پاسخ کوتاه این است که گردشگری از طریق ارزش افزوده ایجادشده برای پاسخ به تقاضای گردشگران وارد GDP میشود. اما پاسخ دقیقتر کمی پیچیدهتر است.
گردشگری در طبقهبندیهای اقتصادی یک صنعت مستقل و واحد محسوب نمیشود، زیرا فعالیت گردشگران محصولات و خدمات متنوعی را در بر میگیرد.
سازمانهای بینالمللی و نهادهای آماری برای حل این مسئله از چارچوبهای مشخصی استفاده میکنند.
طبق تعاریف مورد استفاده در حسابهای اقماری گردشگری، GDP مستقیم گردشگری شامل بخشی از ارزش افزودهای است که صنایع مختلف در پاسخ به مصرف گردشگری داخلی ایجاد میکنند، بهعلاوه مالیاتهای خالص مرتبط با محصولات و واردات که در ارزش این مصرف قرار دارد.
به بیان ساده، اگر تقاضای گردشگران باعث شود هتلها، شرکتهای حملونقل، رستورانها، مراکز تفریحی و سایر کسبوکارها تولید بیشتری داشته باشند، ارزش افزوده ایجادشده در این فرآیند میتواند بخشی از GDP گردشگری باشد.
اما یک اشتباه رایج وجود دارد: بسیاری تصور میکنند هر مبلغی که یک گردشگر خرج میکند، مستقیماً برابر با سهم گردشگری در GDP است. این تصور دقیق نیست.
هزینه گردشگر، درآمد فروشندگان و ارزش افزوده ایجادشده سه مفهوم متفاوت هستند.
تولید ناخالص داخلی مستقیم گردشگری
تولید ناخالص داخلی مستقیم گردشگری یا Tourism Direct GDP یکی از مهمترین شاخصهای رسمی برای سنجش نقش گردشگری در اقتصاد است. این شاخص به بخشی از GDP اشاره دارد که مستقیماً در نتیجه تقاضای گردشگران ایجاد میشود.
برای مثال، درآمد و ارزش افزوده یک هتل ناشی از اقامت گردشگران میتواند در محاسبه مستقیم گردشگری قرار بگیرد. اما اگر همان هتل برای تأمین مواد غذایی خود از یک تولیدکننده داخلی خرید کند، ارزش افزوده ایجادشده در زنجیره تأمین ممکن است بهعنوان اثر غیرمستقیم مورد بررسی قرار گیرد.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز میان GDP مستقیم گردشگری و GDP غیرمستقیم گردشگری تفاوت مشخصی قائل میشود.
GDP مستقیم به ارزش افزودهای مربوط است که صنایع در تماس مستقیم با گردشگران ایجاد میکنند، در حالی که GDP غیرمستقیم به ارزش افزوده ایجادشده در صنایع بالادستی و تأمینکنندگان مربوط میشود.
این تفکیک باعث میشود سیاستگذاران تصویر دقیقتری از اقتصاد گردشگری داشته باشند. اگر تنها هزینه گردشگران اندازهگیری شود، ممکن است سهم واقعی گردشگری بیش از اندازه یا کمتر از اندازه واقعی نمایش داده شود.
اثرات غیرمستقیم و القایی گردشگری
برای درک قدرت واقعی گردشگری باید فراتر از یک هتل یا رستوران نگاه کنیم.
تصور کنید یک مقصد گردشگری ناگهان با افزایش تعداد گردشگران روبهرو میشود. هتلها برای پاسخ به تقاضا نیروی بیشتری استخدام میکنند و مواد غذایی بیشتری خریداری میکنند.
رستورانها از کشاورزان، دامداران و شرکتهای حملونقل خرید بیشتری انجام میدهند. این زنجیره همان اثر غیرمستقیم گردشگری است.
مرحله بعدی، اثرات القایی است. کارکنانی که در هتلها، رستورانها و شرکتهای گردشگری درآمد دریافت میکنند، بخشی از پول خود را در اقتصاد خرج میکنند. آنها کالا خریداری میکنند، اجاره پرداخت میکنند و از خدمات دیگر استفاده میکنند. این هزینهکرد میتواند دوباره فعالیت اقتصادی ایجاد کند.
به همین دلیل، برخی مطالعات اقتصادی اثر کلی گردشگری را بسیار گستردهتر از سهم مستقیم آن در GDP نشان میدهند. البته باید در استفاده از این آمار احتیاط کرد، زیرا روشهای اندازهگیری اثرات مستقیم، غیرمستقیم و القایی یکسان نیستند.
تفاوت سهم مستقیم گردشگری با سهم کل سفر و گردشگری
یکی از مهمترین نکات در تحلیل آمار گردشگری این است که بدانیم همه آمارهای منتشرشده درباره سهم گردشگری در GDP یک مفهوم را اندازهگیری نمیکنند.
شاخص رسمی مورد استفاده سازمان ملل برای اهداف توسعه پایدار، بر GDP مستقیم گردشگری تمرکز دارد. طبق گزارش سازمان ملل، سهم مستقیم گردشگری از GDP جهانی در سال ۲۰۲۳ به حدود ۳.۴ درصد رسید.
اما شورای جهانی سفر و گردشگری از رویکرد گستردهتری استفاده میکند و اثرات مستقیم، غیرمستقیم و القایی را در کنار یکدیگر بررسی میکند.
بر اساس آخرین برآورد این نهاد، سهم کل سفر و گردشگری در سال ۲۰۲۵ به ۹.۸ درصد اقتصاد جهانی رسیده است.
بنابراین اگر در جایی عدد ۳ یا ۴ درصد و در گزارش دیگری عدد نزدیک ۱۰ درصد مشاهده کردید، لزوماً یکی از این آمارها اشتباه نیست. ممکن است روش اندازهگیری متفاوت باشد.
حساب اقماری گردشگری؛ ابزار اندازهگیری سهم واقعی گردشگری
یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد گردشگری این است که گردشگری در دل صنایع مختلف قرار گرفته است.
یک گردشگر ممکن است از هواپیما، تاکسی، هتل، رستوران، فروشگاه و مرکز تفریحی استفاده کند. بنابراین نمیتوان با نگاه به یک صنعت واحد، سهم گردشگری در اقتصاد را اندازه گرفت.
راهحل این مسئله حساب اقماری گردشگری یا Tourism Satellite Account (TSA) است. این چارچوب تلاش میکند دادههای گردشگری را با نظام حسابهای ملی یک کشور هماهنگ کند.
بر اساس چارچوب سازمان ملل، حساب اقماری گردشگری به تحلیل تقاضای کالاها و خدمات مرتبط با فعالیت بازدیدکنندگان، ارتباط آن با عرضه داخلی و تعامل گردشگری با سایر فعالیتهای اقتصادی کمک میکند.
همچنین این چارچوب امکان مقایسه بهتر دادههای گردشگری با سایر آمارهای اقتصادی را فراهم میسازد.
اهمیت حساب اقماری گردشگری Tourism Satellite Account
حساب اقماری گردشگری فقط برای محاسبه یک عدد به نام «سهم گردشگری در GDP» ایجاد نشده است. این سیستم میتواند اطلاعات گستردهتری درباره هزینه گردشگران، تولید صنایع گردشگری، ارزش افزوده، اشتغال و حتی سرمایهگذاری مرتبط با گردشگری فراهم کند.
برای مثال، سیاستگذار میتواند بررسی کند که رشد گردشگری بیشتر در کدام بخش اقتصادی ارزش ایجاد کرده است. آیا درآمد بیشتر نصیب هتلها شده یا حملونقل؟ آیا صنایعدستی از افزایش گردشگران سود بردهاند؟ آیا اشتغال محلی افزایش یافته است؟
بدون چنین ابزارهایی، تصمیمگیری درباره گردشگری بیشتر شبیه حرکت در مه خواهد بود. ممکن است بدانیم تعداد گردشگران افزایش یافته، اما ندانیم این افزایش واقعاً چه مقدار ارزش افزوده برای اقتصاد ایجاد کرده است.
گردشگری و ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد
گردشگری از طریق افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات به تولید ارزش افزوده کمک میکند. هر گردشگر در طول سفر خود مجموعهای از نیازها دارد: محل اقامت، غذا، حملونقل، سرگرمی، خرید و خدمات فرهنگی.
اگر این نیازها توسط کسبوکارهای داخلی تأمین شوند، بخش بزرگی از هزینه گردشگر میتواند در اقتصاد کشور باقی بماند. برای مثال، گردشگری که در یک هتل محلی اقامت دارد و غذای تولیدشده توسط کشاورزان منطقه را مصرف میکند، میتواند به شکل مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد محلی کمک کند.
اما همه هزینه گردشگر لزوماً به ارزش افزوده داخلی تبدیل نمیشود. اگر یک مقصد گردشگری وابستگی زیادی به کالاهای وارداتی داشته باشد، بخشی از درآمد به خارج از اقتصاد منتقل میشود.
این مسئله در اقتصاد گردشگری با مفهوم نشت اقتصادی یا Leakage ارتباط دارد.
بنابراین هدف توسعه گردشگری نباید صرفاً افزایش تعداد گردشگران باشد. یک کشور ممکن است میلیونها گردشگر جذب کند، اما اگر زنجیره تأمین داخلی ضعیف باشد، سهم محدودی از این درآمد در اقتصاد باقی میماند. در مقابل، کشوری با تعداد گردشگر کمتر اما هزینهکرد بالاتر و زنجیره تأمین داخلی قویتر میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.

نقش گردشگری در اشتغال و افزایش درآمد خانوارها
یکی از مهمترین مسیرهای اثرگذاری گردشگری بر GDP، ایجاد اشتغال است. گردشگری صنعتی کاربر محسوب میشود؛ یعنی برای ارائه بسیاری از خدمات آن به نیروی انسانی نیاز است.
هتلها به مدیر، پذیرش، نظافت، آشپز و کارکنان خدماتی نیاز دارند. رستورانها به آشپز و کارکنان نیازمند هستند. شرکتهای گردشگری از راهنمایان تور استفاده میکنند و سیستم حملونقل برای جابهجایی مسافران نیروی کار به کار میگیرد.
این موضوع باعث میشود گردشگری در بسیاری از مناطق بتواند فرصتهای شغلی ایجاد کند؛ بهخصوص مناطقی که ظرفیت صنعتی محدودی دارند اما دارای جاذبه طبیعی، تاریخی یا فرهنگی هستند.
دادههای سازمان ملل نشان میدهد که گردشگری در سال ۲۰۲۳ بهطور متوسط سهم قابل توجهی از اشتغال جهانی را به خود اختصاص داده و بر اساس دادههای ۸۹ کشور، حدود ۱۲۷ میلیون نفر در فعالیتهای گردشگری مشغول بودهاند.
زنجیره اشتغال مستقیم و غیرمستقیم
اشتغال گردشگری را نباید تنها به کارکنان هتلها محدود کرد. یک هتل ممکن است برای فعالیت خود از نانوایی، کشاورزی، شرکتهای نظافتی، خدمات فناوری و تأمینکنندگان مختلف استفاده کند.
به همین دلیل، رشد گردشگری میتواند فرصتهای شغلی در صنایع دیگر نیز ایجاد کند. البته برای تحلیل دقیق باید میان اشتغال مستقیم و اشتغال ایجادشده در اثرات غیرمستقیم تمایز قائل شد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا گاهی آمارهای اشتغال گردشگری بدون توضیح روش محاسبه منتشر میشوند.
یک تحلیل حرفهای باید مشخص کند که آیا تعداد مشاغل اعلامشده فقط مربوط به فعالیتهای مستقیم گردشگری است یا اثرات گستردهتر زنجیره اقتصادی را نیز در بر میگیرد.
گردشگری بینالمللی و درآمدهای ارزی کشورها
گردشگری بینالمللی یکی از مهمترین کانالهای ورود ارز به اقتصاد کشورها است. زمانی که گردشگران خارجی در یک کشور هزینه میکنند، بخشی از درآمد حاصل از فروش خدمات به خارجیها وارد اقتصاد داخلی میشود.
بانک جهانی، درآمدهای گردشگری بینالمللی را شامل هزینههای بازدیدکنندگان خارجی برای کالاها و خدمات و در برخی موارد پرداختهای مرتبط با حملونقل ملی تعریف میکند.
این شاخصها از دادههای گردشگری بینالمللی برای بررسی نقش گردشگری در تجارت خدمات استفاده میکنند.
در کشورهایی که با محدودیت صادرات کالا روبهرو هستند، گردشگری میتواند نقش مهمی در صادرات خدمات ایفا کند. گردشگر خارجی به جای اینکه کالا به کشور او ارسال شود، خودش به مقصد سفر میکند و خدمات داخلی را خریداری میکند.
البته ورود ارز بهتنهایی کافی نیست. اگر بخش زیادی از هزینه گردشگر صرف کالاهای وارداتی، شرکتهای خارجی یا خدماتی شود که ارزش افزوده داخلی محدودی دارند، اثر خالص گردشگری کاهش پیدا میکند.
اثر گردشگری بر صنایع و بخشهای وابسته
قدرت گردشگری در اقتصاد تا حد زیادی به ارتباط آن با سایر صنایع بستگی دارد. گردشگری مانند یک جزیره جداگانه نیست؛ بلکه شبکهای از فعالیتهای اقتصادی را به حرکت درمیآورد.
هرچه ارتباط بین گردشگری و اقتصاد داخلی بیشتر باشد، ضریب اثرگذاری آن نیز میتواند افزایش پیدا کند. برای مثال، اگر یک هتل مواد غذایی خود را از کشاورزان محلی بخرد، درآمد گردشگری به بخش کشاورزی نیز منتقل میشود.
هتلداری، حملونقل و خدمات
اقامتگاهها و حملونقل از نخستین بخشهایی هستند که از رشد گردشگری بهره میبرند. افزایش تعداد گردشگران میتواند تقاضا برای هتل، اقامتگاه بومگردی، هواپیما، قطار، اتوبوس و تاکسی را افزایش دهد.
اما رشد این بخشها نیازمند سرمایهگذاری نیز هست. اگر زیرساختهای حملونقل یا ظرفیت اقامتی کافی نباشد، رشد گردشگری با محدودیت مواجه میشود.
به همین دلیل، دولتها و بخش خصوصی معمولاً توسعه گردشگری را همراه با توسعه زیرساخت بررسی میکنند.
کشاورزی، صنایعدستی و تولید محلی
یکی از جذابترین آثار گردشگری، توانایی آن در حمایت از اقتصادهای محلی است. گردشگران معمولاً به دنبال غذاهای محلی، محصولات فرهنگی و صنایعدستی هستند.
اگر این تقاضا بهخوبی مدیریت شود، گردشگری میتواند بازار جدیدی برای تولیدکنندگان کوچک ایجاد کند. یک روستای گردشگری ممکن است از طریق فروش محصولات کشاورزی، صنایعدستی و خدمات محلی درآمد کسب کند.
اینجاست که گردشگری از یک فعالیت صرفاً تفریحی به ابزاری برای توسعه منطقهای تبدیل میشود.
نقش گردشگری در رشد اقتصادی کشورهای توسعهیافته
کشورهای توسعهیافته معمولاً از زیرساختهای قویتر حملونقل، شبکه بانکی پیشرفته، خدمات دیجیتال و برندهای شناختهشده گردشگری برخوردارند. این عوامل میتوانند هزینه سفر را کاهش دهند و تجربه گردشگر را بهبود ببخشند.
اقتصادهای بزرگی مانند ایالات متحده، چین، آلمان، بریتانیا، ژاپن و فرانسه از بازارهای بزرگ سفر و گردشگری جهان هستند.
برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری برای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که ایالات متحده، چین و آلمان از نظر ارزش اقتصادی کل سفر و گردشگری در میان بزرگترین بازارهای جهان قرار دارند.
البته بزرگ بودن حجم اقتصادی گردشگری الزاماً به معنای وابستگی شدید اقتصاد به گردشگری نیست. یک اقتصاد بسیار بزرگ ممکن است ارزش دلاری گردشگری عظیمی داشته باشد، اما سهم درصدی گردشگری در GDP آن نسبت به اقتصادهای کوچکتر کمتر باشد.
گردشگری در اقتصاد کشورهای درحالتوسعه
برای بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، گردشگری میتواند فرصت مهمی برای کسب درآمد، ایجاد اشتغال و توسعه مناطق محروم باشد.
کشورهایی که دارای منابع طبیعی، آثار تاریخی، سواحل یا فرهنگ غنی هستند، میتوانند از این مزیت برای جذب گردشگر استفاده کنند.
اما توسعه گردشگری در این کشورها با چالشهایی مانند کمبود زیرساخت، ضعف حملونقل، محدودیت سرمایهگذاری و مشکلات بازاریابی بینالمللی روبهرو است.
نکته مهم این است که توسعه گردشگری باید با توسعه ظرفیتهای داخلی همراه باشد. اگر یک کشور تنها گردشگر جذب کند اما توانایی ارائه خدمات باکیفیت نداشته باشد، درآمد بالقوه آن به درآمد واقعی تبدیل نمیشود.
گردشگری زمانی میتواند به رشد پایدار GDP کمک کند که سرمایه انسانی، زیرساخت، کسبوکارهای محلی و سیاستگذاری اقتصادی بهصورت هماهنگ توسعه یابند.
چالشهای وابستگی بیش از حد اقتصاد به گردشگری
گردشگری میتواند یک موتور قدرتمند اقتصادی باشد، اما وابستگی بیش از اندازه به آن نیز خطرناک است. بحران همهگیری کرونا نمونه روشنی از این مسئله بود.
با محدود شدن سفرهای بینالمللی، بسیاری از کشورها و مناطق گردشگری با کاهش شدید درآمد مواجه شدند. هتلها تعطیل شدند، شرکتهای گردشگری فعالیت خود را کاهش دادند و مشاغل زیادی آسیب دیدند.
این تجربه نشان داد که اقتصادهای گردشگری نیز به تنوع اقتصادی نیاز دارند. کشوری که تمام درآمد خود را بر پایه گردشگری بنا کند، در برابر بحرانهای جهانی، بیماریهای همهگیر، جنگها و شوکهای سیاسی آسیبپذیر خواهد بود.
عوامل دیگری مانند تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و افزایش قیمت انرژی نیز میتوانند بر جریان گردشگری تأثیر بگذارند.
گردشگری پایدار و افزایش کیفیت رشد اقتصادی
رشد تعداد گردشگران همیشه به معنای رشد اقتصادی بهتر نیست. اگر یک مقصد بیش از ظرفیت خود گردشگر جذب کند، ممکن است محیط زیست، منابع آب، زیرساختها و کیفیت زندگی ساکنان محلی تحت فشار قرار بگیرد.
گردشگری پایدار تلاش میکند میان رشد اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و منافع جامعه محلی تعادل برقرار کند.
سازمان ملل نیز در هدف توسعه پایدار ۸.۹ بر توسعه سیاستهایی تأکید دارد که گردشگری پایدار را تقویت کرده، اشتغال ایجاد کند و فرهنگ و محصولات محلی را توسعه دهد.
مدل موفق گردشگری در آینده احتمالاً مدلی نیست که فقط تعداد بیشتری گردشگر جذب کند. بلکه مدلی است که بتواند درآمد بیشتر، ارزش افزوده بالاتر و آسیب کمتر ایجاد کند.
فناوری، اقتصاد دیجیتال و آینده گردشگری
فناوری در حال تغییر دادن اقتصاد گردشگری است. امروز گردشگر پیش از سفر از موتورهای جستوجو، شبکههای اجتماعی، نقشههای آنلاین و سامانههای رزرو استفاده میکند.
دیجیتالی شدن میتواند هزینه بازاریابی را برای کسبوکارهای کوچک کاهش دهد. یک اقامتگاه روستایی میتواند بدون داشتن دفتر فروش در کشورهای مختلف، خدمات خود را در فضای دیجیتال معرفی کند.
هوش مصنوعی نیز میتواند در آینده نقش مهمی در شخصیسازی سفرها داشته باشد. سیستمهای هوشمند میتوانند بر اساس بودجه، علایق و زمان گردشگر برنامه سفر طراحی کنند.
کشورهایی که فناوری را با گردشگری ترکیب کنند، احتمالاً میتوانند ارزش اقتصادی بیشتری از هر گردشگر ایجاد کنند.
سیاستهای مؤثر دولتها برای تقویت سهم گردشگری در اقتصاد
دولتها برای افزایش نقش گردشگری در GDP باید به جای تمرکز صرف بر تبلیغات، یک اکوسیستم اقتصادی گردشگری ایجاد کنند.
نخستین موضوع، توسعه زیرساخت است. حملونقل مناسب، اینترنت، خدمات بانکی، امکانات اقامتی و دسترسی آسان به اطلاعات نقش مهمی در تجربه گردشگر دارند.
موضوع دوم، حمایت از کسبوکارهای محلی است. اگر درآمد گردشگری تنها در اختیار تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ قرار بگیرد، اثر آن بر توسعه منطقهای کاهش پیدا میکند.
سومین موضوع، بهبود نظام آماری است. بدون داده دقیق نمیتوان فهمید کدام سیاست موفق بوده است. حساب اقماری گردشگری دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارد؛ زیرا به دولتها کمک میکند سهم واقعی گردشگری در GDP، اشتغال و سایر شاخصها را اندازهگیری کنند.
چهارمین موضوع، تمرکز بر کیفیت است. افزایش تعداد گردشگران بدون افزایش کیفیت خدمات ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کند. سیاست موفق باید به دنبال افزایش درآمد و ارزش افزوده به ازای هر گردشگر نیز باشد.
نتیجهگیری
گردشگری یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد خدماتی جهان است و نقش آن در تولید ناخالص داخلی کشورها فراتر از درآمد هتلها و فروش بلیت هواپیما است.
گردشگر با هزینهکرد خود زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را فعال میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا کشاورزی، صنایعدستی، فناوری و خدمات محلی.
بر اساس دادههای رسمی سازمان ملل، سهم مستقیم گردشگری از GDP جهانی در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۴ درصد بوده است. در مقابل، برآوردهای گستردهتر که اثرات مستقیم، غیرمستقیم و القایی را نیز در نظر میگیرند، سهم بسیار بزرگتری برای کل سفر و گردشگری نشان میدهند؛ شورای جهانی سفر و گردشگری سهم این بخش را در سال ۲۰۲۵ حدود ۹.۸ درصد اقتصاد جهانی برآورد کرده است.
این تفاوت نشان میدهد که هنگام تحلیل آمار گردشگری باید همیشه به روش اندازهگیری توجه کنیم. GDP مستقیم گردشگری، هزینه گردشگران و اثر کل اقتصادی سفر و گردشگری مفاهیم یکسانی نیستند.
برای کشورها، موفقیت واقعی در گردشگری تنها با افزایش تعداد گردشگران حاصل نمیشود. کشور موفق کشوری است که بتواند بخش بیشتری از هزینه گردشگر را به ارزش افزوده داخلی تبدیل کند، زنجیره تأمین محلی را تقویت کند، اشتغال پایدار ایجاد کند و از منابع فرهنگی و طبیعی خود محافظت نماید.
پرسشهای متداول
1. گردشگری چگونه باعث افزایش GDP یک کشور میشود؟
گردشگری از طریق افزایش تقاضا برای خدمات و کالاهایی مانند اقامت، حملونقل، غذا، تفریح، خرید و خدمات فرهنگی باعث ایجاد ارزش افزوده میشود.
بخشی از این ارزش افزوده مستقیماً در GDP ثبت میشود و بخشهای دیگر نیز از طریق زنجیره تأمین و مصرف کارکنان میتوانند آثار اقتصادی گستردهتری ایجاد کنند.
۲. تفاوت GDP مستقیم گردشگری با اثر کل اقتصادی گردشگری چیست؟
GDP مستقیم گردشگری فقط ارزش افزودهای را اندازه میگیرد که مستقیماً برای پاسخ به تقاضای گردشگران ایجاد شده است.
اثر کل اقتصادی گردشگری میتواند علاوه بر اثر مستقیم، اثرات غیرمستقیم در زنجیره تأمین و اثرات القایی ناشی از هزینهکرد کارکنان را نیز شامل شود.
۳. آیا درآمد گردشگران خارجی همان سهم گردشگری در GDP است؟
خیر. پولی که گردشگر هزینه میکند با ارزش افزوده ایجادشده در اقتصاد یکسان نیست. برای محاسبه سهم گردشگری در GDP باید ارزش افزوده داخلی و ساختار تولید در نظر گرفته شود.
۴. حساب اقماری گردشگری چیست؟
حساب اقماری گردشگری (TSA) یک چارچوب آماری بینالمللی است که دادههای گردشگری را با حسابهای ملی یک کشور مرتبط میکند. این ابزار برای اندازهگیری دقیقتر سهم مستقیم گردشگری در GDP، اشتغال و سایر شاخصهای اقتصادی استفاده میشود.





