مقدمه
جهانی شدن یکی از مهمترین تحولاتی است که ساختار اقتصاد جهان را در چند دهه اخیر دگرگون کرده است.
افزایش تجارت بینالمللی، گسترش سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوری، فعالیت شرکتهای چندملیتی، توسعه ارتباطات دیجیتال و شکلگیری زنجیرههای ارزش جهانی باعث شدهاند اقتصاد کشورها بیش از گذشته به یکدیگر وابسته شوند.
با این حال، اثر جهانی شدن در همه نقاط جهان یکسان نبوده است. جنوب جهانی که در ادبیات اقتصادی عمدتاً شامل کشورهای در حال توسعه در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و بخشهایی از خاورمیانه است، همزمان با فرصتهای تازه و محدودیتهای ساختاری مواجه شده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم کشورهای در حال توسعه امروز دیگر حاشیهای در اقتصاد جهانی نیستند.
طبق دادههای جدیدسازمان توسعه و تجارت ملل متحد کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ درصد تولید جهانی، ۴۴ درصد تجارت بینالمللی و ۵۸ درصد جریانهای ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی را به خود اختصاص دادهاند.
تجارت کالایی میان کشورهای در حال توسعه نیز از ۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴ عبور کرده و حدود یکچهارم تجارت جهانی کالا را تشکیل داده است.
بنابراین، پاسخ به این پرسش که «جهانی شدن چه اثری بر جنوب جهانی گذاشته است؟» نمیتواند صرفاً مثبت یا منفی باشد.
جهانی شدن برای برخی کشورها مسیر صنعتیشدن، افزایش صادرات، ایجاد اشتغال و دسترسی به فناوری را هموار کرده و برای برخی دیگر، وابستگی به صادرات مواد خام، نوسان سرمایه، بدهی خارجی و آسیبپذیری در برابر تصمیمات اقتصادهای بزرگ را افزایش داده است.
در واقع، مسئله اصلی فقط جهانی شدن نیست؛ بلکه نوع مشارکت هر کشور در اقتصاد جهانی و توانایی آن برای تبدیل ارتباطات بینالمللی به ظرفیت تولید داخلی اهمیت دارد.
جهانی شدن و مفهوم جنوب جهانی چیست؟
اصطلاح «جنوب جهانی» صرفاً یک تقسیمبندی جغرافیایی نیست. این مفهوم در ادبیات معاصر بیشتر برای اشاره به مجموعه متنوعی از کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور استفاده میشود که تجربه تاریخی، سطح توسعه، ساختار تولید و جایگاه آنها در اقتصاد جهانی با کشورهای صنعتی تفاوت دارد.
کشورهای آسیایی مانند هند و اندونزی، اقتصادهای آمریکای لاتین مانند برزیل و مکزیک، بسیاری از کشورهای آفریقایی و تعدادی از کشورهای خاورمیانه را میتوان در چارچوب گسترده جنوب جهانی بررسی کرد؛ هرچند این کشورها از نظر درآمد، ساختار اقتصادی و میزان توسعه تفاوتهای بسیار زیادی با یکدیگر دارند.
نکته مهم این است که نباید جنوب جهانی را یک بلوک اقتصادی یکپارچه تصور کرد. چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی از نظر اندازه اقتصاد و ظرفیت صنعتی با کشورهای کمدرآمد آفریقایی یا کشورهای کوچک جزیرهای قابل مقایسه نیستند.
حتی در داخل یک کشور نیز ممکن است بخشی از اقتصاد به بازارهای جهانی کاملاً متصل باشد، در حالی که بخش دیگری همچنان با فقر، اشتغال غیررسمی و کمبود زیرساخت مواجه باشد.
همین ناهمگونی یکی از دلایلی است که باعث میشود اثر جهانی شدن بر جنوب جهانی بسیار پیچیده باشد.

جنوب جهانی دقیقاً به چه کشورهایی اشاره دارد؟
جنوب جهانی را بهتر است یک مفهوم اقتصادی، تاریخی و سیاسی-توسعهای دانست، نه صرفاً شمال و جنوب جغرافیایی.
بسیاری از این کشورها سابقه استعمار داشتهاند یا در ساختار اقتصاد جهانی در جایگاهی قرار گرفتهاند که بخش قابل توجهی از صادرات آنها بر مواد خام، محصولات کشاورزی یا نیروی کار نسبتاً ارزان استوار بوده است.
البته این الگو در حال تغییر است و برخی اقتصادهای جنوب جهانی اکنون در حوزههایی مانند الکترونیک، خودرو، فناوری اطلاعات، خدمات مالی و صنایع سبز نقش مهمی پیدا کردهاند.
این تغییر ساختار را میتوان در افزایش وزن کشورهای در حال توسعه در تولید و تجارت جهانی مشاهده کرد.
UNCTAD در گزارش ۲۰۲۵ خود اعلام کرده است که جنوب جهانی حدود ۴۲ درصد تولید جهانی و ۴۴ درصد تجارت کالایی جهان را در اختیار دارد و سهم آن از جریانهای ورودی سرمایه گذاری خارجی یا FDI در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۸ درصد رسیده بود.
تفاوت جنوب جهانی با تقسیمبندی سنتی شمال و جنوب
تقسیم جهان به «شمال» و «جنوب» زمانی سادهتر به نظر میرسید که کشورهای صنعتی آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن در یک طرف و بیشتر کشورهای در حال توسعه در طرف دیگر قرار داشتند.
اما اقتصاد جهانی امروز بسیار پیچیدهتر است. ظهور اقتصادهای بزرگ آسیایی، رشد شرکتهای چندملیتی از کشورهای در حال توسعه و افزایش تجارت جنوب-جنوب باعث شده است مرزهای اقتصادی میان دو گروه کمتر قطعی باشد.
در نتیجه، وقتی درباره تأثیر جهانی شدن بر جنوب جهانی صحبت میکنیم، باید تفاوتهای درون این مجموعه را نیز در نظر بگیریم.
برخی کشورها از جهانی شدن برای تبدیل شدن به قطب تولیدی استفاده کردهاند و برخی دیگر همچنان عمدتاً صادرکننده مواد خام هستند. همین تفاوت نشان میدهد که جهانی شدن بهخودیخود تضمینکننده توسعه نیست.

جهانی شدن چگونه اقتصاد جنوب جهانی را تغییر داده است؟
یکی از آشکارترین آثار جهانی شدن، افزایش ارتباط اقتصادهای جنوب جهانی با بازارهای بینالمللی است.
کاهش نسبی هزینه حملونقل، توسعه فناوری ارتباطات، توافقهای تجاری و فعالیت شرکتهای چندملیتی باعث شده است تولید یک محصول در چندین کشور توزیع شود.
برای مثال، مواد اولیه ممکن است از یک کشور صادر شود، قطعات در کشور دیگری تولید شوند، مونتاژ در کشور سوم انجام شود و محصول نهایی در بازارهای کشورهای مختلف فروخته شود.
این ساختار برای کشورهای جنوب جهانی فرصت ایجاد کرده است تا بدون داشتن تمام مراحل تولید یک محصول، وارد بخشی از زنجیره ارزش آن شوند.
در عین حال، همین وضعیت میتواند محدودیتهایی نیز ایجاد کند؛ زیرا کشور ممکن است در قسمت کمارزش زنجیره باقی بماند و بخش عمده سود، طراحی، برند، تحقیق و توسعه و خدمات مالی در اقتصادهای دیگر ایجاد شود.
گسترش تجارت بینالمللی
تجارت بینالمللی یکی از مهمترین کانالهای اثرگذاری جهانی شدن بر جنوب جهانی بوده است.
دادههای UNCTAD نشان میدهد تجارت جنوب-جنوب در سال ۲۰۲۴ از ۶ تریلیون دلار فراتر رفته و حدود یکچهارم تجارت جهانی کالا را تشکیل داده است.
با وجود این رشد، تجارت جهانی همچنان نامتوازن است؛ اقتصادهای توسعهیافته در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۴ درصد صادرات جهانی و ۵۸ درصد واردات جهانی را در اختیار داشتهاند.
این ارقام دو واقعیت را همزمان نشان میدهند: جنوب جهانی بهطور قابل توجهی در تجارت جهانی بزرگتر شده، اما هنوز فاصلههایی در ظرفیت تجاری، زیرساخت، فناوری و دسترسی به بازار وجود دارد.
برای کشورهای جنوب، چالش اصلی فقط افزایش حجم صادرات نیست؛ تنوع صادرات و افزایش ارزش افزوده داخلی نیز اهمیت دارد.
پیوستن کشورهای جنوب به زنجیرههای ارزش جهانی
زنجیرههای ارزش جهانی فرصت مهمی برای صنعتیشدن ایجاد کردهاند. کشوری که در گذشته امکان تولید یک محصول پیچیده را نداشت، میتواند با جذب سرمایه خارجی و تخصص در یک مرحله مشخص از تولید وارد بازار جهانی شود.
تجربه برخی کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نشان داده است که اتصال به تجارت جهانی، زمانی که با سرمایهگذاری داخلی در زیرساخت، آموزش و فناوری همراه شود، میتواند به ارتقای ظرفیت تولید کمک کند.
اما ورود به زنجیره ارزش بهتنهایی کافی نیست. اگر یک اقتصاد فقط نیروی کار ارزان یا مواد اولیه ارائه کند، ممکن است در برابر کشورهایی که فناوری و سرمایه بیشتری دارند آسیبپذیر باقی بماند.
بنابراین هدف بلندمدت باید حرکت از تولید کمارزش به فعالیتهای دارای فناوری، دانش و ارزش افزوده بالاتر باشد.

نقش سرمایهگذاری خارجی در جنوب جهانی
سرمایهگذاری مستقیم خارجی یکی دیگر از مسیرهای مهم جهانی شدن است. شرکتهای بینالمللی با سرمایهگذاری در کشورهای در حال توسعه میتوانند منابع مالی، فناوری، استانداردهای مدیریتی و دسترسی به بازارهای بینالمللی را به همراه بیاورند.
در مقابل، کشور میزبان انتظار دارد سرمایهگذاری خارجی باعث ایجاد اشتغال، افزایش تولید، صادرات و انتقال فناوری شود.
دادههای UNCTAD نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ جریان سرمایه گذاری خارجی جهانی به حدود ۱.۶ تریلیون دلار رسید.
با این حال، رشد در اقتصادهای توسعهیافته حدود ۱۱ درصد بود، در حالی که جریان ورودی به اقتصادهای در حال توسعه تنها حدود ۲ درصد افزایش یافت و به حدود ۹۰۱ میلیارد دلار رسید.
همچنین بیش از ۸۰ درصد FDI جهانی به ۲۰ اقتصاد میزبان برتر اختصاص یافت؛ موضوعی که تمرکز شدید سرمایهگذاری را نشان میدهد.
افزایش جریان سرمایه و سرمایهگذاری مستقیم خارجی
در نگاه نخست، افزایش سهم کشورهای در حال توسعه از FDI نشانه تغییر مهمی در اقتصاد جهانی است.
گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۵ نشان میداد کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۷ درصد جریان جهانی FDI را دریافت کردهاند و مجموع سرمایهگذاری خارجی در آنها حدود ۸۶۷ میلیارد دلار بوده است.
با این حال، حدود ۷۵ درصد FDI کشورهای در حال توسعه در اختیار تنها ۱۰ اقتصاد بزرگ نوظهور قرار داشت.
این مسئله یک نکته مهم را آشکار میکند: افزایش سهم جنوب جهانی از سرمایهگذاری به معنای توزیع عادلانه سرمایه میان کشورهای جنوب نیست.
سرمایهگذاران معمولاً اقتصادهایی را ترجیح میدهند که بازار بزرگتر، زیرساخت بهتر، ثبات بیشتر، نیروی کار ماهر و چارچوب حقوقی قابل پیشبینی دارند.
چرا سرمایهگذاری در جنوب جهانی بهطور مساوی توزیع نشده است؟
شرکت بینالمللی زمانی برای ساخت کارخانه یا ایجاد پروژه بزرگ اقدام میکند که بتواند ریسکهای مالی، حقوقی، سیاسی و زیرساختی را مدیریت کند. به همین دلیل، کشوری که برق ناپایدار، حملونقل پرهزینه، نظام مالی محدود یا بازار داخلی کوچک دارد، ممکن است حتی با وجود نیروی کار فراوان نتواند سرمایه خارجی قابل توجهی جذب کند.
از طرف دیگر، نوع سرمایهگذاری نیز اهمیت دارد. یک پروژه بزرگ معدنی ممکن است میلیاردها دلار سرمایه وارد کشور کند، اما اگر ارتباط محدودی با صنایع داخلی داشته باشد، اثر آن بر توسعه گسترده اقتصادی ممکن است محدودتر از سرمایهگذاری در کارخانههای تولیدی، فناوری یا زیرساخت باشد.
UNCTAD نیز تأکید کرده است که اثر توسعهای FDI به این بستگی دارد که سرمایهگذاری تا چه اندازه ظرفیت تولید، اشتغال، مهارت و انتقال فناوری ایجاد کند.

تأثیر جهانی شدن بر اشتغال و درآمد
جهانی شدن بازار کار را نیز تغییر داده است. شرکتها میتوانند بخشی از فعالیتهای خود را به کشورهایی منتقل کنند که هزینه تولید پایینتر یا نیروی کار مناسب دارند.
این فرایند در برخی کشورهای جنوب به ایجاد میلیونها فرصت شغلی در بخشهای صنعتی، خدماتی و صادراتی کمک کرده است.
اما رابطه میان تجارت و اشتغال ساده نیست. ورود یک کارخانه صادراتی ممکن است فرصت شغلی ایجاد کند، در حالی که واردات ارزانتر ممکن است بعضی تولیدکنندگان داخلی را تحت فشار قرار دهد.
بنابراین تأثیر نهایی به ساختار اقتصاد، مهارت نیروی کار و توانایی دولت در آموزش و حمایت از جابهجایی نیروی کار بستگی دارد.
گزارش تجارت جهانی ۲۰۲۴ سازمان تجارت جهانی نشان میدهد رشد تجارت در دهههای اخیر با افزایش درآمد سرانه در بسیاری از کشورهای کمدرآمد و متوسط همراه بوده است؛ اما منافع تجارت میان کشورها و حتی در داخل آنها به شکل یکسان توزیع نشده است.
این گزارش بر اهمیت سیاستهای داخلی در حوزه آموزش، نیروی کار، رقابت و حمایت اجتماعی برای فراگیرتر شدن منافع تجارت تأکید میکند.
جهانی شدن و انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه
یکی از مهمترین امیدها درباره جهانی شدن، انتقال فناوری است. زمانی که یک شرکت بینالمللی در کشور دیگری کارخانه تأسیس میکند، ممکن است تجهیزات جدید، روشهای مدیریتی، استانداردهای تولید و دانش فنی را نیز وارد کند.
کارکنان محلی نیز میتوانند مهارتهایی کسب کنند که بعدها در شرکتهای داخلی مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، انتقال فناوری خودکار نیست. شرکتی که صرفاً برای استفاده از نیروی کار ارزان وارد کشوری شده است، الزاماً فناوری اصلی و فعالیتهای تحقیق و توسعه خود را منتقل نمیکند.
برای اینکه جهانی شدن به انتقال واقعی فناوری منجر شود، کشور میزبان به دانشگاهها، نیروی انسانی متخصص، شرکتهای داخلی توانمند و سیاستهای صنعتی مناسب نیاز دارد.
به همین دلیل، سرمایه انسانی یکی از عوامل تعیینکننده در استفاده از فرصتهای جهانی شدن است.
کشوری که نیروی کار آموزشدیده دارد، احتمال بیشتری دارد که از حضور شرکتهای خارجی برای یادگیری و توسعه ظرفیتهای داخلی استفاده کند؛ در حالی که اقتصادی با کمبود مهارت ممکن است عمدتاً در سطح فعالیتهای کمارزش باقی بماند.

نقش تجارت جنوب-جنوب در اقتصاد جهانی
یکی از مهمترین تغییرات اقتصاد جهانی، رشد روابط اقتصادی میان خود کشورهای جنوب است.
در گذشته بسیاری از کشورهای در حال توسعه عمدتاً با اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن تجارت میکردند. اما اکنون تجارت میان آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه بخش مهمی از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد.
UNCTAD گزارش کرده است که تجارت کالایی جنوب-جنوب در سال ۲۰۲۴ بیش از ۶ تریلیون دلار بوده و حدود یکچهارم تجارت جهانی کالا را تشکیل داده است.
این روند میتواند به کشورهای در حال توسعه امکان دهد بازارهای صادراتی متنوعتری داشته باشند و وابستگی خود را به یک یا چند اقتصاد بزرگ کاهش دهند.
با این حال، تجارت جنوب-جنوب نیز با محدودیتهایی مواجه است. بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین همچنان زیرساختهای ضعیف منطقهای دارند و بخش قابل توجهی از تجارت آنها با شرکای خارج از منطقه انجام میشود.
UNCTAD در آمار تجارت ۲۰۲۵ نیز به تفاوت قابل توجه سطح یکپارچگی منطقهای میان شرق آسیا و بسیاری از مناطق آفریقا و آمریکای لاتین اشاره کرده است.
تأثیر جهانی شدن بر فقر و نابرابری
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای جهانی شدن رابطه آن با فقر و نابرابری است.
تجارت و سرمایهگذاری میتوانند تولید و درآمد را افزایش دهند و در نتیجه منابع بیشتری برای کاهش فقر فراهم کنند.
از طرف دیگر، اگر منافع رشد عمدتاً به صاحبان سرمایه، نیروی کار ماهر یا مناطق خاصی از کشور برسد، ممکن است شکاف درآمدی داخلی افزایش یابد.
سازمان تجارت جهانی گزارش کرده است که بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ درآمد سرانه واقعی جهانی حدود ۶۵ درصد افزایش یافت و درآمد سرانه کشورهای کمدرآمد و متوسط تقریباً سه برابر شد.
این گزارش تجارت را یکی از عوامل مؤثر در این رشد گسترده میداند، در عین حال تأکید میکند که همه افراد و اقتصادها به یک اندازه از بازتر شدن تجارت بهرهمند نشدهاند.
بنابراین نمیتوان گفت جهانی شدن ذاتاً فقر را کاهش میدهد یا ذاتاً نابرابری را افزایش میدهد. نتیجه به سیاستهای داخلی بستگی دارد.
اگر درآمد حاصل از رشد اقتصادی به آموزش، سلامت، زیرساخت و افزایش بهرهوری اختصاص یابد، اثرات آن میتواند گستردهتر شود؛ اگر چنین سازوکارهایی وجود نداشته باشد، ممکن است رشد اقتصادی در بخش محدودی از جامعه متمرکز شود.

بدهی خارجی؛ روی دیگر جهانی شدن مالی
جهانی شدن فقط به تجارت کالا و خدمات محدود نیست؛ بازارهای مالی نیز کشورها را به یکدیگر متصل کردهاند. دولتها و شرکتهای کشورهای در حال توسعه میتوانند از منابع مالی خارجی استفاده کنند و این منابع را برای زیرساخت، انرژی، صنعت و پروژههای توسعهای به کار ببرند.
اما وابستگی مالی خطرهایی نیز دارد. افزایش نرخ بهره جهانی، کاهش ارزش پول ملی یا خروج سرمایه میتواند هزینه تأمین مالی را افزایش دهد.
بر اساس گزارش UNCTAD درباره پایداری بدهی در سال ۲۰۲۶، بدهی خارجی کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۲.۳ تریلیون دلار رسید و هزینههای بهره بدهی خارجی بلندمدت نیز افزایش یافت.
در کشورهای کمترتوسعهیافته، خدمت بدهی خارجی در سال ۲۰۲۵ معادل ۱۸.۲ درصد درآمدهای صادراتی بود.
این ارقام نشان میدهد چرا جهانی شدن مالی میتواند برای جنوب جهانی هم فرصت و هم ریسک ایجاد کند.
اگر منابع خارجی به سرمایهگذاری مولد تبدیل شوند، میتوانند ظرفیت صادرات و درآمد آینده را افزایش دهند؛ اما اگر عمدتاً برای پوشش کسریهای کوتاهمدت یا پروژههای کمبازده استفاده شوند، بازپرداخت بدهی ممکن است منابع عمومی را تحت فشار قرار دهد.
جهانی شدن و تغییر ساختار تولید در جنوب جهانی
یکی از آثار مهم جهانی شدن، تغییر تدریجی ساختار اقتصادی برخی کشورهای جنوب از اقتصادهای متکی بر کشاورزی و مواد خام به سمت صنعت و خدمات بوده است.
این تغییر البته در همه کشورها به یک اندازه رخ نداده است. بخشهایی از آسیا توانستهاند در زنجیرههای تولید صنعتی جهان جایگاه مهمی پیدا کنند، در حالی که برخی اقتصادهای آفریقایی و آمریکای لاتین همچنان وابستگی بالایی به کالاهای اولیه دارند.
این تفاوت اهمیت تنوع اقتصادی را نشان میدهد. کشوری که صادرات خود را به نفت، مس، سنگآهن، قهوه یا یک محصول کشاورزی خاص محدود کرده باشد، در برابر تغییر قیمتهای جهانی آسیبپذیر است.
در مقابل، کشوری که در چندین صنعت و خدمات مختلف فعالیت میکند، ابزار بیشتری برای مقابله با شوکهای خارجی دارد.
جهانی شدن میتواند این تنوع را تسهیل کند، اما تضمین نمیکند. سیاست صنعتی، آموزش، زیرساخت، دسترسی به اعتبار و کیفیت نهادهای اقتصادی تعیین میکنند که آیا کشور میتواند از بازار جهانی برای توسعه بخشهای جدید استفاده کند یا خیر.
تأثیر جهانی شدن بر کشاورزی و منابع طبیعی
کشاورزی در بسیاری از کشورهای جنوب جهانی همچنان نقش مهمی در اشتغال و درآمد دارد. اتصال کشاورزان به بازارهای بینالمللی میتواند تقاضای جدید ایجاد کند و امکان صادرات محصولات با ارزشتر را فراهم سازد.
اما کشاورزان کوچک ممکن است برای رعایت استانداردهای صادراتی، تأمین مالی، بستهبندی و دسترسی به شبکه توزیع با مشکلات جدی مواجه شوند.
در حوزه منابع طبیعی نیز وضعیت دوگانه است. افزایش تقاضای جهانی برای انرژی، فلزات و مواد معدنی میتواند درآمد صادراتی ایجاد کند.
در سالهای اخیر، اهمیت مواد معدنی مورد نیاز برای گذار انرژی نیز افزایش یافته است و کشورهای دارای ذخایر این مواد با فرصتهای جدیدی مواجه شدهاند.
UNCTAD در گزارش وضعیت اقتصاد جهانی ۲۰۲۵ نیز مواد معدنی حیاتی برای گذار انرژی را از موضوعات مهم آینده توسعه کشورهای در حال توسعه دانسته است.
اما اگر صادرات مواد خام بدون توسعه صنایع پاییندستی انجام شود، بخش بزرگی از ارزش اقتصادی ممکن است خارج از کشور ایجاد شود.
به همین دلیل، مسئله اصلی برای بسیاری از کشورهای جنوب این است که چگونه منابع طبیعی خود را از یک «کالای صادراتی» به مبنایی برای توسعه صنعتی و زنجیره ارزش داخلی تبدیل کنند.

دیجیتالی شدن و فرصتهای جدید جنوب جهانی
جهانی شدن در دهههای اخیر شکل تازهای پیدا کرده است. در گذشته تمرکز اصلی بر کالا، کشتی، کارخانه و سرمایه فیزیکی بود؛ اما اکنون داده، نرمافزار، خدمات دیجیتال و زیرساختهای ارتباطی نیز اهمیت زیادی دارند.
این تغییر برای جنوب جهانی فرصت ایجاد کرده است تا بعضی موانع جغرافیایی سنتی را پشت سر بگذارد.
یک شرکت نرمافزاری در یک کشور در حال توسعه میتواند خدمات خود را به مشتریانی در چند قاره بفروشد، بدون آنکه کارخانهای در کشور مقصد داشته باشد.
خدمات برونسپاری، برنامهنویسی، خدمات مالی، آموزش آنلاین و برخی فعالیتهای حرفهای از این امکان استفاده میکنند.
اما شکاف دیجیتال همچنان یک مانع مهم است. کشورهایی که اینترنت پرسرعت، برق پایدار، نیروی انسانی متخصص و زیرساخت داده کافی ندارند، نمیتوانند به همان اندازه از اقتصاد دیجیتال بهره ببرند.
حتی در سرمایهگذاری خارجی دیجیتال نیز تمرکز بالاست؛ گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۶ آنکتاد نشان میدهد بخش بزرگی از رشد سرمایهگذاری اخیر به پروژههای بزرگ زیرساخت دیجیتال و هوش مصنوعی اختصاص یافته و سرمایهگذاری همچنان در تعداد محدودی اقتصاد و بخش متمرکز است.
جهانی شدن و تغییر جایگاه جنوب جهانی در اقتصاد بینالمللی
جنوب جهانی امروز نقش بسیار پررنگتری در اقتصاد جهان دارد. کشورهای در حال توسعه در مجموع حدود ۴۰ درصد تولید جهان را ایجاد میکنند و بخش قابل توجهی از تجارت و سرمایهگذاری جهانی در آنها انجام میشود.
این تحول نشان میدهد تصویر قدیمی از جنوب جهانی بهعنوان مجموعهای کاملاً حاشیهای دیگر با ساختار اقتصاد جهانی امروز مطابقت ندارد.
با این حال، افزایش وزن اقتصادی لزوماً به معنای برخورداری از قدرت مالی مشابه نیست.
گزارش تجارت و توسعه ۲۰۲۵ آنکتاد به یک عدمتوازن مهم اشاره میکند: کشورهای در حال توسعه بخش بزرگی از تولید، تجارت و سرمایه گذاری های خارجی جهان را در اختیار دارند، اما سهم آنها از بازارهای مالی جهانی بسیار محدودتر است. این شکاف میتواند توان آنها را برای تأمین مالی توسعه و مدیریت بحرانهای مالی محدود کند.
این موضوع یکی از مسائل کلیدی آینده است: آیا جنوب جهانی میتواند وزن فزاینده خود در تولید و تجارت را به نقش بزرگتر در تصمیمگیریها و ساختارهای مالی بینالمللی تبدیل کند؟ پاسخ این پرسش تا حد زیادی به همکاری میان کشورهای جنوب، توسعه بازارهای مالی داخلی و اصلاح نهادهای اقتصادی بینالمللی بستگی دارد.
چالش وابستگی به بازارها و سرمایه خارجی
جهانی شدن زمانی آسیبپذیری ایجاد میکند که یک اقتصاد بیش از حد به تعداد محدودی بازار، سرمایهگذار یا کالای صادراتی وابسته باشد.
برای مثال، اگر کشوری بخش عمده درآمد صادراتی خود را از یک ماده خام به دست آورد، سقوط قیمت جهانی آن ماده میتواند بودجه دولت و ارزش پول ملی را تحت تأثیر قرار دهد.
وابستگی به سرمایه خارجی نیز مشابه است. سرمایه بینالمللی میتواند به سرعت وارد یک اقتصاد شود و به همان سرعت نیز در شرایط بحران مالی خارج شود.
گزارش آنکتاد درباره اقتصاد جهانی ۲۰۲۵ نشان میدهد کشورهای در حال توسعه در برابر شرایط مالی سخت، نوسان سرمایه و هزینه بالاتر تأمین مالی آسیبپذیرتر هستند.
به همین دلیل، سیاست اقتصادی در جنوب جهانی باید میان اتصال به اقتصاد جهانی و ایجاد تابآوری داخلی تعادل ایجاد کند. هدف انزوا نیست؛ هدف آن است که یک کشور حتی در زمان بروز بحران خارجی، بتواند حداقل ظرفیت تولید، اشتغال و تأمین مالی خود را حفظ کند.

آثار زیستمحیطی جهانی شدن بر کشورهای جنوب
افزایش تجارت و تولید جهانی آثار زیستمحیطی نیز دارد. توسعه صنعتی میتواند مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای را افزایش دهد، در حالی که کشورهای جنوب جهانی همزمان با آثار تغییرات اقلیمی مانند خشکسالی، سیل، گرمای شدید و کاهش بهرهوری کشاورزی روبهرو هستند.
این مسئله یک تناقض مهم ایجاد میکند. کشورهای در حال توسعه برای کاهش فقر و ایجاد اشتغال به رشد اقتصادی نیاز دارند، اما باید این رشد را با محدودیتهای زیستمحیطی نیز هماهنگ کنند.
از طرف دیگر، هزینه تأمین مالی اقلیمی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه بالا است.
آنکتاد گزارش کرده است برخی کشورهای آسیبپذیر اقلیمی سالانه میلیاردها دلار هزینه مالی اضافی به دلیل ریسک اقلیمی متحمل میشوند.
در نتیجه، گذار به اقتصاد سبز میتواند هم یک تهدید و هم یک فرصت باشد. کشورهایی که منابع معدنی مورد نیاز فناوریهای پاک، ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی یا نیروی انسانی متخصص دارند، میتوانند وارد زنجیرههای جدید اقتصاد سبز شوند. اما برای این کار به سرمایه، فناوری و دسترسی عادلانهتر به منابع مالی نیاز دارند.
آیا جهانی شدن برای همه کشورهای جنوب یکسان بوده است؟
پاسخ روشن است: خیر.
تفاوت در اثرات جهانی شدن یکی از مهمترین نکاتی است که در تحلیل جنوب جهانی باید مورد توجه قرار گیرد.
برخی کشورهای جنوب توانستهاند از تجارت و سرمایهگذاری برای صنعتیشدن و افزایش بهرهوری استفاده کنند، در حالی که برخی دیگر همچنان وابستگی بالایی به صادرات مواد خام و واردات کالاهای صنعتی دارند.
حتی در میان اقتصادهای بزرگ نیز تفاوت وجود دارد. کشوری ممکن است صادرات صنعتی گسترده داشته باشد اما در حوزه فناوریهای پیشرفته وابسته باشد؛ کشور دیگری ممکن است منابع طبیعی فراوان داشته باشد ولی ظرفیت صنعتی محدودتری داشته باشد. بنابراین نمیتوان تجربه یک کشور را بدون توجه به ساختار داخلی آن به کل جنوب جهانی تعمیم داد.
آنکتاد نیز بر همین ناهمگونی تأکید میکند: کشورهای در حال توسعه در مجموع سهم بسیار بیشتری از تولید، تجارت و سرمایهگذاری جهانی به دست آوردهاند، اما عملکرد توسعهای آنها بسیار متفاوت بوده است.

راهکارهای افزایش منافع جهانی شدن برای جنوب جهانی
اگر هدف این باشد که جهانی شدن به توسعه پایدارتر جنوب جهانی کمک کند، افزایش حجم تجارت بهتنهایی کافی نیست. کشورها باید بتوانند ارزش بیشتری از تجارت، سرمایهگذاری و فناوری در داخل اقتصاد خود ایجاد کنند. این امر نیازمند مجموعهای از سیاستهای داخلی و همکاریهای بینالمللی است.
مهمترین مسیرها را میتوان چنین خلاصه کرد:
- تنوعبخشی به صادرات: کاهش وابستگی به یک یا چند کالای خام.
- سرمایهگذاری در آموزش: افزایش مهارت نیروی کار برای ورود به صنایع با ارزش افزوده بیشتر.
- تقویت زیرساخت: توسعه انرژی، حملونقل، بنادر، اینترنت و زیرساخت دیجیتال.
- جذب FDI باکیفیت: تمرکز بر سرمایهگذاریهایی که اشتغال، فناوری و ظرفیت تولید ایجاد میکنند.
- تقویت تجارت منطقهای: کاهش هزینه تجارت میان کشورهای جنوب.
- توسعه صنایع داخلی: جلوگیری از باقی ماندن کشور در مراحل کمارزش زنجیره جهانی.
- مدیریت محتاطانه بدهی: استفاده از منابع خارجی برای پروژههایی که ظرفیت درآمدزایی و تولید ایجاد میکنند.
- سرمایهگذاری سبز: استفاده از گذار انرژی برای ایجاد صنایع و زنجیرههای ارزش جدید.
سازمان تجارت جهانی نیز تأکید کرده است که سیاست تجاری زمانی میتواند فراگیرتر باشد که با سیاستهای داخلی در زمینه آموزش، بازار کار، رقابت و سایر حوزههای اقتصادی همراه شود.
آینده جنوب جهانی در اقتصاد جهانی
آینده جنوب جهانی احتمالاً با یک اقتصاد جهانی چندقطبیتر، دیجیتالتر و پیچیدهتر همراه خواهد بود.
رشد تجارت جنوب-جنوب، افزایش نقش اقتصادهای نوظهور، توسعه اقتصاد دیجیتال و تقاضای جهانی برای مواد معدنی حیاتی میتواند فرصتهای تازهای ایجاد کند. در عین حال، تنشهای تجاری، تغییرات ژئوپلیتیکی، هزینه بالای سرمایه و بدهی همچنان موانع جدی هستند.
دادههای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد جریان FDI جهانی در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته، اما این رشد عمدتاً در تعداد محدودی اقتصاد و بخش متمرکز بوده است.
در همین سال، سرمایهگذاری در کشورهای در حال توسعه تنها ۲ درصد افزایش یافته و به ۹۰۱ میلیارد دلار رسیده است. بنابراین افزایش نقش جنوب جهانی در اقتصاد جهان به معنی از بین رفتن شکاف توسعهای نیست.
در سالهای آینده، موفقیت کشورهای جنوب تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که آیا میتوانند از جایگاه خود بهعنوان بازار، تولیدکننده و صادرکننده مواد خام عبور کرده و به تولیدکننده فناوری، خدمات پیشرفته و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل شوند یا نه. جهانی شدن یک قطار از پیش تعیینشده نیست که همه کشورها را به یک مقصد ببرد؛ بیشتر شبیه یک شبکه بزرگ جادهای است که نتیجه سفر در آن به زیرساخت، مهارت، سیاستگذاری و انتخاب مسیر بستگی دارد.
نتیجهگیری
تأثیر جهانی شدن بر جنوب جهانی را نمیتوان در یک جمله «مثبت» یا «منفی» خلاصه کرد.
جهانی شدن به کشورهای در حال توسعه امکان داده است سهم خود را از تولید، تجارت و سرمایهگذاری جهانی افزایش دهند.
رشد تجارت جنوب-جنوب، افزایش نقش اقتصادهای نوظهور، گسترش زنجیرههای ارزش جهانی و دسترسی بیشتر به فناوری نشان میدهد که جنوب جهانی امروز یکی از پایههای اصلی اقتصاد جهانی است. طبق دادههای جدید آنکتاد، کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ درصد تولید جهانی و ۴۴ درصد تجارت بینالمللی را در اختیار داشتهاند.
اما همین جهانی شدن محدودیتهایی نیز ایجاد کرده است. تمرکز سرمایهگذاری، وابستگی برخی کشورها به صادرات مواد خام، هزینه بالای تأمین مالی، بدهی خارجی، شکاف فناوری و آسیبپذیری در برابر بحرانهای جهانی از جمله مهمترین چالشها هستند.
بدهی خارجی کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۲.۳ تریلیون دلار رسیده و فشار هزینههای مالی همچنان یکی از موانع مهم توسعه محسوب میشود.
در نهایت، مسئله اصلی برای جنوب جهانی «جهانی شدن یا انزوا» نیست. مسئله این است که چگونه در اقتصاد جهانی حضور داشته باشد و سهم بیشتری از ارزش ایجادشده را در داخل خود نگه دارد. کشوری که از تجارت برای توسعه صنایع داخلی، از سرمایه خارجی برای انتقال فناوری، از آموزش برای افزایش بهرهوری و از همکاری منطقهای برای ایجاد بازارهای جدید استفاده کند، ظرفیت بیشتری برای تبدیل جهانی شدن به توسعه پایدار خواهد داشت. بنابراین آینده جنوب جهانی نه فقط به سرعت جهانی شدن، بلکه به کیفیت مشارکت آن در اقتصاد جهانی وابسته است.


