
به گزارش اتاق 24 تحقیقات جان بشیر و همکارانش نشان میدهد که تحریکهای روانشناختی میتواند راهی مقرونبهصرفه برای دولتها باشد تا شهروندان را وادار به انجام کار درست کنند.
دولت ها سالانه نزدیک به 1 میلیارد دلار برای تبلیغات هزینه می کنند - تلاش برای متقاعد کردن شهروندان به انجام هر کاری از گرفتن واکسن های پیشگیری از آنفولانزا گرفته تا گزارش چمدان های بدون مراقبت در فرودگاه. اما اکنون آژانسها دریافتهاند که تلنگرهای ظریف میتواند رفتار را بسیار بهتر از تبلیغات، جریمهها یا ضربالاجلها تحریک کند.
تلنگرها یا تغییرات کوچک در زمینهای که در آن تصمیمها گرفته میشود، موضوع تحلیل جدیدی است که توسط دانشیار دانشکده بازرگانی هاروارد، جان بشیر و همکارانش، اخیراً در مجله علوم روانشناسی منتشر شده است. مقاله، آیا دولت ها باید بیشتر روی تکان ها سرمایه گذاری کنند؟ به سوال خود با یک "بله" قاطع پاسخ می دهد.
بشیر میگوید: ما گمان میبردیم که تحریکها یا تلنگرها بر اساس تأثیر به ازای هزینه، برتر از رویکردهای سنتی مانند انگیزههای مالی یا کمپین آموزشی باشد. اما ما از اینکه دیدیم تا چه حد درست است شگفت زده شدیم.
به گفته دانشمندان علوم رفتاری، تلنگرها دلار در برابر دلار هستند، روشی بسیار مقرون به صرفه برای وادار کردن مردم به تغییر رفتار و انجام انواع کارهایی که دولت از آنها می خواهد، مانند پس انداز برای بازنشستگی - که هم به نفع جامعه است و هم برای خودشان خوب است.
در اینجا یک مثال است. در اولین روز کار جدید، مدارک به سرعت و شدت به سراغ شما می آیند، از جمله بسته ای از اطلاعات در مورد نحوه ثبت نام در طرح پس انداز بازنشستگی.
چه چیزی بیشتر باعث می شود فرم ثبت نام را پر کنید؟ درخواست اطلاعاتی در مورد اهمیت پس انداز برای سالهای طلایی خود یا مهلتی که از شما درخواست می کند ظرف 30 روز آن را پر کنید؟ اگر شما مانند بسیاری از ما هستید، این دومی است.
بشیر میگوید: در هجوم فعالیتها در شروع یک کار جدید، به راحتی میتوان گفت: «بعداً آن فرم ها را پر خواهم کرد». اما پس از آن هرگز زمان مناسبی وجود ندارد. ارائه یک ضربالاجل، حتی زمانی که کاملاً اجباری نیست، چرخه تعلل را کاهش میدهد و کارمندان را به اقدام تشویق میکند.
تلنگرها ارزان تر و پربارتر هستند
بر اساس تجزیه و تحلیل آنها، پولی که برای تلنگرها خرج می شود در برخی موارد می تواند بیش از 40 برابر از موثرترین روش نمایشی، نتیجه ای چشمگیر برای دولت هایی است که با منابع کمیاب سروکار دارند مؤثرتر باشد.
اگر یک هدف سیاستی خاص را به عنوان یک تلنگر در نظر بگیرید، به شما کمک زیادی میکند.
تلنگر، همانطور که توسط اقتصاددانان رفتاری ریچارد تالر و کاس سانستاین تعریف شده است، راهی برای تغییر محیطی است که در آن تصمیمها بدون تغییر معنادار انگیزههای مالی اتخاذ میشوند.
در چند سال گذشته، دولتها در سرتاسر جهان «واحدهای تلنگر» را برای شناسایی حوزههای سیاستی ایجاد کردهاند که در آن چنین برنامههایی میتوانند مؤثر باشند - از بریتانیا شروع شده و به آلمان، استرالیا، هلند و ایالات متحده گسترش یافته است. با این حال، تا به حال، هیچ کس به طور سیستماتیک اثربخشی آنها را بر حسب تأثیر به ازای هر دلار هزینه شده تجزیه و تحلیل نکرده بود.
تلنگرها و سیستم های تصمیم گیری
بشیر اثربخشی تلنگرها را به روشی که فرآیند فکر ما را هدف قرار می دهند نسبت می دهد. او آموزه هایی از دانیل کانمن روانشناس پرینستون می گیرد که دو نوع تفکر را شناسایی می کند: تصمیم گیری سیستم 1 سریع و شهودی است، در حالی که تصمیم گیری سیستم 2 کند و مشورتی است.
به همان اندازه که ممکن است بخواهیم باور کنیم که موجوداتی متفکر و منطقی هستیم، حقیقت این است که انسان ها بیشتر وقت خود را در سیستم 1 به تفکر می گذرانند. بشیر میگوید: «بیشتر کارهایی که ما روزانه انجام میدهیم این است که در خلبان خودکار به عنوان راهی برای حفظ منابع شناختی خود عمل کنیم. اگر تمام روز از سیستم ۲ استفاده کنیم، خیلی خسته میشویم.» او میگوید تلنگرها با تفکر سیستم 1 کار میکنند، زیرا آنها انتخابهای خاصی را به گزینههای طبیعی و راحتتر تبدیل میکنند.
این بدان معنا نیست که تلنگرها همیشه مؤثرترین راه برای دولت ها هستند تا شهروندان خود را وادار به انجام کار درست کنند. به عنوان مثال، در مواردی مانند اجرای مقررات آلودگی، جریمه ها احتمالاً مؤثرتر هستند، تا حدی به این دلیل که تصمیمات مربوط به ساخت یک کارخانه آهسته و مشورتی است و با در نظر گرفتن همه مشوق ها با استفاده از تفکر سیستم 2 انجام می شود. با این حال، برای تصمیمگیریهای روزمره شهروندان، دولتها باید دستکم تلنگرها را بهعنوان راهی برای تکمیل – اگر نه جایگزین – مشوقهای سنتی در نظر بگیرند.
برای مطالعه کامل مقاله اینجا را کلیک کنید





