مقدمه
در پاییز سال ۲۰۱۱، منطقه مالی منهتن شاهد صحنهای عجیب و تأملبرانگیز بود. درست در همسایگی والاستریت، نماد سرمایهداری جهانی، نه یک کتابخانه مدرن و رسمی، بلکه مجموعهای از کتابها روی زمین، زیر چادر، و روی قفسههای بدوی شکل گرفته بود.
این کتابخانه که به «کتابخانه مردم» (The People's Library) شهرت یافت، به نمادی از جنبش اعتراضی «اشغال والاستریت» (Occupy Wall Street) تبدیل شده بود؛ جایی برای آموزش، تبادل نظر و گردهمایی معترضانی که از نابرابری اقتصادی به خیابانها آمده بودند .
اما سرنوشت این کتابخانه در بامداد ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱ رقم خورد. در عملیاتی برنامهریزیشده توسط پلیس و شهرداری نیویورک، پارک زوکوتی (Zuccotti Park) تخلیه و هزاران جلد کتاب به همراه تجهیزات کتابخانه توسط کامیونهای زباله جمعآوری و نابود شدند .
این رویداد که بعدها در محاکم قضایی «نقض حقوق قانونی» شهروندان خوانده شد، پرسشهای جدی درباره آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات، و جایگاه کتاب در منازعات سیاسی معاصر ایجاد کرد. این مقاله در اتاق 24 با تکیه بر منابع معتبر، به بررسی ابعاد این ماجرا و پیامدهای حقوقی و اجتماعی آن میپردازد.

از یک جعبه مقوایی تا یک کتابخانه عمومی
شکلگیری خودجوش
کتابخانه مردم نه توسط شهرداری یا نهادی رسمی، که به صورت خودجوش و تنها چند روز پس از آغاز تحصنها در پارک زوکوتی شکل گرفت.
ایده اولیه توسط یک دانشجوی علوم کتابداری از دانشگاه نیویورک مطرح شد که جعبهای مقوایی پر از کتاب را در محل تجمع معترضان قرار داد . این حرکت ساده به سرعت مورد استقبال قرار گرفت و به یک جریان تبدیل شد.
پس از آنکه یک رویداد جوی باعث آسیب به مجموعه اولیه شد، بتسی فیگین طرح ایجاد یک کتابخانه رسمی را به مجمع عمومی جنبش ارائه داد. این طرح تصویب شد و فیگین به عنوان کتابدار منصوب گردید .
این اقدام نشاندهنده اهمیت فرهنگ و آموزش در میان معترضانی بود که اغلب از سوی رسانههای جریان اصلی به «بیهدف بودن» متهم میشدند.
رشد و غنای مجموعه
با گذشت زمان، کتابخانه مردم به یکی از سازمانیافتهترین بخشهای اردوگاه اعتراضی تبدیل شد. اهداکنندگان کتابهایی از سراسر طیفهای فکری و سیاسی ارسال میکردند.
یک کتابدار در این باره گفت: «ما هیچ کتاب اهدایی را رد نمیکنیم، حتی اگر با ایدئولوژی پشت این اعتراضات در تضاد باشد» . این رویکرد، کتابخانه را به آینهای از تنوع فکری جامعه تبدیل کرده بود.
مجموعه کتابخانه در نهایت به بیش از ۵۵۰۰ جلد کتاب رسید و شامل کتابهای مقدس ادیان مختلف، آثاری از سراسر طیف سیاسی، و منابعی برای تمام گروههای سنی بود .
یکی از ارزشمندترین بخشهای این مجموعه، آثاری بود که توسط نویسندگان و شاعران سرشناسی چون فیلیپ لواین (Philip Levine) شاعر برنده جایزه پولیتزر، که چند ساعت پیش از تخریب کتابخانه شخصاً کتاب خود را امضا کرده و اهدا کرده بود .
امکانات و خدمات
کتابخانه مردم فراتر از یک قفسه کتاب بود. با کمکهای مردمی، این مرکز به چادرهای بزرگ، قفسههای استاندارد، لپتاپهای عمومی، یک هاب وایفای، و حتی یک فضای مطالعه مجهز با نورپردازی مناسب تبدیل شد .
خواننده مشهور، پتی اسمیت (Patti Smith)، یک چادر بزرگ به کتابخانه اهدا کرد که به افتخار او «فورت پتی» (Fort Patti) نامیده شد و تا زمان تخریب، به عنوان سازه اصلی کتابخانه مورد استفاده قرار میگرفت .
این کتابخانه به صورت ۲۴ ساعته و بر اساس سیستم امانت مبتنی بر شرافت فعالیت میکرد و میزبان جلسات هفتگی شعرخوانی بود .

شب تاریک دانش: عملیات تخریب
بامداد ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱
در ساعت یک بامداد روز ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱، صدها افسر پلیس نیویورک با تجهیزات نظامی پارک زوکوتی را محاصره کردند. به معترضان دستور داده شد فوراً محل را ترک کرده و اموال خود را با خود ببرند .
کتابداران تلاش کردند مجموعه را نجات دهند، اما پس از خارج کردن یک محموله، از بازگشت مجدد به پارک منع شدند.
حدود ۴۵ دقیقه بعد، مأموران پلیس و کارکنان سازمان نظافت شهرداری، تمامی اموال باقیمانده در پارک، از جمله هزاران جلد کتاب را به داخل کامیونهای زبالهکش ریختند .
کتابخانه که نمادی از همبستگی و آگاهی بود، در عرض چند ساعت به تلی از زباله تبدیل شد. کتابداران و فعالان بعدها گزارش دادند که کتابها را درون زبالهدانها و کامیونهای فشردهکننده زباله دیدهاند .
سرنوشت کتابها
مایکل بلومبرگ (Michael Bloomberg)، شهردار وقت نیویورک، اعلام کرد که کتابها برای نگهداری به انبار شهرداری منتقل شدهاند و صاحبانشان میتوانند آنها را پس بگیرند . اما زمانی که نمایندگان کتابخانه روز بعد به انبار مراجعه کردند، با صحنهای کاملاً متفاوت روبرو شدند. لپتاپها خرد شده بودند، بسیاری از کتابها ناپدید شده بودند و تعداد زیادی از کتابهایی که بازیابی شدند، بر اثر رطوبت، کپک، یا له شدن در زبالهکشها، کاملاً از بین رفته بودند .
از حدود ۵۵۰۰ کتابی که در کتابخانه وجود داشت، تنها ۳۶۰۰ جلد در شب حمله در پارک حضور داشتند. از این تعداد، در نهایت فقط ۱۰۰۳ جلد بازیابی شد که بیش از ۲۰۰ جلد آن کاملاً غیرقابل استفاده بودند .
بدین ترتیب، حدود ۸۰۲ جلد کتاب سالم به صاحبانشان بازگردانده شد .
مقاومت و بازسازی: کتابخانه همچنان باز است
تنها چند ساعت پس از پاکسازی پارک و با صدور مجوز بازگشایی مجدد آن، معترضان به زوکوتی بازگشتند. کتابخانه مردم نیز بلافاصله با نیم دوجین کتاب جلد کاغذی بازگشایی شد .
زاخاری لوب (Zachary Loeb)، یکی از اعضای گروه کتابخانه، گفت: «کتابخانه هنوز باز است.» و این عبارت به شعاری برای مقاومت تبدیل شد .
با این حال، سرکوب ادامه یافت. شب ۱۶ نوامبر، پلیس حدود ۱۰۰ کتاب که مجموعه تازهشکلگرفته را تشکیل میدادند، مصادره کرد . با وجود این، فعالان کتابخانه را با چرخهای دستی و مکانهای امن به فعالیت خود ادامه دادند. کتابخانه مردم نه به عنوان یک مکان فیزیکی، که به عنوان یک ایده و یک تعهد به بقای خود ادامه داد.

آتش خشم افکار عمومی: واکنش جامعه کتابداری و روشنفکران
تخریب کتابخانه مردم واکنشهای گسترده و تندی را در سراسر کشور برانگیخت. انجمن کتابخانههای آمریکا (ALA) بلافاصله بیانیهای صادر کرد و این اقدام را «غیرقابل قبول» خواند.
در این بیانیه تأکید شد که کتابخانهها «سنگ بنای دموکراسی ما هستند و باید محافظت شوند» و نابودی اسناد کمیاب و تاریخی وابسته به جنبش اشغال، ضایعهای جبرانناپذیر است .
مارک لوین (Mark LeVine)، استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا، در اظهار نظری تأثیرگذار گفت: «چادرها را میشود جایگزین کرد، حتی بسیاری از وسایل شخصی را. اما نابود کردن کتابها مانند نابود کردن روح یک جنبش است» .
کارگردان فیلم، اودی آلونی (Udi Aloni)، نیز افزود: «وقتی با کتابها بیاحترامی میکنند، به بشریت توهین میکنند و وقتی کتابها را نابود میکنند، روح انسانیت را نابود میکنند» .
نورمن سیگل (Norman Siegel)، وکیل برجسته حقوق مدنی که وکالت کتابداران را بر عهده گرفت، با قاطعیت گفت: «نتیجه نهایی این است: شما کتابها را بمباران نمیکنید» . او اقدام شهرداری را یادآور کتابسوزیهای تاریخی نازیها و سوزاندن قرآن در فلوریدا دانست .
پیروزی در دادگاه: اعتراف به اشتباه
در ۲۴ مه ۲۰۱۲، کتابداران با نمایندگی نورمن سیگل، از شهر نیویورک، شهردار مایکل بلومبرگ، کمیسر پلیس ریموند کلی، و کمیسر نظافت جان دوهرتی در دادگاه فدرال شکایت کردند .
این دادخواست خواهان جبران خسارت و اعلام این بود که اقدام شهر حقوق متمم اول (آزادی بیان)، چهارم (منع تفتیش و توقیف غیرقانونی) و چهاردهم (آیین دادرسی منصفانه) قانون اساسی را نقض کرده است .
نتیجه این دادخواست در ۹ آوریل ۲۰۱۳ اعلام شد: شهر نیویورک محکوم به پرداخت ۳۶۶,۷۰۰ دلار غرامت شد. این مبلغ شامل ۴۷,۰۰۰ دلار برای خسارت به کتابها و تجهیزات کتابخانه و مابقی به عنوان هزینههای حقوقی بود .
شرکت بروکفیلد (Brookfield Properties)، مالک پارک زوکوتی، نیز موظف به پرداخت بخشی از این غرامت شد .
اگرچه شهر نیویورک هرگز به طور رسمی به «نقض قانون» اعتراف نکرد، اما در متن توافقنامه، زبانی گنجانده شد که بسیار به اعتراف نزدیک بود.
مقامات شهرداری پذیرفتند که «تأسفبار است که در جریان پاکسازی پارک زوکوتی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱، کتابها آنقدر آسیب دیدند که غیرقابل استفاده شدند و کتابهای دیگری نیز مفقود شدهاند» و تأکید کردند که «هنگامی که اموال شخصی از شهر جمعآوری میشود، رعایت دقت و پیروی از رویههای تعیینشده برای حفظ حقوق قانونی صاحبان اموال اهمیت دارد» .

نتیجهگیری
ماجرای کتابخانه مردم در پارک زوکوتی فراتر از یک واقعه محلی در جریان اعتراضات والاستریت است. این رویداد به نمادی از تقابل قدرت نرم و سخت، و تقابل آگاهی و سرکوب تبدیل شد.
کتابخانهای که با جعبهای مقوایی آغاز شد و به مجموعهای چند هزار جلدی رسید، نشان داد که در قلب سیستم سرمایهداری، نیاز به فکر، تأمل و تبادل نظر همچنان زنده است.
نابودی این کتابخانه توسط نیروهای پلیس و شهرداری، اگرچه خسارتی مادی به همراه داشت، اما در نهایت به پیروزی نمادین و حقوقی برای جنبش انجامید.
محکومیت شهر نیویورک در دادگاه فدرال و پرداخت غرامت، تأییدی بر این اصل بود که حتی در شرایط اضطراری اعلامشده از سوی مقامات، حقوق شهروندی و به ویژه حق دسترسی به اطلاعات و کتاب، خط قرمزی است که دولتها اجازه عبور از آن را ندارند.
امروزه کتابخانه مردم نه به عنوان مجموعهای از کتابهای نابودشده، بلکه به عنوان یک ایده و یک هشدار در تاریخ ثبت شده است.
این واقعه یادآور این حقیقت است که کتابها نه فقط کاغذ و مرکب، که تجسم روح جمعی، حافظه تاریخی و ابزار توانمندسازی نسلها هستند.
شاید مهمترین درس این ماجرا برای نسل امروز این باشد که کتابخانهها، حتی در سادهترین شکل خود، آنقدر قدرتمندند که گاهی باید از ترس قدرتمندان، نابود شوند.





