هدر بالا
امروز: دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۴۰۵ | ۲۸ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. دیدگاه
چهارشنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۵۴
زمان مطالعه: 10 دقیقه
زندگی معین‌التجار بوشهری سرشار از فراز و نشیب بود. او که وارث شکست‌های پدرش بود، توانست با تلاش و درایت، تجارت پررونقی برای خود بنا کند. از اخذ امتیاز تأسیس شرکت‌های تجاری در جنوب ایران و فعالیت‌های عمرانی مانند ساخت‌وساز، راه‌سازی، احداث اسکله،…

مقدمه

زندگی معین‌التجار بوشهری سرشار از فراز و نشیب بود. او که وارث شکست‌های پدرش بود، توانست با تلاش و درایت، تجارت پررونقی برای خود بنا کند. از اخذ امتیاز تأسیس شرکت‌های تجاری در جنوب ایران و فعالیت‌های عمرانی مانند ساخت‌وساز، راه‌سازی، احداث اسکله، کاروان‌سرا، مغازه و حتی کشیدن خط آهن گرفته تا تشکیل شرکت‌های بزرگ با همکاری تجار سرشناس دوران قاجار، همگی نشان از عزم و نفوذ او دارد.

او با بهره‌گیری از روابط خانوادگی، پایه‌های قدرت اقتصادی خود را تحکیم کرد و با شرکت‌های خارجی در زمینه‌هایی چون صادرات کُک، اکسید سنگ و خاک سرخ هرمز همکاری داشت. در دوره مظفرالدین‌شاه به مقام سرتیپی رسید و در زمره تجار مشروطه‌خواه قرار گرفت و حتی به مجلس شورای ملی راه یافت.

معین‌التجار بعدها به زمینداری روی آورد اما از جریان‌های تندروی مشروطه‌خواهی دل‌زده شد. او برای تثبیت نفوذش در جنوب، اختلافات طایفه‌ای بویراحمدی‌ها را شعله‌ور کرد و درگیر کشمکش‌های سیاسی شد. از جمله، با قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس مخالفت کرد و در دوره رضاشاه نیز افزایش بودجه نظامی وزارت جنگ را نپذیرفت. او مدتی از صحنه سیاست کناره گرفت و با وجود حمایت از انتقال قدرت از قاجار به پهلوی، در نهایت مغضوب رضاشاه شد.

معین‌التجار مردی بود که بیش از پنجاه سال، سیاست را در خدمت منافع اقتصادی‌اش به کار گرفت.

معین ­التجار بوشهری کیست؟

از کودکی تا تثبیت موقعیت تجاری

در سال ۱۲۳۸ خورشیدی در بوشهر، فرزندی به دنیا آمد که بعدها با نام «معین‌التجار» شناخته شد؛ مردی که حتی سال‌ها پس از مرگش، نامش با تأسیس موزه خلیج فارس زنده ماند.

پدرش، حاج محمدرحیم بوشهری، از اعیان و بازرگانان سرشناس بوشهر بود، اما چند سال پس از تولد فرزندش، دچار ورشکستگی شد و به ناچار همراه خانواده‌اش راهی عراق شد.

محمد اما بعدها به بوشهر بازگشت و کار خود را در حجره حاج محمدمهدی ملک‌التجار آغاز کرد. او در سال ۱۲۶۶ با جمع‌آوری سرمایه‌ای، راهی بغداد شد. پس از درگذشت شوهرعمه‌اش، به پیشنهاد محمدعلی ملک‌التجار، سرپرستی املاک عمه‌اش «ملکی‌جان» را بر عهده گرفت. سپس با مصالحه با سایر وراث، سهم ملکی‌جان را خرید و پس از آن، سفری به حج و اروپا را آغاز کرد.

مطالعه او درباره تجارت جهانی، صادرات و واردات، و آشنایی با تحولات اروپا، بینش جدیدی به او داد. همین موضوع باعث شد بعد از بازگشت به ایران، تجارتش را گسترش دهد و پیش از جنبش مشروطه، به یکی از تجار پرنفوذ کشور تبدیل شود.

در سال ۱۲۶۹، ناصرالدین‌شاه امتیاز تأسیس کمپانی «ناصری» را به او واگذار کرد. این امتیاز در واقع شراکت در کشتیرانی کارون بود و او را موظف می‌کرد تا زیرساخت‌هایی چون اسکله، کاروان‌سرا، مغازه، و جاده میان بندر شلیلی و شوشتر را ایجاد کند.

همچنین قرار شد خط آهنی برای جابه‌جایی کالا از بندر ناصری به شوشتر و دزفول کشیده شود. در ازای این خدمات، امتیاز معدن زغال‌سنگ واقع در منطقه بختیاری از او گرفته شد، اما در عوض، ده هزار متر زمین در مجاورت گمرک به او واگذار شد.

معین‌التجار در همان سال‌ها با شرکت بریتانیایی لینچ شریک شد و در زمینه فروش و صادرات کُک، خاک سرخ هرمز و اکسید سنگ با شرکت‌های گوناگون همکاری کرد. بعدها برای گسترش فعالیت‌های تجاری، با جمعی از تجار، «کمپانی تجارتی ایران» را در بوشهر ثبت کرد. دارایی و نفوذ روزافزون او در خوزستان باعث شد شرکت‌های خارجی بسیاری، از جمله کمپانی بوهن، با او وارد همکاری شوند و در سال ۱۲۷۴ از املاک او در بندر ناصری بهره‌برداری کنند.

یکی از ویژگی‌های مهم معین‌التجار، توانایی در بهره‌گیری از پیوندهای خانوادگی برای تحکیم موقعیت اقتصادی‌اش بود. ازدواج او با دختر محمدحسن‌خان امین‌الضرب، نمونه‌ای از این پیوندهای استراتژیک بود.

در سال ۱۲۷۷، او به تهران رفت و با خرید ۳۰ هزار مترمربع از باغ لاله‌زار، چندین عمارت باشکوه برای خود و فرزندانش ساخت. سال بعد، وقتی دولت تصمیم گرفت تعرفه گمرکی را از دو به پنج درصد افزایش دهد، او مخالفت خود را اعلام کرد.

از سال ۱۲۸۵، او به عنوان ملک‌التجار بوشهر منصوب شد و پس از درگیری با قوام‌الملک شیرازی، به پایتخت بازگشت. با میانجی‌گری امین‌السلطان، صدراعظم وقت، توانست منطقه ممسنی را از دولت خریداری کند. این قرارداد اختیارات کامل آن ناحیه را به او واگذار می‌کرد و او را بر خوانین و حکام محلی مسلط می‌ساخت.

در سال ۱۲۷۹، با تأمین بخشی از هزینه سفر مظفرالدین‌شاه به اروپا، موفق شد امتیاز فروش خاک سرخ هرمز را تمدید کند. در همین سفر، به درجه سرتیپی رسید و سالانه هزار تومان حقوق دریافت می‌کرد.

با خرید و اجاره‌ی املاک فراوانی در مناطق محمره، اهواز، میناب و ممسنی، به یکی از بزرگ‌ترین زمینداران جنوب ایران تبدیل شد. این گسترش نفوذ باعث درگیری‌هایی با خوانین و مردم محلی شد. در واقع، ناامنی در حوزه تجارت، او را به سمت سرمایه‌گذاری در زمین‌داری سوق داد؛ تصمیمی که مسیر تازه‌ای به زندگی‌اش داد.

سرگذشت معین ­التجار بوشهری از تجار قدرتمند قاجار و مورد غضب پهلوی

تجارت و ورود به عرصه سیاست 

معین‌التجار، بازرگانی آشنا به مناسبات غرب و دنیای مدرن، در دوران نهضت مشروطه با آن همراه شد؛ اما نه به عنوان یک انقلابی تندرو، بلکه با رویکردی میانه‌رو و محافظه‌کار. هر چند در اعتراضات بازار تهران و حمایت مالی از مشروطه‌خواهان شرکت داشت و حتی هزینه‌های بست‌نشینی آنان را پرداخت می‌کرد، اما همواره در جبهه اعتدالیون باقی ماند و از افراط‌گرایی فاصله گرفت.

در سال ۱۲۸۵، به عنوان نماینده بازرگانان در اولین دوره مجلس شورای ملی حاضر شد. یکی از اقدامات مهم او در این دوره، مخالفت با طرح وام ۲۰ کروری از روس و انگلیس بود. به جای این وام، او پیشنهاد تأسیس بانک ملی را داد تا تأمین مالی کشور به دست خود ایرانیان باشد.

با این حال، در برابر مخالفت شیخ فضل‌الله نوری با متمم قانون اساسی، موضعی خنثی و محتاطانه گرفت و حل‌وفصل این مسئله را به علما واگذار کرد. در نهایت، شدت گرفتن اختلافات میان شاه و مجلس، همراه با تندروی برخی از مشروطه‌خواهان، باعث شد او پیش از به توپ بستن مجلس، از حضور در آن کناره‌گیری کند.

در دوران استبداد صغیر، او در شمار تاجرانی بود که تلاش می‌کردند میان مشروطه‌خواهان و دربار آشتی برقرار کنند و از بحران جلوگیری کنند. به همین دلیل، گاه به عنوان واسطه‌ای میان دو طرف دیده می‌شد.

پس از این دوره و کاهش حضور تجار در سیاست، معین‌التجار بار دیگر به فعالیت‌های تجاری بازگشت و با همراهی تجار و اصناف تهران وارد «مجلس تجارت» در وزارت تجارت شد.

در این دوران، او پروژه‌هایی چون سدسازی در اهواز، احداث خط آهن در خوزستان، و انتقال کارخانه به جنوب را در دستور کار قرار داد. همچنین با شرکت مولیا برای فروش خاک سرخ جزیره هرمز وارد همکاری شد و شرکتی راه‌آهنی مرتبط با کمپانی ناصری تأسیس کرد که جنگ جهانی اول مانع فعالیت آن شد.

فعالیت‌های اقتصادی او در جنوب، همواره با چالش‌هایی از سوی خوانین و حکام محلی روبه‌رو بود. با آنکه تیول‌داری ممسنی و عنوان ملک‌التجار بوشهر، او را به فردی قدرتمند در منطقه بدل کرده بود، اما گاهی ناگزیر می‌شد برای حفظ منافع تجاری‌اش، به حکام محلی امتیاز دهد. مانند زمانی که نیمی از امتیاز بندر ناصری را به فرزند معزالسلطنه واگذار کرد.

از سوی دیگر، تجارت انحصاری او در خاک سرخ هرمز، حساسیت دولت انگلستان را برانگیخت. آن‌چنان‌ که بریتانیا تهدید کرد در صورت ادامه این انحصار، خواهان بازپس‌گیری جزیره هرمز خواهد شد. در همین دوره، یکی از طرح‌های مهم او برای تولید گوگرد با همکاری شرکت منچستر، به دلیل غرق شدن کشتی حامل تجهیزات، شکست خورد؛ و نبود حمایت قانونی از سوی دولت ایران، باعث نارضایتی شدید او شد.

او که همیشه به دنبال گسترش تجارت بود، نگاه خود را به عثمانی دوخت و در نامه‌ای به صدراعظم این کشور، خواستار توسعه خطوط حمل‌ونقل، تلگراف، و راه‌آهن میان بغداد، نجف و کربلا شد. در نهایت از این طرح‌ها، تنها لوله‌کشی آب حرم حضرت علی (ع) در نجف تحقق یافت.

در ادامه فعالیت‌هایش، با شرکت نفت ایران و انگلیس قراردادی منعقد کرد که بر اساس آن خدمات تراموای خط ناصری به او واگذار شد. در سال ۱۲۹۵ کارخانه ابریشم‌کشی امین‌الضرب را خرید، اما به دلیل خرابی تجهیزات برقی آن، از ادامه کار بازماند. در دوران احمدشاه قاجار، به عضویت شورای عالی تجارت درآمد؛ شورایی متشکل از بازرگانان بزرگ تهران. همچنین وظیفه برافراشتن پرچم ایران در نواحی جنوبی به او سپرده شد.

حمایت از رضاشاه تا از دست دادن امتیازات تجاری و مرگ

بازگشت دوباره‌اش به سیاست در دوره سوم مجلس شورای ملی رقم خورد، زمانی که به عنوان نماینده بوشهر انتخاب شد و به عضویت حزب اعتدالیون درآمد؛ حزبی که با منافع تجار و زمینداران هماهنگ‌تر بود.

در سال ۱۳۰۰، برای تثبیت موقعیت خود در جنوب، از قوای دولتی با فرماندهی پسرش امیر همایون جواد بوشهری استفاده کرد و علیه نیروهای امامقلی‌خان رستم، رهبر طوایف بویراحمدی، دست به عملیات نظامی زد. این درگیری در سال ۱۳۰۲ با مصالحه‌ای شکننده پایان یافت و در نهایت تا سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ فروکش کرد.

شدت اختلافات او با مردم مناطق تحت نفوذش حتی به مجلس نیز کشیده شد، تا آنجا که یکی از تماشاگران مجلس به نام میرزا داودخان در جلسه علنی به او فحاشی کرد.

پس از پایان دوره سوم مجلس، از حضور رسمی در دولت‌ها کناره گرفت و به مشاوره بسنده کرد. اما پس از کودتای ۱۲۹۹، دولت سید ضیاءالدین طباطبایی تصمیم به بازداشت او گرفت که با مخفی شدن ۱۰۰ روزه‌اش، تنها فرزندش جواد بوشهری دستگیر شد.

در مجلس چهارم، معین‌التجار در نطقی به رشد بی‌رویه بودجه وزارت جنگ در دوره رضاشاه اعتراض کرد. اما در ادامه، با ایجاد امنیت از سوی دولت جدید، از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی حمایت کرد؛ زیرا ثبات سیاسی ایجادشده را فرصتی برای رشد تجارت می‌دانست، حتی اگر به قیمت حمایت از قدرتی فردی تمام می‌شد که مخالفان خود را حذف می‌کرد.

در سال‌های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ شرکت «شرق» را برای تجارت با شوروی راه‌اندازی کرد و هم‌زمان با ساخت راه‌آهن سراسری، شرکت «طبری» را برای تأمین چوب تأسیس نمود. با این حال، بی‌اعتمادی رضاشاه به او باعث شد امتیازات تجاری‌اش یکی پس از دیگری لغو شود و شرکت طبری نیز در فاصله سال‌های ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ از دست برود.

در نهایت، این مرد پرنفوذ، که همیشه سیاست را در خدمت تجارت می‌خواست، در سال ۱۳۱۲ در تهران درگذشت.

 

کد خبر 12205

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید