هدر بالا
امروز: دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۴۰۵ | ۲۸ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. اقتصاد سیاسی
شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ ۱۲:۲۶
زمان مطالعه: 20 دقیقه
امنیت غذایی در جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دهه‌هاست که به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و پایدارترین بحران‌های بشردوستانه در سطح جهان شناخته می‌شود

مقدمه

امنیت غذایی در جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) دهه‌هاست که به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و پایدارترین بحران‌های بشردوستانه در سطح جهان شناخته می‌شود.

بر اساس تعاریف سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) و برنامه جهانی غذا (WFP)، امنیت غذایی زمانی محقق می‌شود که همه مردم در همه زمان‌ها دسترسی فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی به غذای کافی، ایمن و مغذی داشته باشند.

با این حال، گزارش‌های مستمر نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از جمعیت حدوداً ۲۶ میلیون نفری کره شمالی، به طور مزمن با ناامنی غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و رژیم غذایی آن‌ها فاقد تنوع لازم و ریزمغذی‌های اساسی است.

درک ریشه‌های بحران کنونی، نیازمند نگاهی به تاریخچه معاصر این کشور است. در اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی، کره شمالی یکی از ویرانگرترین قحطی‌های قرن بیستم را تجربه کرد که در ادبیات رسمی این کشور از آن به عنوان «راهپیمایی دشوار» یاد می‌شود.

این بحران فاجعه‌بار که پیامدهای جمعیتی و بهداشتی عمیقی در پی داشت، به دلیل ترکیبی از شوک‌های خارجی (مانند فروپاشی بلوک شرق و قطع یارانه‌های تجاری)، وقوع سیلاب‌های ویرانگر و چالش‌های ساختاری در اقتصاد متمرکز به وقوع پیوست.

اگرچه از آن زمان تاکنون با اتخاذ برخی تدابیر، از تکرار قحطی‌ای با آن ابعاد جلوگیری شده است، اما آسیب‌پذیری ساختاری همچنان پابرجاست و هدف‌گذاری دولت برای خودکفایی کامل غذایی بر اساس ایدئولوژی ملی، با چالش‌های جدی مواجه است.

امروزه، علی‌رغم تلاش‌های داخلی برای افزایش تولید غلات پایه مانند برنج و ذرت، تولیدات کشاورزی کره شمالی غالباً کمتر از حداقل نیازهای مصرفی جمعیت آن است.

برآوردهای نهادهای بین‌المللی حاکی از آن است که این کشور به طور سالانه با کسری قابل‌توجهی در تامین مواد غذایی مواجه است که در شرایط عادی باید از طریق واردات تجاری یا کمک‌های بشردوستانه جبران شود.

با این وجود، به دلیل محدودیت‌های شدید مرزی که در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ تشدید شد و همچنین کاهش چشمگیر حضور آژانس‌های امدادی خارجی، جبران این کسری بیش از پیش دشوار شده است.

بنابراین، مسئله اصلی این است که چرا با وجود گذشت سه دهه از بحران بزرگ دهه نود، ساختار تامین غذای کره شمالی همچنان به شدت شکننده است؟

پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که این آسیب‌پذیری مزمن، یک پدیده موقت نیست؛ بلکه پیامد مستقیم و درهم‌تنیده محدودیت‌های شدید اقلیمی، ناکارآمدی‌های موجود در سیستم کشاورزی اشتراکی و پیامدهای انزوای تجاری است که در این مقاله از اتاق 24 به تفصیل مورد واکاوی قرار خواهند گرفت.

 چالش‌های اقلیمی و محدودیت‌های جغرافیایی 

یکی از بنیادین‌ترین موانع بر سر راه تحقق امنیت غذایی پایدار در کره شمالی، شرایط نامساعد جغرافیایی و آسیب‌پذیری شدید این کشور در برابر تغییرات و ناملایمات اقلیمی است.

برخلاف برخی از کشورهای منطقه که از دشت‌های وسیع و حاصلخیز برخوردارند، ویژگی‌های توپوگرافیک و اقلیمی کره شمالی محدودیت‌های ذاتی و غیرقابل‌انکاری را بر ظرفیت تولیدات کشاورزی این کشور تحمیل کرده است.

۱. محدودیت اراضی قابل کشت و توپوگرافی کوهستانی

کره شمالی کشوری عمدتاً کوهستانی است. بر اساس داده‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، حدود ۸۰ درصد از مساحت این کشور را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل می‌دهند.

این ساختار جغرافیایی بدان معناست که تنها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل مساحت کشور برای کشاورزی و کشت و کار مناسب است. بیشتر این اراضی قابل کشت در نوارهای ساحلی غربی و جنوبی متمرکز شده‌اند.

محدودیت شدید زمین‌های کشاورزی باعث می‌شود که تولید مواد غذایی در این کشور، حتی در بهترین شرایط آب‌وهوایی، با محدودیت سقف تولید مواجه باشد و تامین غذای جمعیت ۲۶ میلیون نفری تنها با اتکا به تولیدات داخلی، از نظر فیزیکی و فضایی با چالشی عظیم روبرو باشد.

۲. شرایط اقلیمی و محدودیت فصل زراعی

اقلیم کره شمالی به طور کلی معتدل اما با زمستان‌های بسیار سرد و طولانی است. این شرایط آب‌وهوایی، طول فصل رشد گیاهان و دوره زراعی را به شدت محدود می‌کند.

در بیشتر مناطق این کشور، امکان کشت چندباره در یک سال (Multiple Cropping) که در بسیاری از کشورهای آسیایی رایج است، وجود ندارد و کشاورزان غالباً به یک فصل برداشت اصلی در پاییز وابسته‌اند.

این وابستگی به یک دوره کوتاه زراعی، ریسک تولید را به شدت افزایش می‌دهد؛ زیرا وقوع هرگونه پدیده نامساعد جوی در این بازه زمانی، می‌تواند کل محصول سالانه را نابود کند.

۳. آسیب‌پذیری در برابر بلایای طبیعی (سیل، خشکسالی و طوفان)

کشاورزی کره شمالی به شدت در معرض رویدادهای شدید آب‌وهوایی قرار دارد که با تغییرات اقلیمی جهانی نیز تشدید شده‌اند.

گزارش‌های برنامه جهانی غذا (WFP) نشان می‌دهد که این کشور در یک چرخه مخرب از خشکسالی‌های بهاری و سیلاب‌های تابستانی گرفتار است.

خشکسالی در فصل بهار و اوایل تابستان، که زمان حیاتی برای کاشت بذر و رشد اولیه گیاهانی مانند برنج و ذرت است، مانع از جوانه‌زنی مناسب می‌شود.

از سوی دیگر، در اواخر تابستان و اوایل پاییز، وقوع باران‌های موسمی شدید و طوفان‌های حاره‌ای (تایفون) منجر به سیلاب‌های ویرانگر می‌شود. این سیلاب‌ها دقیقاً در زمان بلوغ محصولات و پیش از برداشت رخ می‌دهند و علاوه بر نابودی محصولات، زیرساخت‌های ضعیف آبیاری و زهکشی را نیز از بین می‌برند.

۴. جنگل‌زدایی و فرسایش خاک

تلاش برای جبران کمبود اراضی کشاورزی، منجر به ایجاد یک بحران زیست‌محیطی ثانویه شده است. در دهه‌های گذشته، به ویژه پس از بحران غذایی دهه ۱۹۹۰، بخش وسیعی از جنگل‌ها در دامنه‌ها و شیب‌های کوهستانی برای تبدیل شدن به زمین کشاورزی پاک‌تراشی (جنگل‌زدایی) شدند.

کشت در اراضی شیب‌دار بدون پوشش گیاهی مناسب، باعث فرسایش شدید خاک سطحی و کاهش کیفیت و حاصلخیزی آن شده است. این فرسایش خاک، ظرفیت حفظ آب را کاهش داده و خطر وقوع رانش زمین و تشدید سیلاب‌ها را در زمان بارندگی‌های شدید مضاعف کرده است.

در نتیجه، ترکیبی از کمبود ذاتی زمین‌های قابل کشت، فصل زراعی کوتاه، وابستگی شدید به نزولات جوی، زیرساخت‌های ضعیف کشاورزی و چرخه مخرب بلایای طبیعی، یک سد فیزیکی و زیست‌محیطی محکم در برابر تامین امنیت غذایی در کره شمالی ایجاد کرده است.

غلبه بر این محدودیت‌های جغرافیایی، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های عظیم در فناوری‌های نوین کشاورزی، زیرساخت‌های مقاوم در برابر اقلیم و احیای محیط‌زیست است که در شرایط کنونی با موانع جدی روبروست.

 ساختار اقتصادی و سیاست‌های کشاورزی داخلی

یکی از عوامل کلیدی در تبیین وضعیت شکننده امنیت غذایی در کره شمالی، ماهیت متمرکز اقتصاد کلان و ساختار سیاست‌گذاری‌های بخش کشاورزی در این کشور است.

نظام اقتصادی کره شمالی مبتنی بر برنامه‌ریزی مرکزی دولتی است که در آن، تخصیص منابع، تعیین سهمیه‌های تولید و توزیع محصولات زراعی توسط نهادهای حاکمیتی مدیریت می‌شود.

این ساختار اگرچه با هدف خودکفایی طراحی شده است، اما در عمل با چالش‌های ساختاری متعددی روبروست که بهره‌وری کشاورزی را به شدت کاهش داده است.

۱. نظام کشاورزی اشتراکی و مسئله انگیزه‌های تولید

کشاورزی در کره شمالی عمدتاً بر پایه سیستم مزارع اشتراکی (Cooperative Farms) اداره می‌شود. در این سیستم، زمین‌ها متعلق به دولت است و کشاورزان در قالب واحدهای کاری بزرگ ساماندهی می‌شوند تا سهمیه‌های تولیدی تعیین‌شده از سوی دولت را محقق کنند.

گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهد که این مدل، به دلیل قطع ارتباط مستقیم میان میزان تلاش فردی و پاداش اقتصادی، انگیزه کشاورزان را برای افزایش بهره‌وری کاهش می‌دهد. اگرچه در سال‌های اخیر اصلاحاتی تحت عنوان «سیستم مدیریت مزرعه» معرفی شد که به واحدهای کوچکتر (در سطح خانواده) اجازه می‌داد تا درصدی از مازاد تولید خود را نگه دارند، اما به دلیل سهمیه‌های بالای دولتی و کمبود نهاده‌ها، این اصلاحات نتوانسته است تحول بنیادینی در حجم تولید کل ایجاد کند.

۲. کمبود مزمن نهاده‌های کشاورزی

تولیدات کشاورزی مدرن وابستگی شدیدی به نهاده‌های صنعتی نظیر کودهای شیمیایی، سموم دفع آفات، ماشین‌آلات و سوخت دارد.

اقتصاد صنعتی کره شمالی از دهه ۱۹۹۰ میلادی با افت شدید ظرفیت تولید مواجه بوده است. بر اساس گزارش‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، این کشور قادر به تولید داخلی مقادیر کافی از این نهاده‌های ضروری نیست.

کمبود کودهای شیمیایی باعث کاهش حاصلخیزی خاک شده و فقدان سوخت و قطعات یدکی برای ماشین‌آلات، کشاورزی را به شدت کاربر و متکی به نیروی کار انسانی و حیوانی کرده است که این امر راندمان برداشت را کاهش می‌دهد.

۳. سیستم توزیع عمومی (PDS) و وابستگی به بازارهای غیررسمی

در ساختار اقتصادی کره شمالی، توزیع مواد غذایی به طور سنتی از طریق «سیستم توزیع عمومی» صورت می‌گیرد. دولت غلات را از مزارع جمع‌آوری کرده و بر اساس سهمیه‌های مشخص بین شهروندان توزیع می‌کند.

با این حال، داده‌های برنامه جهانی غذا (WFP) نشان می‌دهد که در بسیاری از ماه‌های سال، سهمیه توزیع‌شده توسط سیستم توزیع عمومی بسیار کمتر از حداقل نیاز کالری روزانه (حدود ۵۷۳ گرم غلات برای هر فرد) است.

ناکارآمدی این سیستم توزیع رسمی باعث شده است تا بخش بزرگی از جمعیت برای تامین نیازهای غذایی خود به بازارهای محلی و غیررسمی وابسته شوند که این امر خانوارها را در برابر نوسانات قیمتی به شدت آسیب‌پذیر می‌کند.

۴. اولویت‌بندی در تخصیص منابع

اقتصاد کره شمالی تحت تاثیر سیاست‌های کلان دولتی قرار دارد که تخصیص منابع را جهت‌دهی می‌کند. در ساختار برنامه‌ریزی مرکزی این کشور، منابع محدود مالی و صنعتی غالباً به بخش‌های دیگر اقتصادی و زیرساختی اختصاص می‌یابد.

این تخصیص نامتوازن منابع سبب شده است تا بخش کشاورزی از سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی لازم (مانند سیستم‌های مدرن آبیاری، گلخانه‌های پیشرفته و توسعه بذور مقاوم در برابر اقلیم) بی‌بهره بماند.

در مجموع، ساختار اقتصاد متمرکز و سیاست‌های مبتنی بر مزارع اشتراکی، در کنار ضعف شدید بخش صنعت در تامین نهاده‌های اولیه کشاورزی، چرخه‌ای از بهره‌وری پایین را ایجاد کرده‌اند.

این عوامل ساختاری داخلی، در ترکیب با محدودیت‌های جغرافیایی، باعث می‌شوند تا ظرفیت تولید غذای کره شمالی همواره پایین‌تر از نیازهای جمعیتی آن باقی بماند.

امنیت غذایی در کره شمالی؛ چرا این کشور هنوز با بحران گرسنگی دست‌وپنجه نرم می‌کند؟

تحریم‌های بین‌المللی و انزوای تجاری (خارجی و داخلی)

بحران امنیت غذایی در کره شمالی تنها نتیجه محدودیت‌های جغرافیایی و اقلیمی نیست، بلکه در بستر پیچیده‌ای از تحریم‌های گسترده بین‌المللی و سیاست‌های انزوای تجاری (هم در سطح مرزهای بین‌المللی و هم در داخل کشور) تشدید شده است.

بر اساس گزارش‌های مستند برنامه جهانی غذا (WFP)، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) و هیئت کارشناسان شورای امنیت، این محدودیت‌ها شبکه‌ای از موانع را ایجاد کرده‌اند که تامین، تولید و توزیع غذا را به شدت مختل کرده است.

۱. تحریم‌های بین‌المللی و بحران نهاده‌های کشاورزی

دور جدید تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد که عمدتاً در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی به تصویب رسیدند، محدودیت‌های شدیدی بر واردات اقلام حیاتی وضع کردند.

کشاورزی مدرن نیازمند مکانیزاسیون و نهاده‌های شیمیایی است. بر اساس گزارش‌های فائو، محدودیت شدید در واردات فرآورده‌های نفتی و قطعات یدکی، ناوگان کشاورزی کره شمالی را با بحران مواجه کرده است.

کمبود سوخت باعث کاهش کارایی تراکتورها برای آماده‌سازی زمین و از کار افتادن پمپ‌های آب در سیستم‌های آبیاری حیاتی شده است.

همچنین، محدودیت واردات مواد شیمیایی که کاربرد دوگانه دارند، تولید و واردات کودهای شیمیایی را به شدت کاهش داده و منجر به افت چشمگیر بازدهی محصولات در واحد سطح شده است.

۲. کاهش درآمدهای ارزی و فلج شدن واردات تجاری

کره شمالی همواره با کسری ساختاری غلات مواجه بوده است که سالانه بین 800,000 تا 1,000,000 تن برآورد می‌شود. در شرایط عادی، دولت‌ها این کسری را از طریق واردات تجاری جبران می‌کنند.

با این حال، تحریم‌های وضع شده بر صادرات اصلی کره شمالی از جمله زغال‌سنگ، مواد معدنی، محصولات دریایی و منسوجات، منابع درآمد ارزی این کشور را به شدت کاهش داده است.

فقدان ارز خارجی توانایی پیونگ‌یانگ را برای حضور در بازارهای جهانی غلات و خرید تجاری مواد غذایی سلب کرده است. این مسئله باعث می‌شود کسری تولید داخلی به طور مستقیم به کاهش سهمیه غذایی شهروندان ترجمه شود.

۳. موانع لجستیکی و مالی در مسیر کمک‌های بشردوستانه

اگرچه قطعنامه‌های شورای امنیت دارای بندهای معافیت بشردوستانه هستند، اما اجرای این تحریم‌ها پدیده‌ای به نام «اثر ارعابی» (Chilling Effect) ایجاد کرده است.

بانک‌های بین‌المللی، شرکت‌های بیمه، تامین‌کنندگان و خطوط کشتیرانی از ترس مواجهه با جریمه‌های سنگین و نقض ناخواسته تحریم‌ها، از انجام هرگونه تراکنش مالی و لجستیکی مرتبط با کره شمالی، حتی برای اقلام بشردوستانه، خودداری می‌کنند.

گزارش‌های مستمر نهادهای امدادی نشان می‌دهد که این موضوع باعث تاخیرهای چندماهه در ارسال تجهیزات پزشکی، بذر و مواد غذایی غنی‌شده برای کودکان و زنان باردار شده و هزینه‌های عملیاتی آژانس‌های سازمان ملل را به شدت افزایش داده است.

۴. انزوای مرزی خودخواسته (بحران کووید-۱۹)

علاوه بر تحریم‌های خارجی، انزوای تجاری کره شمالی با شیوع همه‌گیری کووید-۱۹ به یک بحران بی‌سابقه تبدیل شد.

از اوایل سال ۲۰۲۰، این کشور با اعمال تدابیر شدید قرنطینه، مرزهای خود را به طور کامل بست. این انسداد، تجارت رسمی با شریک اصلی تجاری‌اش (چین) را تقریباً متوقف کرد. واردات مواد غذایی، کود و دارو به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسید.

علاوه بر این، قرنطینه مرزی منجر به خروج کارکنان بین‌المللی سازمان ملل و سازمان‌های غیردولتی (NGOs) شد که این امر توزیع هدفمند کمک‌های غذایی را متوقف ساخت و یک خلاء اطلاعاتی در مورد وضعیت واقعی تغذیه در کشور ایجاد کرد.

۵. انزوای تجاری داخلی و سرکوب بازارهای محلی

بعد دیگر این انزوا، محدودیت‌های تجاری در داخل خود کره شمالی است.

در غیاب سیستم توزیع عمومی (PDS) کارآمد، بخش بزرگی از جمعیت برای تامین نیازهای غذایی خود به بازارهای غیررسمی وابسته هستند. با این حال، در سال‌های اخیر، دولت برای بازپس‌گیری کنترل متمرکز بر اقتصاد، محدودیت‌های جدیدی بر تجارت داخلی مواد غذایی اعمال کرده است.

تلاش برای انحصار توزیع غلات توسط فروشگاه‌های دولتی و ممنوعیت جابجایی آزادانه مواد غذایی بین استان‌ها توسط تجار خرد، منجر به اختلال در زنجیره تامین داخلی شده است. این انزوای تجاری داخلی باعث شده است تا مازاد محصول در یک منطقه کوهستانی نتواند به سرعت به مناطق دچار کمبود منتقل شود، که این امر نوسانات شدید قیمت محلی و تشدید ناامنی غذایی در استان‌های حاشیه‌ای را به دنبال داشته است.

در مجموع درهم‌تنیدگی تحریم‌های بین‌المللی با انزوای مرزی ناشی از همه‌گیری و سیاست‌های محدودکننده تجارت داخلی، یک «توفان کامل» برای امنیت غذایی کره شمالی ایجاد کرده است.

این عوامل، ظرفیت تولید، توان واردات و انعطاف‌پذیری بازارهای محلی را همزمان فلج کرده و تامین غذای پایدار را به یک چالش لاینحل تحت ساختار فعلی تبدیل کرده‌اند.

پیامدهای بهداشتی و بحران سوءتغذیه مزمن

چالش‌های اقلیمی، ناکارآمدی‌های ساختاری کشاورزی و انزوای تجاری در کره شمالی، در نهایت تقاطع خود را در قالب یک بحران عمیق انسانی و بهداشتی نشان می‌دهند.

پیامد مستقیم ناامنی غذایی مستمر، شیوع گسترده سوءتغذیه مزمن و افت شاخص‌های سلامت عمومی است که نهادهای بین‌المللی نظیر صندوق کودکان ملل متحد (UNICEF)، برنامه جهانی غذا (WFP) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) به طور مستمر بر آن تاکید کرده‌اند.

۱. سوءتغذیه مزمن و بحران کوتاه‌قدی

یکی از بارزترین شاخص‌های بحران غذایی در کره شمالی، نرخ بالای سوءتغذیه مزمن در میان کودکان است که منجر به پدیده «کوتاه‌قدی» می‌شود.

بر اساس داده‌های آژانس‌های سازمان ملل پیش از انسداد مرزها در دوران کووید-۱۹، تخمین زده می‌شد که حدود 20% (یک‌پنجم) از کودکان زیر پنج سال در کره شمالی از کوتاه‌قدی رنج می‌برند.

برخلاف سوءتغذیه حاد که نشان‌دهنده کاهش وزن شدید و ناگهانی است، کوتاه‌قدی بازتاب‌دهنده محرومیت طولانی‌مدت از مواد مغذی است.

این عارضه تنها یک مسئله فیزیکی نیست، بلکه نشان‌دهنده آسیب‌های دائمی و جبران‌ناپذیر به رشد شناختی و تکامل مغزی کودکان در 1000 روز اول زندگی است.

۲. گرسنگی پنهان و فقر ریزمغذی‌ها

امنیت غذایی صرفاً به معنای تامین کالری نیست، بلکه کیفیت و تنوع رژیم غذایی نیز حیاتی است.

در کره شمالی، رژیم غذایی اکثریت جمعیت به شدت فاقد تنوع است که به پدیده‌ای به نام «گرسنگی پنهان» (Hidden Hunger) دامن زده است.

سیستم توزیع دولتی و تولیدات محلی عمدتاً بر غلات پایه (کربوهیدرات‌ها) مانند برنج و ذرت متکی هستند. در نتیجه، رژیم غذایی خانوارها دچار کمبود شدید پروتئین‌های حیوانی و گیاهی، چربی‌های ضروری، ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

کمبود مفرط آهن، روی و ویتامین A به ویژه در میان زنان باردار و شیرده شایع است که منجر به نرخ بالای کم‌خونی (Anemia)، زایمان‌های زودرس و تضعیف سیستم ایمنی بدن مادر و نوزاد می‌شود.

۳. آسیب‌پذیری مضاعف گروه‌های خاص

در این بحران، زنان باردار و شیرده، کودکان خردسال، سالمندان و جمعیت ساکن در استان‌های کوهستانی و حاشیه‌ای شمالی در خط مقدم آسیب قرار دارند.

به دلیل محدودیت‌های مالی و لجستیکی که پیشتر تشریح شد، دسترسی به غذاهای غنی‌شده تخصصی (مانند بیسکویت‌های غنی‌شده و مکمل‌های لیپیدی) که معمولاً توسط WFP برای مهدکودک‌ها، یتیم‌خانه‌ها و بیمارستان‌ها تامین می‌شد، با اختلالات جدی مواجه شده و وضعیت تغذیه‌ای این گروه‌های هدف را وخیم‌تر کرده است.

۴. پیوند سوءتغذیه و ضعف زیرساخت‌های بهداشتی

بحران سوءتغذیه در خلأ رخ نمی‌دهد، بلکه با ضعف مفرط سیستم بهداشت عمومی و زیرساخت‌های آب، فاضلاب و بهداشت (WASH) تشدید می‌شود.

کمبود مزمن انرژی و سوخت باعث اختلال در پمپاژ و تصفیه آب آشامیدنی سالم در بسیاری از مناطق روستایی شده است. بدن‌هایی که بر اثر سوءتغذیه ضعیف شده‌اند، به شدت در برابر بیماری‌های عفونی و منتقله از راه آب (مانند اسهال) آسیب‌پذیرترند.

بیماری اسهال به تنهایی مانع جذب مواد مغذی محدودِ مصرف‌شده می‌شود و یک چرخه مرگبار از بیماری و کاهش وزن ایجاد می‌کند. همچنین، شیوع بیماری‌هایی مانند سل در میان جمعیت دارای سوءتغذیه بالاتر است و به دلیل کمبود تجهیزات تشخیصی و داروهای اساسی، درمان این بیماری‌ها با چالش‌های جدی مواجه است.

در کل پیامدهای بهداشتی ناامنی غذایی در کره شمالی فراتر از مسئله گرسنگی مقطعی است. این بحران، یک چرخه معیوب از سوءتغذیه و بیماری ایجاد کرده است که نه تنها سلامت نسل فعلی را به خطر انداخته، بلکه با تخریب رشد جسمی و ذهنی کودکان، ظرفیت‌ها و سرمایه انسانی این کشور را برای دهه‌های آینده به شدت فرسوده است.

نتیجه‌گیری

امنیت غذایی در کره شمالی یک بحران چندوجهی و ریشه‌دار است که نمی‌توان آن را تنها به یک عامل واحد تقلیل داد. همان‌طور که بررسی شد، این چالش پیچیده حاصل درهم‌تنیدگی عوامل اقلیمی، ساختاری، ژئواکونومیک و انسانی است.

از منظر جغرافیایی و اقلیمی، محدودیت شدید اراضی قابل کشت (کمتر از 20%) و آسیب‌پذیری بالا در برابر چرخه‌های مخرب خشکسالی و سیلاب، موانع فیزیکی سختی را بر سر راه تولید داخلی ایجاد کرده‌اند.

در کنار این جبر جغرافیایی، ساختار اقتصاد متمرکز و سیاست‌های کشاورزی، از جمله سیستم مزارع اشتراکی و کمبود مزمن نهاده‌های حیاتی مانند کود و ماشین‌آلات، بهره‌وری بخش کشاورزی را پایین نگه داشته است.

این چالش‌های داخلی با اعمال تحریم‌های گسترده بین‌المللی و انزوای تجاری، به ویژه انسداد طولانی‌مدت مرزها در دوران همه‌گیری کووید-۱۹، ابعاد بحرانی‌تری به خود گرفته‌اند.

این انزوا نه تنها واردات تجاری مواد غذایی و نهاده‌ها را مختل کرده، بلکه ارسال کمک‌های بشردوستانه نهادهای بین‌المللی را نیز با موانع جدی لجستیکی مواجه ساخته است.

بازتاب نهایی و تلخ این چالش‌های درهم‌تنیده، در بحران بهداشت عمومی و سوءتغذیه مزمن تجلی یافته است. نرخ بالای کوتاه‌قدی در کودکان و شیوع گسترده «گرسنگی پنهان» ناشی از فقر ریزمغذی‌ها، گواه این حقیقت است که ناامنی غذایی در این کشور فراتر از کمبود مقطعی کالری بوده و در حال فرسایش تدریجی و جبران‌ناپذیر سرمایه انسانی و سلامت نسل‌های آینده است.

در نهایت، غلبه بر بحران ناامنی غذایی در کره شمالی نیازمند رویکردی جامع است. تداوم این وضعیت نشان می‌دهد که بدون بهبود زیرساخت‌های کشاورزی، تسهیل دسترسی به نهاده‌های نوین، ارتقای تاب‌آوری اقلیمی و همچنین رفع موانع پیش‌روی جریان‌های تجاری و کمک‌های بشردوستانه پایدار، چشم‌انداز دستیابی به امنیت غذایی در این کشور همچنان شکننده و مبهم باقی خواهد ماند. پیامدهای این بحران، نیازمند توجه مستمر به ابعاد انسانی و بهداشتی آن به دور از سایر متغیرهاست.

 

کد خبر 14875

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید